در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اوایل مهر سال 1382 راننده چهل ساله کامیونی خانه اش را در شهرستان آبیک ترک کرد و دیگر بازنگشت. خانوادهاش با تلفن همراه او تماس گرفتند اما خاموش بود. سراغ او را از دوستانش گرفتند اما کسی او را ندیده بود، به همین دلیل با حضور در پلیس آگاهی برای یافتن وی کمک خواستند.
پس از طرح شکایت، مشخصات راننده و کامیون وی و نیز آخرین عکس مرد راننده در اختیار کارآگاهان قرار گرفت تا شاید ردی از او پیدا شود. تحقیقات ادامه داشت تا این که چند هفته بعد کامیون مرد گمشده در حالی که بدون سرنشین در بیابانهای شهر رها شده بود، کشف شد.
وجود چند لکه خون روی صندلی حکایت از قتل راننده داشت. کارآگاهان جنایی همچنین دریافتند از روزی که راننده ناپدید شده، از شاگرد بیست و نه ساله وی به نام امیر خبری نیست و کسی او را در شهر ندیده است.
ماموران با کشف این سرنخ به خانه پدری این جوان که تنها مظنون پرونده بود، اعزام شدند اما امیر آنجا را هم ترک کرده بود.
پس از یک ماه جستجو امیر در مخفیگاهش دستگیر شد و با انتقال به پلیس آگاهی به افسر بازجو گفت: مرد راننده را من کشتهام. مدتی بود بهعنوان شاگرد برایش کار میکردم. این اواخراخلاق و رفتارش تغییر کرده بود و میخواست مرا اخراج کند. از ترس اینکه کارم را از دست بدهم، تصمیم گرفتم با او حرف بزنم تا شاید از تصمیمی که گرفته منصرف شود. آن روز سلاحی را برداشتم تا اگر منصرف نشد، تهدیدش کنم.
امیر ادامه داد: با شدت گرفتن درگیری، عصبانی شده و به او شلیک کردم. پس از مرگش جسد را به روستایی حوالی آبیک منتقل و دفن کردم. کامیون را نیز همان حوالی رها کرده و به صورت مخفیانه به زندگیام ادامه دادم. یک لحظه عصبانیت زندگیام را تباه کرد و مهر قاتل بودن بر پیشانیام حک شد.
در ادامه تیم جنایی جسد را کشف و به پزشکی قانونی منتقل کرد و متهم روانه زندان شد. پرونده قضایی او هم با صدور کیفرخواست به شعبه 101 جزایی وقت ارسال و با توجه به درخواست اولیای دم، رای بر قصاص صادر شد. حکم صادره مدتی بعد تائید و به واحد اجرای احکام دادگستری آبیک ارجاع شد.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان آبیک در این باره به خبرنگار ما گفت: با توجه به این که هدف واحد صلح و سازش دادگستری جلب رضایت شاکیان در پروندههای قتل است، در این پرونده نیز با توجه به ابراز ندامت متهم واحد صلح و سازش دادگستری چند جلسه با اولیای دم که 11 نفر بودند، برگزار کرد و با گذشت 11سال از وقوع حادثه، در مرحله اول موفق به جلب رضایت هشت نفر از آنها شدند، اما سه نفر دیگر همچنان اصرار بر اجرای حکم قصاص داشتند.
جواد یاوری افزود: من و همکاران قضاییام به تلاشهایمان برای کسب رضایت ادامه دادیم تا این که آنها نیز با توجه به این که در ایام محرم قرار گرفته بودیم، از قاتل گذشت کردند و به او زندگی دوباره بخشیدند. به این ترتیب متهم به قتل از مجازات مرگ نجات یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: