مزایده ای بی سابقه برای خرید موفقیت

خسته و عصبی به خانه برمی گردد، بی هیچ حرف و سلامی به اتاقش می رود و روی تختش ولو می شود. ناامید و افسرده و بی انگیزه است. حوصله کسی را ندارد. دیگر از هر چیز و هر کس خسته شده است
کد خبر: ۷۲۶۰۹
نگاهی به کتابهایی که تازه خریده ، می اندازد: «چگونه بر خود مسلط شویم»، «زندگی بدون استرس»، «7رمز موفقیت» و... اما گویی آنها نیز مرهمی بر دردهایش نیست ، دیگر اعتماد و حتی اعتقادی به آنها ندارد.
انگار همه چیز از معنا و مفهوم تهی شده است. در وضعیت بغرنج افسردگی و احساس بی کفایتی به سر می برد که تلفن زنگ می زند.
یکی از دوستانش از آن طرف خط با شوق و هیجان زیادی می گوید: «یک موسسه آموزش موفقیت پیدا کردم که محشره هر کی آنجا رفته به همه چیز رسیده ، درسته هزینه اش زیاده ؛ ولی می ارزه بعدا چندین برابرش رو می تونی به دست بیاری».
بار دیگر برمی خیزد و با شوق و امیدی فراوان به سوی بانک می رود تا پول بردارد و در این موسسه ثبت نام کند و... شاید شما هم گاهی دچار چنین حالتهایی شوید و با حرص و ولع شدید لابه لای کتابها و نشریات روان شناسی به دنبال راهی برای آرام کردن خود بگردید یا تصمیم گرفته باشید به یکی از این مراکز موفقیت ، کنترل استرس ، شاد زیستن و مدیتیشن سری بزنید به امید این که در مدتی کوتاه به آرامش ذهنی و آسایش روحی دست یابید.
گویی در این کلاسها، دارویی جادویی به انسان می دهند که هر چه غم و اندوه و رنج هست ، همه را نابود می کند یا رمز و رازهایی به آدمی می آموزد که بدون سختی و دشواری به انواع موفقیت های مالی و شغلی و تحصیلی منتهی می شود! اگر چنین قصدی دارید لطفا این گزارش را بخوانید.
رشد قارچ گونه مراکز و موسساتی که ادعا دارند موفقیت افراد را در زندگی تضمین می کنند، گسترش روزافزون دارد. آنان با دریافت مبالغ هنگفتی از پول مردم ، موفقیت را به مشتریانش می فروشند.
کافی است نگاهی به نشریات زرد و مجلات خانواده بیندازید، با انواع و اقسام این موسسات که برای بازاریابی و بازارگرمی دست به تبلیغات گسترده ای زده اند، آشنا شوید.
سیل کتابها و نشریاتی که بویژه در سالهای اخیر در زمینه روان شناسی موفقیت و اعتماد به نفس و کنترل و مدیریت استرس و اضطراب و هزاران راه رفته و نرفته برای رسیدن به قله های زندگی منتشر شده است و استقبال گسترده مردم از این آثار، گواه بر وجود خلا اجتماعی عمیق و خطر آسیبهای جدی روانی اجتماعی در جامعه است.
فروش کتابهای روان شناسی موفقیت در نمایشگاه بین المللی ، سالهای اخیر آمار بالایی به خود اختصاص داده است و همیشه یکی از شلوغ ترین غرفه های نمایشگاه بوده است.
اشتیاق فراوان به موفقیت و دستیابی به موقعیت های اجتماعی و اقتصادی بالا آنچنان زیاد است که تب آن افراد و خانواده های بسیاری را می سوزاند و این گرایش طبیعی به موفقیت را تبدیل به بیماری اجتماعی کرده است.

تجربه آموزش دیدگان
علی ربیعی ، مهندس الکترونیک ، سالها پیش که این کلاسها را با آموزش یکی از چهره های مشهور این حرفه طی کرده ، معتقد است : آنچه در این کلاسها مطرح می شود، همچون قرص مسکنی است که دردها و رنجهای فوری آدمی را التیام می بخشد و پس از مدتی انسان دوباره به رفتارهای قبلی برمی گردد.
محمد قلی زاده ، حسابدار یک شرکت تجاری در این باره می گوید: به دلیل رقابت های تنگاتنگ اقتصادی ، در حرفه ما نوعی استرس و نگرانی همیشگی برای موفق شدن در کار و به دست آوردن منافع مالی بیشتر وجود دارد که به خاطر به دست آوردن آرامش و یاد گرفتن راز و رمزهای برتر بودن و موفق بودن میل رفتن به این کلاسها را افزایش می دهد.
نازیلا ذبیحی که در رشته روان شناسی تحصیل می کند و پیش از دانشگاه ، این کلاسها را تجربه کرده ، می گوید: «شرایط روحی و اجتماعی آدمها خیلی در جذب افراد به این مراکز موثر است.
خود من زمانی که پشت کنکور بودم ، برای رفع استرس و دلهره های کنکور و برای این که بتوانم بر خودم مسلط شوم ، به این کلاسها رفتم که البته تا حدودی موثر بود؛ ولی مشکل اساسی این موسسات این است که متخصصان و کسانی که مسوول آموزش این مراکز هستند، توانایی و قابلیت های علمی بالایی ندارند».
جواد زارع در خیابان جمهوری ، فروشگاه لوازم صوتی تصویری دارد؛ درددل های زیادی در این باره دارد، او که در سال 77 با پرداخت 55هزار تومان برای دوره 3روزه در یکی از این مراکز ثبت نام کرده بود بشدت با ماهیت چنین موسساتی مخالفت می کند و می گوید: محتوای مطالب و نکاتی که در این مراکز به مخاطبان ارائه می شود، در عمل با توجه به ویژگی های جامعه ما به بن بست می خورد و باعث می شود فرد بیش از گذشته سرخورده شود.
از او درباره افرادی که به این کلاسها می آمدند، سوال کردم. جالب این که او گفت طیفهای مختلف اجتماعی از افراد علمی تا دکترها و مهندسان در این کلاسها حضور داشتند.
گفته های آقای زارع ، گواه بر آن است که یک اپیدمی اجتماعی در این زمینه وجود دارد؛ به طوری که همه گروه و طبقات اجتماعی را با خود درگیر کرده است و در واقع میل عطش وار به موفق و برتر بودن از حد مسائل فردی گذشته است و به پدیده ای اجتماعی تبدیل شده است.

موفقیت چیست؛
موفقیت ، اگرچه امری فردی تلقی می شود؛ اما درون جامعه اتفاق می افتد، لذا با امکانات و شرایط اجتماعی ، مردم ، شغل ، خانواده و تحصیلات افراد ارتباط تنگاتنگ دارد، چه بسا موقعیتی برای یک فرد موفقیت معنی شود؛ ولی برای دیگری چنین معنایی نداشته باشد.
این در حالی است که موفقیت امروز به مفهوم کلیشه ای تبدیل شده است و بدون توجه به تفاوت های فردی و اختلافات اجتماعی به جامعه القا می شود.
امروزه شاهد یک استرس پنهانی و درونی میان کارمندان ، بازاریابان ، دانشجویان ، جوانان ، مدیران و دختران و پسران و به طور کلی در ضمیر ناخودآگاه جامعه هستیم که برای جا نماندن از دیگران و پیش افتادن از آنان در رسیدن به منافع و امکانات بیشتر (موفقیت!) آرامش و آسایش خود را در معرض تهدید می بینند، چرا که تعریف آنان از موفقیت براساس ویژگی های درونی و شخصیتی فرد نیست ، بلکه بیشتر به خاطر فشار الگوهای اجتماعی ، چشم و همچشمی و موفقیتی که مبتنی بر خواسته ها و تصورات عامیانه است ، تعریف می شود؛ آنچه امروز به معنای موفقیت در جامعه ما غالب است ، داشتن ثروت و رفاه و امکانات مادی بیشتر است و اصولا با عرضه بودن و زرنگی ، تنها به توانایی بیشتر پول در آوردن تعبیر می شود یا به داشتن مدارک بالای دانشگاهی بدون این که توجه شود این موفقیت ها به چه قیمتی به دست می آید یا چه کارایی مثبتی برای جامعه دارد فشار بسیاری از خانواده های ایرانی بر فرزندانشان برای قبولی در کنکور و رقابت فشرده جوانان ایرانی برای ورود به دانشگاه بخشی ریشه در همین دلایل دارد، در واقع ما موفقیت را محدود به چند مساله کرده ایم و نگاه سطحی و تنگ نظرانه ای به آن داریم البته مشکلات اقتصادی ، بیکاری ، افزایش جمعیت بویژه نسل جوان ، شرایطی پیش آورده است که فراهم کردن امکانات و لوازم ابتدایی زندگی با مشکل جدی مواجه شده ، لذا از سویی داشتن چنین تسهیلاتی به کار دشواری تبدیل شده است و اهمیت کاذبی یافته است و از سویی دیگر به دلیل فشردگی و رقابت بر سر تحصیل این امور، بهداشت دولتی جامعه را به خطر انداخته است مراکز موفقیت و شادکامی نیز از درون چنین وضعیتی بیرون آمده است البته نفس تاسیس چنین موسساتی بد نیست اما بسیاری از آنان از شرایط روحی روانی مردم سواستفاده می کنند و از آب گل آلود ماهی می گیرند.

کارشناسان چه می گویند؛
اکثر کارشناسان مسائل اجتماعی و روان شناسی ، حساسیت ویژه ای نسبت به این گونه مراکز و موسسات داشته و بر نظارت علمی بر این مراکز تاکید می کنند خانم دکتر فتا، روان شناس و عضو انستیتو روان پزشکی کشور اعتقاد چندانی به این موسسات ندارد و معتقد است: موفقیت ، پدیده اجتماعی است یعنی از منطق حاکم بر نظام اجتماعی تاثیر می پذیرد و مبنای عقلانی دارد.
تلقین های کاذب به افراد، مثبت اندیشی های افراطی و به دور از واقعیت شاید تنها یک مسکن موقت برای رهایی فرد از تنش و پراکندگی ها و آشفتگی های ذهنی و روحی باشد اما مبنای علمی ندارد.
دکتر بوالهری ، رئیس این انستیتو ضمن تایید این اظهارات ، می گوید: اکثریت این مراکز هیچ گونه قابلیت و معیار علمی ندارند و بیشتر به فعالیت تجاری و سودآور مالی روی می آورند.
وی معتقد است: ضعف اعتماد به نفس ، سرماخوردگی نیست که بشود آن را در 10روز یا چند جلسه درمان کرد یا کمرویی مشکلی نیست که با یک دوره فشرده کلاسهای روان شناسی ، بتوان آن را بر طرف ساخت.
روان شناسی علمی خط بطلان بر این ادعاها می کشد. دکتر بوالهری خواستار نظارت وزارت بهداشت بر فعالیت های این مراکز شد.
دکتر یاسمی ، رئیس اداره سلامت وزارت بهداشت با بیان این که 90درصد این مراکز هدف کلاهبرداری دارند، گفت : ما همواره خواستار نظارت بر این مراکز بوده ایم ، چرا که فعالیت این موسسات با بهداشت روانی مردم ارتباط دارد که اگر نظارت علمی و کارشناسانه نشود، تهدیدی جدی برای جامعه خواهد بود ولی متاسفانه وزارت ارشاد، این مراکز را به عنوان نهادهای فرهنگی تعریف می کند و حق نظارت از ما گرفته می شود.
دکتر حسینی ، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است: جامعه در حال گذار و نیمه مدرن ما از سویی انگیزه و شرایط روانی عاطفی رقابت و رفاه طلبی را در درون خود دارد و به وسیله رسانه ها نیز به آن دامن زده می شود ؛ اما از طرفی دیگر، شرایط اجتماعی و فرهنگی ، تحقق این خواسته ها و انگیزه ها را فراهم می کند، لذا ذهنیت غیرعقلانی و غیرمدرنی از موفقیت در جامعه ، در حال شکل گیری و رشد است که جز تنش و تشویش و آسیبهای روحی اجتماعی و خانوادگی حاصلی ندارد.

سخن پایانی
موفقیت کالایی نیست که بتوان آن را از فروشگاه خرید. بسیاری از کتابهای رنگارنگی که در زمینه روان شناسی فردی و موقعیت مشتری دارد، مبنی بر پایه های علمی روان شناختی نیست و تنها برای جلب و جذب عاطفی مخاطبان تهیه شده است.
بسیاری از این کتابها، ترجمه ای است که براساس فرهنگ و روان شناسی اجتماعی خاص کشورهای دیگر نوشته شده است و با نیازهای جامعه ما همخوانی ندارد.
موفقیت مفهوم و وضعیتی نسبی است که با توجه به ویژگی های فردی ، خانواده ، پایگاه طبقاتی و اجتماعی و حتی تاریخ سیاسی افراد، مصداقی خاص می یابد، به این معنا که موفقیت برآمده از نظام ، معنایی مشخص است نه صرفا نظام اقتصادی و اجتماعی افراد.
موفقیت باید در بستر فرهنگی و مبتنی بر نیازها و ویژگی های انسان ایرانی معاصر باز تعریف شود تا واقعی ، عقلانی و دست یافتنی جلوه کند.

سید رضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها