قانون‌هایی که اجرا نمی‌شود

«اگر نظم و قانون را اجرا می‌کردند، یک از ‌خدا بی‌خبری روی زن و بچه مردم اسید نمی‌پاشید.» با صدای راننده سرم را از کتاب جیبی که دستم است بلند و به او نگاه می‌کنم. به جای آن‌که نگاهش به جلو باشد، تمام حواسش به خودروهایی است که منظم در دو ردیف و گاهی در سه ردیف در کنار بزرگراه مدرس به خط ایستاده‌اند. چند دقیقه‌ای به ساعت 5 بعد از ظهر باقی مانده و آنها منتظر هستند تا عقربه کوچک ساعت روی عدد 5 قرار گیرد تا گاز خودروشان را بگیرند و وارد میدان هفت‌تیر شوند.
کد خبر: ۷۳۵۰۷۱

با خودم می‌گویم قیاس مع‌الفارق است، اما به هر حال هر دو معضلی بزرگ برای جامعه است. راننده راست می‌گفت، راننده‌هایی که طرح ترافیک ندارند و در اتوبان‌ها و بزرگراه‌ها توقف می‌کنند و ترافیک بوجود می‌آورند تا ساعت طرح تمام شود، قانون‌شکن‌های بزرگی هستند که به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند آسایش و آرامش زن و بچه مردم و سایر رانندگان است. آنها قانون را زیر پا می‌گذارند، مدتی در کنار بزرگراه پارک می‌کنند تنها برای آن‌که جریمه نشوند و کسی نیست به آنها بگوید خب چند دقیقه دیرتر حرکت کنید که نه راه دیگران را بند بیاورید و نه خود در کنار بزرگراه و در ملأعام قانون‌شکنی کنید. اگر چه با کمی اعمال قانون و ترس از جریمه این مشکل برطرف می‌شود، ولی اسیدپاشی چه؟

انگار امسال مد شده است، اسیدپاشی را می‌گویم. این طیف خبر چند روزی است که تیتر یک صفحات حوادث را به خود اختصاص داده و اصحاب رسانه غافل از آثار منفی که بر بدنه جامعه وارد می‌شود، به جزئیات ماجرا می‌پردازند. بدون هیچ تحلیلی و بدون آن‌که تلاش کنند تا حداقل اطلاع‌رسانی دقیق و کاملی انجام دهند. من که خبرنگار حوادث هستم و می‌دانم اخباری که در وایبر، وی چت و واتس‌آپ و... خلاصه به قول امروزی‌ها در فضای مجازی انتشار داده می‌شود شایعه است و نه خبر اسیدپاشی مشهد و نه خبر اسیدپاشی در پایتخت صحت و سقم ندارد، باز هم احتیاط را شرط عقل کرده‌ام و خیلی مراقب هستم. دیگر پشت فرمان، شیشه خودروام پایین نیست.

به راستی چه باید کرد؟ گاهی اوقات تصور می‌کنم قربانیان اسیدپاشی هم مثل راننده‌هایی هستند که طرح ترافیک دارند و هیچ اعتراضی به قانون شکنی راننده‌های دیگر نمی‌کنند. شاید اگر آنهایی که زندگی‌شان را به این طریق از دست داده بودند در زمان اجرای حکم رضایت نمی‌دادند، درس عبرتی بود برای خیلی از افراد دیگری که بی‌پروا به این کار دست زدند. شاید اگر اسیدپاش به اشد مجازات می‌رسید و دادستان دستور مجازات او را صادر می‌کرد، افرادی که این فکر را در سر داشتند، به خود نهیب می‌زدند که پایان راه مدتی حبس و دیه نیست و سرنوشت دیگری که بسیار شدیدتر است انتظارشان را می‌کشد.

مرجان همایونی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها