در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احتمالا در این 30 سال بیشتر این پول را صرف اجاره خانه، غذا، لباس و دیگر مایحتاج زندگیاش کرده، اما اگر فرض کنیم همه آن را پسانداز کند شاید بتواند بعد از یک عمر کارکردن و خرج نکردن، یکی از این ماشینهایی را که در صفحه بچهپولدارها قابل مشاهده است بخرد. اما رویای آمریکایی ـ اقتصاد سرمایهداری ـ به شما میگوید که آفریدگارتان حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی را به شما داده است و کسی نمیتواند این حق را از شما بگیرد. سیستم مبتنی بر این رویا به شما، فارغ از طبقهای که در آن به دنیا آمدهاید این امکان را میدهد که زندگیتان را تغییر دهید.
قرار است این رویا که در ایران هم بومیسازی شده، شما را به حرکت وادارد، به شما انگیزه و اطمینان بدهد که به آنچه استحقاقش را دارید خواهید رسید. حق «جستجوی خوشبختی» را کسی از شما نمیگیرد، اما اگر جزو آندسته از افراد هستید که با تمام حقوقشان حتی نمیتوانند غذای کافی برای خودشان تهیه کنند حتما بهقدر کافی تلاش نکردهاید، بهقدر کافی باهوش نبودهاید، بهقدر کافی آیندهنگر نبودهاید!
شما حق دارید برای اینکه از پلکان دهکهای درآمدی بالا بروید، طبقه پدرانتان را ترک کنید و در کنار کارفرمایان بنشینید و تقلا کنید. این «حق» شماست اما در این بازی مار و پله، اگر ماری نیشتان زد و به جای اولتان یا کمی پایینتر برگشتید، حتما بهقدر کافی «کارآفرین» خوبی نبودهاید.
آفریدگارتان به شما حق جستجوی «خوشبختی» را اعطا کرده، گرچه علم احتمالات شانس زیادی برای خوشبخت شدن شما قائل نیست.
این سیستم قرار است به ما انگیزه بدهد (تمام ادعایش همین است)، اما در مقابل ما را از «کار» بیزار میکند، ما را وادار میکند که تن به فساد و رشوه دادن و رشوه گرفتن بدهیم. کارآفرینی؟ شوخی بیمزهایست.
* پانوشت: این نوشته با تغییر و تلخیص از صفحه «صادق نبوی» برداشته شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: