دست قانون برشانه زنان

زن گاهی وقتها، نیمه شب ها، اگر سر ذوق باشد، اگر درد آرتروز مهلتش دهد، اگر بچه ها خواب باشند، اگر شام و نهار فردای خانواده را آماده کرده باشد، اگر ظرف ها را شسته باشد
کد خبر: ۷۱۰۵۱
، اگر رخت اتویی نمانده باشد، اگر خانه مرتب باشد، وقتی ساعت ، سه چهار ضربه می زند سعی می کند پس مانده های روز رفته را به زندگی اش بچسباند.
روی کاناپه دراز می کشد، اول خیال می کند همه بدنش پشت میز اداره مچاله شده است بعد آهسته آهسته خستگی را نرمی کاناپه می مکد که هنوز کتاب را نخوانده ، کرخت می شود و پلکهایش روی هم می افتند.
زن این روزها حوصله تلویزیون نگاه کردن ندارد، حوصله خندیدن ندارد، حوصله شعر گفتن ، زمزمه کردن. زن این روزها، حوصله تماشای خودش را توی آینه ندارد و نمی داند چرا گاه گاه بی دلیل دلش می خواهد گریه کند.
زن حالا یادش نیست چند ماه است کتاب محبوبش را شبها جلوی چشمهایش می گیرد و نخوانده خوابش می برد و نمی داند در چند ماده از قانون کار نام دو حرفی او را نوشته اند، کی قانون به او خیره شده و کی رو برگردانده از او.
افزایش دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه ها و کاهش تعداد داوطلبان پسر برای تحصیل ، از هجوم زنان متقاضی کار تحصیلکرده برای احراز مشاغلی متناسب با تحصیلاتشان در آینده ای نزدیک خبر می دهد.
از طرفی بالا رفتن سن ازدواج دختران ، نبود شرایط مناسب اقتصادی برای ازدواج و عدم تناسب بین تعداد پسران و دختران در سالهای اخیر نشان می دهد بسیاری از دختران ممکن است تا همیشه مجرد بمانند که به این ترتیب مجبورند برای ایجاد زندگی مستقل در عرصه های اقتصادی حضور پررنگ تری پیدا کنند.
با این همه افزایش روزافزون تعداد آدمهای ایستاده زیر خط فقر نسبی در کشورمان شاید اصلی ترین دلیلی باشد که زنان را با تحصیلات پایین یا متوسط به سوی بازارهای کار روان می کند تا به قول خودشان «دوموتوره کار کنند!» و همراه مردان یا بدون آنها چرخ زندگی را بچرخانند ؛ اما حضور فعال زنان ایرانی در بازارهای کار از مسوولیت های سنتی آنها در خانه کم نمی کند و سهیم شدنشان در چرخه های اقتصادی مجوز قانع کننده ای برای تغییر نقشهای سنتی آنها در خانه یا شریک شدن مردان در امور منزل و پرورش فرزندان ، محسوب نمی شود.
از سویی دیگر کم توقع بودن زنان ، کیفیت بالای کارشان و وجود خلائهای قانونی ، بسیاری از کارفرمایان را برای سوئاستفاده هر چه بیشتر از این نیروهای ارزان قیمت وسوسه می کند. تعدد نقشها و فشار کار، زنان شاغل را با خطر ابتلا به افسردگی ، بی تفاوتی یا اضطراب روبه رو کرده است.
بسیاری از محققان بر این باورند که اگر قانون انعطاف پذیری بیشتری در برابر زنان شاغل نشان دهد، بسیاری از مشکلات این قشر از جامعه سامان می یابد و آنان از شرایط مطلوب تری برخوردار می شوند.


اگر کارگر باشی...
کارگرند. تو دل کویر از دوردست اگر آنها را ببینی خیال می کنی درختچه های کوچکی هستند که سبز شده اند تا شکوه واهه ای را کامل کنند.
نزدیک تر که می شوی ، زمزمه شان را می شنوی : «سرب دارها چپ! بی سرب ها راست! سرب دارها چپ! بی سرب ها راست!»
قلوه سنگ ها را زنها به صورت هایشان نزدیک می کنند. سرب دارها را طرف چپ می اندازند، بی سرب ها را طرف راست. مردها گاه گاه می آیند. فرغان های پر از سنگ را روی زمین خالی می کنند. گرد و خاک بلند می شود. زن ها هلهله می کنند.
صحرا شلوغ می شود. چهارزانو نشسته اند روی پیشانی کویر. مثل این است که می خندند. نمی خندند، آفتاب به صورت هایشان شکل خنده داده است. آفتاب چشمها و پیشانی هایشان را خط زده ، صورت دخترها را هم خط زده ، آفتاب سوخته شده اند، سرخ ، سیاه ، کبود.
زیر آفتاب پنجاه درجه ای کویر جلوی معدن سرب نشسته اند با چادرهای عربی سیاه و براق. بعضی ها ساکتند. بعضی ها ذکر می گویند. بعضی ها هم زمزمه می کنند «سرب دارها چپ! بی سرب ها راست! سرب دارها چپ! بی سرب ها راست!»
کارگران زن همیشه وضع بدتری از کارمندان زن دارند. آنان به حداقل دستمزد قانعند و سطح تحصیلات پایینشان فرصتهای شغلی را برایشان بشدت محدود کرده است.
آمارها نشان می دهد اغلب زنان شهرنشین در مشاغل علمی و تخصصی فعالند و به طور کلی میزان سواد با عرصه ای که زنان در آن فعالیت اقتصادی خود را آغاز می کنند بشدت مرتبط است و زنان کارگر اغلب در کارهایی که احتیاج به دانش و تخصص ندارد مشغول به کار می شوند و این در حالی است که کارفرمایان در چنین مشاغلی به استخدام قراردادی کارگران راغب ترند.
زنان کارگری که پس از مدتها تلاش شغلی پیدا می کنند، به تبعیض های جنسی اهمیت نمی دهند. تفاوت های فاحش در پرداخت دستمزدهایشان با مردان را نادیده می گیرند و حتی در برابر کارهایی که با شرایط جسمی و روحی شان متعارض است از نارضایتی دم نمی زنند و راضی اند چون نیاز مالی اصلی ترین رکن کار زنان در محیطهای کارگری است ، برای مثال درصد بالایی از جمعیت یک میلیون و دویست هزار نفری زنان سرپرست خانوار کارگرند و حفظ شغلشان برای آنها به معنی حفظ نهاد خانواده است.
سید مصطفی سید هاشمی ، نماینده مجلس شورای اسلامی در این زمینه می گوید مشکل بیکاری و نیاز زنان ، حق انتخاب کار را از آنان گرفته است که به این ترتیب برای زندگی شرافتمندانه مجبورند مشاغل سخت و زیان آور را بپذیرند، اما اگر زمینه کار به شکلی باشد که متقاضیان حق انتخاب داشته باشند، مسلما این زنان هم مشاغلی متناسب با توانمندی هایشان انتخاب می کنند.
نداشتن شکایت همیشه نشانه اوضاع مطلوب نیست و اگر زنان با کمال میل چنین مشاغلی را می پذیرند علت آن است که گزینه دیگری برای انتخاب وجود ندارد.
گذشته از دلایلی که هاشمی در مورد عدم تلاش زنان کارگر برای احقاق حقوقشان ذکر می کند، سطح پایین سواد آنان و عدم آشنایی با قوانین نیز زمینه را برای پایمال کردن حقشان فراهم کرده است.
به طوری که زنان کارگر تشکلهای مستقلی برای دفاع از منافعشان ندارند و با وظایفی که کارفرمایان موظفند در قبال کارگران زن انجام دهند، بیگانه اند.


اگر کارمند باشی...
کارمند است. از وقتی آسانسور شرکت خراب شد، هر روز با شکم برآمده و بزرگ از پله ها تا طبقه چهارم بالا می رفت. پایین آمدن راحت تر بود اما بالا رفتن همیشه او را به نفس نفس می انداخت. یک روز صبح وقت بالا رفتن از پله ها سرش گیج رفت.
حس کرد طفلش خودش را گوشه شکم او جمع کرده است انگار قهر کرده باشد. روز بعد دیگر تکانهای بچه را احساس نکرد. زن وقتی به دخترکش توی شیشه الکل نگاه می کرد، یادش افتاد اگر رئیس شرکت اجازه داده بود از مرخصی استعلاجی ایام بارداری اش استفاده کند شاید حالا دخترش نفس می کشید.
عدم آشنایی با حقوق و قوانین کار مربوط به زنان ، تنها در مورد کارگران زن نیست و اغلب زنان کارمند در بخشهای خصوصی و دولتی هم از قوانین بی اطلاعند. گروهی هم معتقدند پافشاری برای اجرای قوانین ممکن است منجر به از دست دادن شغلشان شود.
برخی کارشناسان بر این باورندکه قوانین کافی برای احقاق حقوق زنان کارمند وجود ندارد. گروهی هم نبود ضمانت اجرایی مشخص را دلیل شرایط نامطلوب زنان شاغل می دانند به عقیده منیره نوبخت ، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، زمانی می توان از کافی نبودن یا نبودن قوانین حرف زد که اجرا شوند اما از آنجا که بسیاری از قوانین در سازمان ها و مراکز خصوصی یا دولتی اجرا نمی شوند، قضاوت در مورد کافی بودن یا نبودن آنها دشوار است.
ضعف روحیه قانون گرایی و عدم توجه کامل به قوانین اجرای آنها در جامعه بخصوص در بخشهای مدیریتی نه تنها در مسائل مربوط به زنان بلکه در سایر امور هم اخلال ایجاد کرده است.
در این میان عفت شریعتی ، رئیس فراکسیون زنان مجلس ، راهکار مناسب را پررنگ کردن قید وجدان در شخصیت مدیران مراکز و سازمان ها می داند اما با توجه به این که وجدان قرصی نیست که بشود 3بار پس از صرف غذا آن را خورد و با وجدان شد، برخی از مدیران هنوز از چنین عنصری بی بهره اند و به همین دلیل این پیشنهاد نمی تواند راهکار عملی خوبی برای حل مشکل باشد.
اما شاید ضمانت های اجرایی جدی تر بتواند جای چنین قیدی را پر کنند. بسیاری از زنان کارمند بر این عقیده اند که امکان پیشرفت و احراز پستهای کلیدی برای زنان مشکل تر از مردان است. فاطمه کهباسی ، بعد از 25سال کار در یکی از ادارات دولتی می گوید: قانون یعنی حرف مدیرکل و رئیس شعبه.
در طول خدمتم بسیاری از مردان با سوابقی کمتر از من به درجات بالاتر ارتقا پیدا کردند و من در جای خودم باقی ماندم. فکر می کنم علت این باشد که وظایف مردان تنها در کار اداره خلاصه می شود، اما کار زنان در خانه بهره وری آنان را در اداره ها پایین می آورد. از طرفی مدیران ، زنان کارمند را کمتر جدی می گیرند و حاضر نیستند موقعیت های حساس را به آنان بسپرند.


قابلیت های دیگر
دختر اول بلندبلند می خندید، اما وقتی با سینی چای از اتاق رئیس بیرون آمد، اخم کرد. توی چشم کسی نگاه نمی کرد. نشست پشت میزش. گوشی تلفن را برداشت ، باز مزاحم بود. تلفن را قطع کرد. دو تا از ارباب رجوع ها توی گوش هم پچ پچ کردند و خیره شدند به او.
گونه هایش داغ شد. یادش آمد روز اول که برای شغل منشی گری زنگ زده بود، مرد گفته بود تخصص کامپیوتر و زبان انگلیسی جای خود دارد، اما قابلیت های دیگری هم هست که... دختر اول معنی قابلیت های دیگر را نفهمیده بود اما بعدها... حس کرد زیر آن همه رنگ سرخ و قهوه ای روی پوستش ، نمی تواند نفس بکشد هنوز 5ساعت تا برگشتنش به خانه مانده بود.
عرق پیشانیش را با دستمال گرفت. دستمال قهوه ای شده بود. پودر را از کیفش بیرون آورد و بلند شد تا آرایشش را تجدید کند. هرچند کارشناسان آمار رسمی اشتغال زنان را 9/12 درصد اعلام می کنند، اما زنانی که به طور غیررسمی در مراکز و شرکتهای خصوصی کار می کنند از این آمار سهمی ندارند.
با آن که کارفرمایان از آمارها بی خبرند اما تجربه به آنها آموخته است که اوج فعالیت های اقتصادی زنان به سالهای تجرد محدود شده است و به همین دلیل دختران مجرد و کم سن بهتر از زنان مسن تر کار می کنند پس بخت بیشتری برای شاغل شدن در چنین مراکزی دارند.
نظارت دولت بر بخشهای خصوصی در مورد زنان بشدت ضعیف است و بسیاری از فجایع در شرکتهای خصوصی و پرت افتاده ای شکل می گیرد که از چشم دولت پنهان مانده اند یا به چشم دولت نیامده اند!
رکسانا، فوق لیسانس علوم سیاسی و منشی یکی از آموزشگاه های آمادگی کنکور می گوید از 8صبح تا 8شب کار می کنم ، یعنی دو شیفت. اما حقوق یک شیفت را می گیرم یعنی 80هزار تومان. بیمه ای در کار نیست.
هم منشی ام ، هم مشاور تحصیلی ، هم تلفنچی ، بعضی وقتها هم اگر دبیری نیامده باشد درس می دهم ، اما فقط حقوق منشی را می گیرم. تا به حال از دو تا شرکت بیرونم کرده اند.
بعضی ها خیال می کنند اگر کسی نیاز مالی داشته باشد باید به سایر خواسته ها هم تن بدهد تا شغلش را حفظ کند. فکر می کنم جای قانون و نظارت خالی است!


رکسانا نمی داند
رکسانا نمی داند اما قوانین 3جورند. نوع اول قوانینی هستند که نوشته می شوند و اجرا می شوند مثل قوانین راهنمایی و رانندگی.
نوع دوم قوانینی هستند که نوشته می شوند و اجرا نمی شوند مثل مرخصی استعلاجی در ایام بارداری که بسیاری از مدیران آن را نادیده می گیرند یا لزوم وجود مهد کودک در مراکز دولتی برای فرزندان کارمندان که در بعضی از اداره ها به آن توجهی نمی شود.
قوانینی هم وجود دارند که نوشته نمی شوند و اجرا می شوند مثل قوانین نانوشته حاکم بر بعضی از شرکتهای خصوصی در مورد کارکنان زن یا محدود کردن زنان در احراز پستهای مدیریتی!
یک وکیل زن می گفت قانون همیشه مرا ترسانده است چون گاهی وقتها دست می گذارد روی شانه زنها تا ایستاده بمانند، اما گاهی وقتها هم طوری دستش را روی شانه آنها فشار می دهد که زانو بزنند!

مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها