اثر پروانه‌ای چرا بامزه و خلاق و باورپذیر است؟

بال می‌زنند و به باد می‌روی ...!

نمی‌دانم اثر پروانه‌ای را اولین‌بار کدام انسان بامزه‌ای طرح کرده. یعنی کدام آدم خلاقی چنین چیز عجیبی به ذهنش خطور کرده. «باترفلای» افکت، بامزه‌ترین، خلاق‌ترین و باورناک‌ترین ایده‌ای ا‌ست که یک نفر می‌تواند آن‌ را طرح کند. کار سختی است خب این‌که چیزی را بگویی که هم می‌دانی خیلی عجیب است و غریب و هم بخواهی همان را به بقیه بقبولانی. یعنی در دنیایی که راست‌های تو باور نمی‌شود؛ باوراندن تخیلات‌ کار ساده‌ای نیست.
کد خبر: ۷۱۳۳۰۰

این‌که بگویی گردبادی در آمریکا به خاطر کرمی است در برزیل که پروانه شده و این پروانه بال‌زده و بال‌هایش باد درست کرده و باد همین‌طور بیشتر و بیشتر شده و پیشتر رفته و گردبادی در آمریکا درست کرده؛ خب حرف عجیبی است.

اگر به یک بال‌زدن پروانه می‌شد دنیایی را به هم ریخت؛ چرا بال بال‌ زدن‌های من تأثیری در عالم نکرده. یا چرا خیلی ساده؛ همین امروز؛ این همه دوندگی‌های من در ساختمان اداره‌ای که نمی‌خواهم اسمش را بیاورم توفانی به پا نکرده. قاعدتا هی بالا و پایین رفتن از یک ساختمان عریض و طویل و عرق ریختن‌های بسیار که «جناب لطفا اتوماسیون خودتان را چک کنید و تائید بفرمایید!» حداقل باید کار من را درست می‌کرد؛ اما نکرد خب. نه کار من درست شده؛ نه توفانی به پا شده و نه حتی نسیمی در این هوای گرم وزیدن گرفته، اما اثر پروانه‌ای کار خودش را می‌کند. تو هی منتظری توفانی ببینی که به خاطر بال‌‌بال زدن‌های تو روز را شب کند؛ غافل از این‌که پروانه تو نیستی؛ پروانه بقیه‌اند. بقیه‌اند که بال زدن‌هایشان روز تو را می‌تواند به کلی دگرگون کند. کافی‌ است دهانشان را وا کنند و بگویند نه! آن‌وقت با همان چند لحظه و با همان کلام کوچکشان همه چیز عوض می‌شود. همه دوندگی‌های طولانی‌مدت تو؛ همه عرق ریختن‌های بسیار تو در آن ساختمان اداره‌ای که نمی‌خواهم اسمش را بیاورم هدر می‌رود. به باد می‌رود یعنی؛ به همان بادی که نه گفتن‌های ایشان در زندگی تو به راه‌انداخته است.

خیلی از بادها همین‌طور وزیدن گرفته. اصلا دانشمندان می‌گویند انقراض دایناسورها هم همین‌طور الکی‌الکی بوده است. شهابسنگی برای خودش توی هوا می‌چرخیده؛ زمین هم برای خودش می‌چرخیده؛ حالا باد زده یا نه ولی به هرحال این شهابسنگ 15 کیلومتری آمده و خورده به زمین. باز توفان به پا شده. یک‌جور توفانی که دایناسورها را کشته. یعنی شهابسنگ از قضا و خیلی اتفاقی و الکی خورده به زمین؛ گردوخاک بلند کرده؛ این‌قدر گردوخاک کرده‌ که نور خورشید درست نرسیده به زمین؛ گیاهان فتوسنتز نتوانستند بکنند؛ از بین رفتند. بعد جانوران گیاهخوار هم چون چیزی نداشتند بخورند از بین رفتند. بعد گوشتخوارهایی که این علفخوارها را می‌خورند از گشنگی مُردند و دایناسورها هم مُردند و زمین به ما رسید. همین‌جور الکی. به خاطر یک باد یواش.

یا مثلا همین خود ما آدم‌ها؛ دایناسورها نه؛ زندگی مجردِ از هرگونه تعلق و مسئولیت با گفته شدن یک بله‌ ساده‌ به کلی عوض می‌شود و آن آدم سابق دیگر نیست؛ می‌شود یک فرد متعهد و سختکوش.

این‌گونه است که اثر پروانه‌ای عمل می‌کند. این‌گونه است که خیال تو در مورد خیالی بودن خیلی چیزها تنها تصوری است برای جدی‌تر نشان دادن همه چیز؛ که بگویی مثلا دنیا و این همه اتفاق علت محکم‌تری می‌طلبد؛ نه همین‌طور الکی. این‌قدر الکی که به خاطر پول و سرمایه عده‌ای نژادپرست؛ مردمی از دیارشان آواره؛ محاصره و کشته شوند؛ بعد کسی نیاید و نگوید که نباید! اما دنیای ما این‌گونه به هم‌ آمیخته و عجیب است. مدلسازی آزمایشگاهی آب و هوا و پیش‌بینی آن با و بدون بال زدن‌های یک پروانه به کلی عوض می‌شود. دنیا با و بدون پول عوض می‌شود. با و بدون شهابسنگی زمین چهره دیگری می‌شود و با کلمه‌ای یک زندگی تمام می‌شود. آن‌‌وقت چطور می‌شود اثر پروانه‌ای را باور نکرد؟!

آنا مراد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها