برخیز و مخور غم جهان گذران...

واقعیت این است که ما آن‌قدرها که فکر می‌کنیم آدم‌های فاخری نیستیم، البته می‌توانیم با صفا باشیم اگر زیاد به این و آن گیر ندهیم و به زمانه پیله نکنیم. گاهی کمی بی‌خیالی و بی‌تفاوتی در این آرزوهای نه‌چندان معقول و نگرانی‌های بی پایانمان بد نیست و برای این بی خیالی و رهایی، رضا عطاران از آن آدم‌های کار راه‌انداز است. عطاران مثل همه کمدین‌ها از برادران مارکس تا وودی آلن تیپی مشخص دارد که نشانه‌اش بی‌خیالی و رهایی و جدی نگرفتن است. یک کمدین غیرجدی در همه این پیچیدگی‌های ذاتی که دچارش هستیم و در وجودش کوچک‌ترین دخالتی نداشتیم و نداریم مثل داروست.
کد خبر: ۷۱۰۶۶۴

رد کارپت (فرش قرمز)، فیلم جدید عطاران، را باید در روزی دید که خیلی در گرفتاری و مشغله فرومانده‌ایم، روزی از صدها روزی که زیادی مشغول کارهای نه‌چندان مهم‌مان هستیم،کارهای در ظاهر مهمی که فقط خودمان جدی‌شان می‌گیریم و تصور می‌کنیم با معطل ماندن‌شان بخشی از مشکلات جهان معطل می‌ماند. حال آن‌که جهان پا برجا و ثابت قدم راه خودش را می‌رود و مشغله‌های ما همه قابل صرف‌نظر است. بی‌خیال بودن همه آن حالی است که در ردکارپت موج می‌زند. چیزی شبیه همان حس خوابی که در فیلم قبلی عطاران «خوابم می‌آد» بود. در خوابم می‌آد کمدین ساده گیر ما حتی مرگ را خواب آلود و در رویاهای بی‌اهمیتش در آغوش گرفت و رفت. حال خواب در فیلم اول جایش را به آرزوی مضحک و بی‌توجیه داده است. از آن آرزوهایی که آدم عاقل دنبالش نمی‌رود.

یک سیاهی لشکر ایرانی طرحی برای فیلم دارد که می‌خواهد در جشنواره کن آن را به دست استیون اسپیلبرگ برساند. خود را به فرانسه می‌رساند و به هر دری می‌زند تا اسپیلبرگ را ببیند. در خیابان‌های کن پرسه می‌زند، اتاقی کوچک می‌گیرد و سرانجام پول‌هایش را می‌دزدند و بعد آواره و بی‌چیز به سمت هدفش می‌رود. کمی پوچی مضحک همواره چاشنی زندگی است که ما متوجه‌اش نیستیم، جدی‌اش نمی‌گیریم این اصل موجود را و همین جدی نگرفتن باعث زیادی جدی گرفتن مشغولیت‌هایی پوچ‌تر می‌شود که آزاردهنده‌اند نه رهایی بخش. «رد کارپت» راه خوبی است برای یک تغییر ناگهانی، برای تبدیل شدن آن راه رفتن عصبی و فرو رفته در فکر به یک پرسه زدن بی‌هدف در نیمه شبی تابستانی با بادی نرم و دلپذیر که همچون تأثیر فیلم عطاران کوتاه و راحت‌کننده است.

پیشنهاد این است در میان شلوغی و جدیت محض اگر می‌خواهید راحت شوید، بروید سینما، رد کارپت را در یک تک سئانس پردیسی بزرگ ببینید. با ذرت بوداده و ذهنی که لحظه به لحظه با پوزخنده و قهقهه‌های مقطعی رها می‌شوید. رهایش کنید کار و بی پولی و ناتوانی‌هایی که اصلا مهم نیست و تاریخ و بار سنگین رهانشدنی‌اش. شما آنقدر هم که فکر می‌کنید مهم نیستید و جهان با شما و بی‌شما کارش را می‌کند و پیش می‌رود. اگر تهرانی هستید، بهتر است از میان پردیس‌ها پردیس ملت را انتخاب کنید چرا که چسبیده به پارک ملت است و برای باد به سر خوردن در آن نیمه‌شب پارک ملت جای خوبی است؛ خاصه آن‌که در شب خلوت است و زیباتر.

علیرضا نراقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها