در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میتوان گفت در بسیاری از موارد این منتقدان هستند که کتابی را صاحب عنوان پرفروش یا تجدید چاپها میکنند. با نویسندگان و منتقدان مختلف به گفتوگو نشستیم تا نظر آنها را در این باره بشنویم، یوسف علیخانی که نویسنده است و مدیریت نشر آموت را هم به عهده دارد، میگوید: برگزاری نشستهای نقد کتاب و نوشتن نقدهای مطبوعاتی در ترغیب مخاطبان به خرید کتاب هیچ تاثیری ندارد. او درباره اینکه مردم چگونه از انتشار کتاب و خوب بودن یک اثر باخبر میشوند و به خرید آن اقدام میکنند، میگوید: آنچه مردم را به خرید کتابها ترغیب میکند، فرهنگ شفاهی و ارتباطات شفاهی میان افراد با دوستان و آشنایانشان است. در نمایشگاه کتاب دیدم دختری با خالهاش به غرفه ما مراجعه کرده بود و کتابی را نشان داد و گفت خاله همین رمان بود و خالهاش هم سه جلد از آن کتاب خرید. علیخانی معتقد است مردم هنوز هم چندان که باید با رسانهها ارتباط نگرفتهاند و هنوز هم بر اساس فرهنگ شفاهی اقدام به خرید کتاب میکنند.
زبان سنگین، نگاه فخرفروشانه
منوچهر اکبرلو، نویسنده و منتقد هم میگوید: در شرایط کنونی نقد بیشتر به کار مخاطب حرفهای و کتابخوان میآید و تأثیر بسیار کمی بر افزایش خوانندگان دارد، معمولا کسانی نقد میخوانند که کتاب را از پیش خواندهاند. نکته دیگر اینکه معمولا نقدها در نشریات تخصصی منتشر میشود یعنی نشریاتی که مخاطب تخصصی دارند.
او میافزاید: نقد موجود در جامعه ما نقد روشنفکرانه است، نگاه نخبهگرا در میان منتقدان سبب شده از زبانی سنگین و فخرفروشانه و از موضع بالا به کتاب نگاه کنند و نقد به زبان ساده و قابل فهم برای اقشار فراگیر جامعه در میان اهل نقد کمتر به کار میرود. در کشورهای دیگر که نقد جایگاهی جدیتر و خوانندهای فراگیرتر دارد در نشریات عمومیتر و ستونهای روزنامهها منتقدان از زبان ساده بهره میبرند.
نقد فراگیر سطحی نیست
اکبرلو تاکید میکند که فراگیرتر کردن نقد به معنی سطحینویسی نیست. شرایط به گونهای است که برخی گمان میکنند نقد نویسی بدون به کارگیری کلمات و اصطلاحات دشوار نقد به شمار نمیآید در حالی که باید نقد را به زبان ساده به کار برد و از دام این لغات سخت و اصطلاحات که به صورت کلیشه در آمدهاند رها کرد تا بتواند میان مردم بیاید. از نگاه اکبرلو مشکل اصلی منتقدان ما در این است که از آغاز توجهی به مخاطب ندارند و بسیاری صرفا برای خود نویسنده نقد مینویسند و تنها در دایره فکری خود و نویسنده مینگرند و مینویسند و همین کار را دشوار میکند. اگر بخواهیم موضوع را از زاویهای که اکبرلو میگوید نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که بهتر است از منتقدان بخواهیم کمی بیشتر با جامعه همراهی کنند و زبان و بیانشان را به مردم و جو غالب بر جامعه هماهنگ کنند.
نقد مطبوعاتی و شباهت آن با معرفی کتاب
علیالله سلیمی دیگر نویسندهای است که با او صحبت کردیم. او مساله را به نوعی متفاوت نگاه میکند و میگوید: نقد امروز در جامعه ما محدود شده به نقد مطبوعاتی که میتوان گفت شکلی از معرفی کتاب را در خود دارد و فقط به خواننده کمک میکند ژانر اثر را بشناسد. مخاطب نقد را میخواند و اگر با خواندن نقد تمایلی به خواندن آن داشت به دنبال کتاب میرود. این نویسنده تاکید میکند: در جلساتی که سرای اهل قلم برگزار میکند از بین کتابهای زیادی که ناشران مختلف منتشر میکنند برخی کتابها مورد نقد قرار میگیرد که با توجه به مشغولیتهای مخاطب، اینگونه جلسات میتواند باعث انتخاب درست مخاطب شود.
جلسات نقد کتاب و جذب مخاطب
سلیمی میافزاید: وقتی قرار است کتابی مورد نقد قرار گیرد خبرهای مربوط به این اتفاق در رسانهها منتشر میشود و خود این مساله میتواند در کنار جلسه نقد، روی انتخاب مخاطب تاثیر داشته باشد. نقل قولهایی که آدمهای مختلف در این جلسات و بعد از آن مطرح میکنند و حرفهای ضد و نقیضی که مطرح میشود، طبیعی است که باعث تحریک حس کنجکاوی مخاطب میشود و به خرید کتاب اقدام میکند. او اظهار میکند: وقتی جلسات نقد کتاب برگزار شده یا نقدهایی درباره آثار مختلف در رسانهها منتشر شود، نویسنده میتواند خود را محک بزند و نقاط ضعف خود را پیدا کرده و آنها را برطرف کند.
بامداد محمدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: