دختر اول بلندبلند می خندید، اما وقتی با سینی چای از اتاق رئیس بیرون آمد، اخم کرد. توی چشم کسی نگاه نمی کرد. نشست پشت میزش. گوشی تلفن را برداشت ، باز مزاحم بود. تلفن را قطع کرد. دو تا از ارباب رجوع ها توی گوش هم پچ پچ کردند و خیره شدند به او.
گونه هایش داغ شد. یادش آمد روز اول که برای شغل منشی گری زنگ زده بود، مرد گفته بود تخصص کامپیوتر و زبان انگلیسی جای خود دارد، اما قابلیت های دیگری هم هست که... دختر اول معنی قابلیت های دیگر را نفهمیده بود اما بعدها... حس کرد زیر آن همه رنگ سرخ و قهوه ای روی پوستش ، نمی تواند نفس بکشد هنوز 5ساعت تا برگشتنش به خانه مانده بود.
عرق پیشانیش را با دستمال گرفت. دستمال قهوه ای شده بود. پودر را از کیفش بیرون آورد و بلند شد تا آرایشش را تجدید کند. هرچند کارشناسان آمار رسمی اشتغال زنان را 9/12 درصد اعلام می کنند، اما زنانی که به طور غیررسمی در مراکز و شرکتهای خصوصی کار می کنند از این آمار سهمی ندارند.
با آن که کارفرمایان از آمارها بی خبرند اما تجربه به آنها آموخته است که اوج فعالیت های اقتصادی زنان به سالهای تجرد محدود شده است و به همین دلیل دختران مجرد و کم سن بهتر از زنان مسن تر کار می کنند پس بخت بیشتری برای شاغل شدن در چنین مراکزی دارند.
نظارت دولت بر بخشهای خصوصی در مورد زنان بشدت ضعیف است و بسیاری از فجایع در شرکتهای خصوصی و پرت افتاده ای شکل می گیرد که از چشم دولت پنهان مانده اند یا به چشم دولت نیامده اند!
رکسانا، فوق لیسانس علوم سیاسی و منشی یکی از آموزشگاه های آمادگی کنکور می گوید از 8صبح تا 8شب کار می کنم ، یعنی دو شیفت. اما حقوق یک شیفت را می گیرم یعنی 80هزار تومان. بیمه ای در کار نیست.
هم منشی ام ، هم مشاور تحصیلی ، هم تلفنچی ، بعضی وقتها هم اگر دبیری نیامده باشد درس می دهم ، اما فقط حقوق منشی را می گیرم. تا به حال از دو تا شرکت بیرونم کرده اند.
بعضی ها خیال می کنند اگر کسی نیاز مالی داشته باشد باید به سایر خواسته ها هم تن بدهد تا شغلش را حفظ کند. فکر می کنم جای قانون و نظارت خالی است!
رکسانا نمی داند
رکسانا نمی داند اما قوانین 3جورند. نوع اول قوانینی هستند که نوشته می شوند و اجرا می شوند مثل قوانین راهنمایی و رانندگی.
نوع دوم قوانینی هستند که نوشته می شوند و اجرا نمی شوند مثل مرخصی استعلاجی در ایام بارداری که بسیاری از مدیران آن را نادیده می گیرند یا لزوم وجود مهد کودک در مراکز دولتی برای فرزندان کارمندان که در بعضی از اداره ها به آن توجهی نمی شود.
قوانینی هم وجود دارند که نوشته نمی شوند و اجرا می شوند مثل قوانین نانوشته حاکم بر بعضی از شرکتهای خصوصی در مورد کارکنان زن یا محدود کردن زنان در احراز پستهای مدیریتی!
یک وکیل زن می گفت قانون همیشه مرا ترسانده است چون گاهی وقتها دست می گذارد روی شانه زنها تا ایستاده بمانند، اما گاهی وقتها هم طوری دستش را روی شانه آنها فشار می دهد که زانو بزنند!