در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالیان سال فرودگاه مهرآباد تهران، مهمترین فرودگاه کشور محسوب میشد که سال 57 نیز در بازه زمانی این سالیان سال قرار داشت؛ سالی که کشور ما پوست انداخت و سیاستها، روش زندگی و دهها مورد دیگر در کشورمان تغییر یافت که این آرمانها باید به جهانیان اعلام میشد. همه دنیا باید میدانست کشور ما دیگر آن ایران سابق نیست، پس هنرمندان انقلابی کشور به فکر فرودگاه مهرآباد افتادند. محلی که میتوانست آمیزههای تفکر جدید ما را به دنیا بشناساند و هر کس وارد کشور میشد نخستین جایی که تماشا میکرد همان فرودگاه مهرآباد و محیط پیرامونش بود. دیوارهای فرودگاه مهرآباد در آن روزها نقاشی جوان را به خود میدید که پیرو یک حرف از جکسون بولاک بود که گفته بود دوره نقاشی روی سه پایه به پایان رسیده و آینده نقاشی، از آن نقاشی دیواری است.
سیدمسعود شجاعی طباطبایی که در دو دهه اخیر بیشتر به خاطر کاریکاتورهایش معروف است و به قول خودش به خاطر برخی کاریکاتورهایش، ورودش به برخی کشورها ممنوع است، نقاشیهایی میکشید که همگی ضدامپریالیستی بود. همه آنها دلمشغولی شجاعی بود و ضدآمریکایی.
شرایط سیاسی، مذهبی و فرهنگی اجتماعی که در سالهای اول انقلاب اسلامی ایجاد شد، شور و شوقی را بین نقاشان برای طراحی نقاشی دیواری در اماکن و بویژه معابر عمومی و پرازدحام شهری با موضوعهای روز انقلاب به وجود آورد ولی متاسفانه برخی از آنها به تقلید از نقاشیهای دیواری مکزیکی روی آوردند ولی شجاعی طباطبایی روی دانستههای هنری و اعتقادی خود متمرکز شد و آثاری خلق کرد که تا سالیان سال مثال زدنی بود هرچند متاسفانه امروز جای آن نقاشیها را تبلیغ پودر لباسشویی و پفک نمکی و فلان چیپس گرفته و دیگر کسی آنها را به یاد نمیآورد ولی آن آثار در آن دوره برای خود تاریخی به همراه میآورد و بنا به دلایلی خلق شده بود که ارزش داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: