سال 1382 نوار کاستی به بازار آمد که جلدی آبی رنگ داشت. روی جلدش تصویر غلامعلی کویتیپور بود که پیراهن سیاه بر تن کرده بود و هدفونی بر گوشهایش داشت. شکل و شمایلی متفاوت با آنچه تاکنون از مداحها دیده بودیم. معمولا مداحها میکروفن به دست میگیرند و وسط جمعیتی که دورشان حلقه زدهاند نوحه میخوانند. اما کویتیپور پشت میکروفنی ایستاده بود که نشان میداد دارد قطعاتش را در یک استودیوی مجهز ضبط میکند. او با مداحان همسن و سال خودش چند تفاوت عمده داشت. تفاوتهایی که مرزبندی بین او و دیگر فعالان این حوزه را پررنگتر میکند. کویتیپور آشنایی خوبی با علم و هنر موسیقی دارد و در کارهایش از موسیقی بدرستی استفاده میکند. او ذائقه نسل جدید را میشناسد و به همین دلیل کارهایش با استقبال مواجه میشود. ترانه غریبانه او را هم بچههای جبهه و جنگ دوست دارند و هم جوانانی که با این فضا فاصله دارند. ترانهای که برای عروج شهدای هشت سال جنگ تحمیلی سروده شده است؛ اما دایره معناییاش این قدر فراگیر است که زمان و مکان نمیشناسد و در مناسبتهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. با این ترانه به یاد همه عزیزانی میافتیم که دار فانی را وداع گفته و ما را تنها گذاشتهاند. کویتیپور از ملودیهایی استفاده میکند که حس اندوه و غصه را در دل شنونده زنده میکنند. او حرمت ماه محرم و صفر را نگه میدارد و سراغ ملودیها و ضرباهنگهای تند نمیرود.
کویتیپور با زبان نمادین با مخاطبانش حرف میزند و از مستقیمگویی پرهیز میکند. استفاده از استعارهها شنیدن ترانههایش را لذتبخشتر میکند. زیرا ذهن مخاطب به کار میافتد و برای فهم بهتر ترانه مدام رمزگشایی میکند. وقتی در قطعه «چنگ دل» میخواند: «عشق اینجا اوج پیدا میکند» متوجه میشویم که منظورش از «اینجا» فضای معنوی جنگ و دفاع مقدس است. بیآنکه نامی از دفاع مقدس و خط مقدم به زبان بیاورد. واژههایی چون نیستان، دریا، قطره، شعله و پرده در ترانههای غلامعلی کویتیپور حضور پررنگی دارند.
سروش امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم