در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آرش که ماجرا را از این قرار دید، گفت: اگر به حرفهایم گوش ندهید، زنده نمیمانید. نگاهی به یکی از زنها انداخت و گفت: روکش روی صندلی را بردار زن جوان بیدرنگ به آنچه که آرش گفته بود، عمل کرد. زیر روکش صندلی لکههای خون دیده میشد. آرش ادامه داد: مسافر قبلی مثل شما به حرفهایم گوش نکرد و خیال مقاومت داشت به همین دلیل او را به قتل رساندم. حالا بازهم میخواهید مقاومت کنید؟ دو زن جوان با دیدن خون بشدت ترسیدند. آنها که جان خود را در خطر میدیدند، چارهای جز تسلیم نداشتند، به همین دلیل هر چه با خود داشتند در اختیار مرد جوان قرار دادند، سریع از خودرو پیاده شدند و پا به فرار گذاشتند.
سرقت خودرو
عقربههای ساعت 22 و 30 دقیقه شب را نشان میداد که مردی جوان با پلیس تماس گرفت و از سرقت خودروی پرایدش خبر داد. او به ماموران گفت: برای خرید، خودرویم را مقابل مغازه ای پارک کردم. چون خرید زیادی نداشتم و کارم زیاد طول نمیکشید بدون آن که خودرویم را خاموش کنم، سریع پیاده شدم و پس از خرید، وقتی از مغازه بیرون آمدم متوجه شدم خودرویم به سرقت رفته است.این اتفاق خیلی سریع رخ داد طوری که من اصلا نفهمیدم سارق چه موقع سراغ خودرو رفت.
ماموران پلیس آگاهی شهرستان خرمشهر در پی اعلام سرقت خودروی پراید، تحقیقات خود را برای پیدا کردن خودروی مسروقه آغاز کردند.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان خرمشهر در این باره میگوید: شماره پلاک خودروی سرقتی به تمامی واحدهای گشت پلیس آگاهی اعلام و بررسیها برای یافتن خودروی پراید آغاز شد تا اینکه خودروی سرقتی روز بعد، زیر پلی در شهرستان خرمشهر کشف و در بازرسی از آن مشخص شد صندلیهای عقب خودرو خونی است. همچنین کیف زنانهای از داخل خودرو کشف شد.
علیرضا باوی ادامه میدهد: از صاحب خودرو درباره لکههای خون و وسایل داخل آن تحقیق شد اما مرد جوان مدعی بود اطلاعی از این موضوع ندارد و هر اتفاقی که افتاده، مربوط به بعد از سرقت پراید است.
آدمربایی
کارآگاهان پس از کشف خودروی مسروقه برای افشای راز لکههای خون و کیف زنانه به تحقیقات ادامه دادند و سعی کردند با توجه به سرنخهای موجود، ردی از سارق بهدست بیاورند اما قبل از اینکه به نتیجه مشخصی برسند، زنی جوان به پلیس مراجعه کرد و از آدمربایی و سرقت با تهدید سلاح توسط راننده یک خودروی پراید خبر داد. این زن به ماموران گفت: دو شب پیش همراه خانم جوانی بهعنوان مسافر سوار خودروی پراید سفیدی شدم. راننده پس از طی مسافتی تغییر مسیر داد. هر چه من و مسافر دیگر به او اعتراض کردیم، توجهی نکرد و بعد از لحظاتی کنار خیابان نگه داشت و با تهدید قمه از ما خواست هر چه همراه داریم، به او بدهیم. وقتی مقاومت ما را دید، به من گفت روکش صندلی عقب را بردارم. روکش را که کنار زدم، دیدم روی صندلی پر از لکههای خون است. با دیدن خون هر دوی ما وحشت کردیم. راننده گفت شب قبل زنی را سوار خودرویش کرده و چون با مقاومت او برای سرقت مواجه شده بود او را به قتل رسانده است و لکههای خون مربوط به همان جنایت است. ما که خیلی ترسیده بودیم، هر چه داشتیم، به او دادیم تا جان خودمان را نجات بدهیم.
اولین سرنخ
بهدنبال اظهارات زن جوان و شاکی دیگر این پرونده، مشخص شد آنها شب حادثه سوار خودروی سرقتی شده بودند.به این ترتیب تحقیقات وارد مرحله تازهای شد تا اینکه یکی از شاکیان با تلفن همراهش که توسط راننده جوان به سرقت رفته بود، تماس گرفت. در یکی از این تماسها مردی به تلفن پاسخ داد و گفت: تلفن متعلق به یکی از بستگانم به نام آرش است. من دیدم چند بار با آن تماس گرفته شد و چون آرش نبود، جواب دادم.
به این ترتیب اولین سرنخ از متهم ناشناس به دست آمد و مشخص شد آرش عامل اصلی سرقت از دو زن جوان است. متهم در جریان تجسسهای پلیسی دستگیر شد و برای انجام تحقیقات در اختیار قاضی پرونده قرار گرفت. پسر جوان که به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد، پس از دستگیری به سرقت خودروی پراید و ضرب و جرح و سرقت از سه زن جوان با سلاح سرد اعتراف کرد.
آرش در بازجویی گفت: وضع مالی خوبی دارم و نیاز به پول ندارم اما مدتهاست مواد مصرف میکنم و توهم ناشی از آن باعث میشود دست به سرقت بزنم. حتی بعد از سرقت از کاری که انجام میدادم، پشیمان میشدم اما اعتیاد باعث میشد دوباره دست به این کار بزنم.وقتی تحت تاثیر مواد قرار میگرفتم، کارهایم به اختیار خودم نبود و انگار آدم دیگری میشدم.
متهم ادامه داد: شب حادثه در حالیکه مواد مصرف کرده بودم، داشتم در خیابانی پیاده راه میرفتم که با دیدن خودروی پراید که سوئیچ روی آن بود،وسوسه شدم و خودرو را در یک چشم به هم زدن سرقت و فرار کردم. بعد از آن تصمیم گرفتم با خودروی مسروقه، زنان را بهعنوان مسافر سوار و از آنان زورگیری کنم. اولین بار زن جوانی را در اهواز سوار خودرویم کردم و قصد سرقت وسایلش را داشتم که مقاومت کرد و من با قمه به او چند ضربه زدم. زن جوان در فرصتی مناسب موفق به فرار شد. فردای آن روز به خرمشهر آمدم و با سوار کردن دو زن، وسایلی را که همراه داشتند، سرقت کردم.
متهم در ادامه تحقیقات پس از مواجهه حضوری با دو زن مالباخته، از سوی آنها شناسایی و پس از اثبات جرایمش با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. دادستان عمومی و انقلاب شهرستان خرمشهر در این باره میگوید: تحقیقات گستردهای برای شناسایی زنی که توسط متهم زخمی شد، صورت گرفت اما هیچ سرنخی از او بهدست نیامده است. تاکنون هیچ شکایت مشابهی در این رابطه ارائه نشده است و تا زمانی که سومین شاکی پرونده شناسایی نشود، بررسیها در این رابطه ادامه دارد.
مرجان همایونی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: