در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تجربه خوبی بود، آن هم برای ما که در گزارش، کل کتاب را بجز چند استثنا به بوته نقدی کشانده بودیم و شنیده بودیم خیلیها عصبانی شدهاند و قضاوت کردهاند که ما از همان ابتدای راه میخواهیم زیرآب کتاب نوپا را بزنیم.
اما فریدون اکبری شلدره ـ نویسنده کتاب ـ خشمی در کلامش نبود، موضوع را هم اینگونه نمیدید، در عوض از ما دعوت کرد برای تشکیل یک جلسه و بحث کردن درباره همه اتفاقاتی که بهنگارش این کتاب منتهی شده است. دو روز پیش این ملاقات انجام شد، در دفتر او در گروه زبان و ادبیات فارسی در ساختمانی از مجموعه سازمان پژوهش. اتاق کوچکی بود، بعد از سلام وعلیک نیز سیبی خوش عطر تعارفم شد که اکبری به شوخی میگفت ذهن را برای نوشتن باز میکند. پس از آن رسیدیم به اصل ماجرا، به گامهای مطالعاتی که برای تالیف کتاب برداشته شده، از تشکیل شورای نگارش و انشا از شهریور 92 و ادامه جلسات تا اردیبهشت 93 و در نهایت نظرخواهی از معلمان، نویسندگان، صاحبنظران، محققان و کارشناسان حوزه نگارش درباره پیشنویس کتاب.
اکبری گفت: علاوه بر این، او سابقه نود ساله انشا در کشور را بررسی کرده و کتابهایی را که تاکنون برای آموزش انشا نوشته شده، کاویده و همزمان منابع خارجی پیرامون مهارت نوشتن را هم جستجو کرده تا بداند در جهان تاکنون چه رخ داده و در کشور، انشانویسی چه سیری را پشت سر گذاشته است.
بعد هم گفت که مراحل اعتبارسنجی کتاب را در ده استان انجام داده و گروههای آموزشی استانها، درس به درس به این کتاب نمره دادهاند و ایرادها از دل همین نمرهدهیها بیرون آمده و اشکالات رفع شده است.
اینها مقدمه کلام بود، راهی برای اثبات نکتهسنجیهایی که مولف در تالیف کتاب به خرج داده تا شاید آنهایی که معتقدند بیشتر کتابهای درسی به سلیقه مولفان نوشته میشود و از نظرات دیگران جز در موارد محدود استفاده نمیشود، پاسخی بگیرند.
اما این مقدمه باعث شد برسیم به انتقادهای اصلی، به ایراد منتقدان به این که کتاب تالیفی اکبری همه چیز را آموزش میدهد، جز انشا. اکبری شلدره اما ما را توجه داد بهعنوان کتاب: آموزش مهارتهای نوشتاری (نگارش و انشا) با این هدف که بگوید مقصود از نوشتن این کتاب، آموزش مهارتهای نوشتاری بوده نه آموزش انشا. او توضیح داد که در 90 سالی که انشا در کشور تدریس میشده همیشه رویکردی هنری نسبت به این درس وجود داشته (هنرهای زبانی) در حالی که او کوشیده این رویکرد را کنار بگذارد و رویکرد مهارتمحور را جایگزینش کند.
درواقع او به یادگیری تدریجی مهارت نوشتن باور دارد که پلهپله آغاز میشود و وقتی به مرور جان میگیرد، میرسد بهمهارت انشانویسی. همین توضیح بود که او را کشاند به یک مثال، به این که دادن یک سوژه به دانشآموز و درخواست برای انشانویسی را مساوی بداند با مواجه کردن دانشآموز ناآشنا با نوشتن با یک دنیای ناشناخته، مثل کودکی که هنوز راه رفتن را نیاموخته، اما ما اصرار داریم برایمان پشتک بزند. آموزش تدریجی البته موضوعی نبود که ما با آن مخالف باشیم که حتی این اصلی پذیرفته شده، برای ما و البته برای همه منتقدان است؛ ولی موضوعی که ما با مولف کتاب انشا درمیان گذاشتیم این بود که همه منتظر انتشار کتابی برای انشانویسی بودند نهکتابی برای آموزش مهارتهای نوشتاری، آن هم در حالی که در شش سال ابتدایی، دانشآموزان همواره ادبیات فارسی میخوانند و باید مهارتهای نوشتاری را آموخته باشند.
با این حال، اکبری شلدره باز هم بر رویکرد مهارتیاش در تالیف کتاب تاکید کرد و گفت که میداند اگر اسم کتاب را انشانویسی میگذاشت و مثل گذشتگان بر رویکرد هنری تاکید میکرد، همه برایش هورا میکشیدند و مثل الان زیرتیغ انتقاد نمیرفت.
اما او به ما یک قول داد، اینکه در سه سال اول متوسطه، کتابها را بر مبنای آموزش مهارتهای نوشتاری بنویسد و در دوره متوسطه دوم تغییر رویکرد دهد و به سمت آموزش زیبانویسی حرکت کند؛ قولی که اگر محقق شود میتوانیم به تربیت دانشآموزانی امیدوار باشیم که در آستانه دریافت دیپلم میتوانند خوب فکر کنند، خوب ببینند و بشنوند و با ذهنی خلاق، حرفها و خواستههایشان را با نثری زیبا بنویسند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: