در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها بحث سوادآموزی فراتر از توانایی خواندن اعداد و تشخیص حروف الفباست. سوادآموزی درواقع ترویج یک فرهنگ والاست که باعث میشود نوع نگاه فرد به آدمها و محیط پیرامونش عوض شود و از دیدگاهی عمیقتر به زندگی نگاه کند.
یعنی درد فقط این نیست که فرد بیسواد نمیتواند یک دستنوشته ساده را مطالعه کند، درد اصلی اینجاست که فرد بیسواد و کمسواد، از حق و حقوقش هم بدرستی آگاه نیست و براحتی میتواند مورد سوءاستفاده دیگران قرار بگیرد.
روز گذشته، مدیرکل امور اجتماعی استانداری تهران اظهارنظر قابل توجهی ارائه کرد و به فارس گفت: در چهار ماه اخیر از 50 موسسه بازیابی و سازمانهای مردمی در حوزه آسیبهای اجتماعی بازدید کردهایم که در این بازدیدها، متوجه شدیم که 90 درصد آسیبدیدگان از بیسوادی مطلق و کمسوادی رنج میبرند.
حالا همین اظهارنظر را در کنار آمارهای رسمی بگذارید که میگوید در کشور ما، ده میلیون بیسواد مطلق و ده میلیون کمسواد وجود دارد.
این حرف به این معنی است که حداقل 20 میلیون شهروند ایرانی، به دلیل کم آگاهی و درد ندانستن، طعمههای خوبی برای قربانی شدن هستند و ظرفیت این را دارند که براحتی در زمره آسیبدیدگان اجتماعی قرار بگیرند.
اما برعکساش هم وجود دارد. آمار بیسوادی و کمسوادی 30 درصد زندانیان و 90 درصد معتادان که رئیس سازمان نهضت سوادآموزی در گفتوگو با ایسنا به آن اشاره کرده است، حکایت از این دارد که به قول این مقام مسئول، فرد بیسواد آسیب دیده، میتواند هم آسیبپذیر و هم آسیبرسان باشد.
البته نمیخواهیم بگوییم هر فردی که سواد ندارد، قطعا با آسیبهای اجتماعی مثل فقر، اعتیاد و بزهکاری در ارتباط است، ولی اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم، فرد با سواد و بامهارتی که راه تعامل مثبت با جامعهاش را میداند، بندرت مورد استثمار کسی قرار میگیرد و یاد گرفته است که اهدافش را نه با زور و کلاهبرداری، بلکه با علم و منطق جلو ببرد؛ چنین فردی کمتر در معرض آسیبهای اجتماعی قرار میگیرد.
امین جلالوند / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: