در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خود درخشان هم در شرایطی سکان هدایت قرمزها را برعهده گرفت که در گذشته در دو مقطع سرمربی این تیم بود و الان که برای سومین بار روی نیمکت این تیم نشسته است، 17سال از آخرین حضورش میگذرد. البته فوتبالدوستان ایرانی به این رفت و آمدهای پرتکرار عادت دارند. امیر قلعهنویی، سرمربی کنونی استقلال طی هشت سال گذشته در سه مقطع مختلف حضور روی نیمکت آبیها را تجربه کرده است. نمونه دیگر فیروز کریمی است که طی 24 سال سه بار سرمربی پاس شد و سه بار هم سرمربی برق شیراز. محمود یاوری هم که دیگر دستنیافتنی در این رفت و آمدها. او طی 34 سال، در سه مقطع سرمربی سپاهان شد، در سه مقطع سرمربی برق شیراز و در سه مقطع هم سرمربی فجرسپاسی.
از این مثالها زیاد است در این فوتبال. آنقدر که شاید اگر بخواهیم به مثالهای نقض اشاره کنیم کارمان بمراتب سادهتر خواهد بود. البته دلیلش هم کوچک بودن دایره مربیان در فوتبال ایران است؛ چرخه بستهای که سالهاست به پاشنه آشیل این فوتبال بدل شده است.
نمیگوییم نیست، اما در این فوتبال تعداد مربیان جوانی که حرفی تازه برای گفتن داشته باشند، واقعا کم است. مربیانی مثل براندان راجرز ایرلندی که وقتی در چهل سالگی روی نیمکت لیورپول مینشیند این تیم را تا آستانه قهرمانی در لیگ برتر پیش میبرد. مربیانی مثل اونای امری اسپانیایی که در چهل ویک سالگی همراه با سویا قهرمان جام یوفا میشود. این مربیان هر کجا که باشند با خودشان خونی تازه به فوتبال تزریق میکنند. فوتبال ما هم اگر میخواهد حرکت کند باید به دنبال همین خون تازه باشد. در غیر این صورت ما میمانیم و چند مربی سرشناس که هر سال با همان تفکرات همیشگی روی نیمکت تیمهای لیگ برتری جابهجا میشوند.
رضا پورعالی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: