چرا برخی مجرمان به سمت جرایم باندی گرایش پیدا میکنند؟
وقتی جامعه به سمت پیچیده شدن میرود و سیستماتیک میشود، جرایم نیز پیچیده میشوند و به تخصص نیاز پیدا میکنند. در چنین شرایطی مجرمان به فکر جرایم باندی میافتند چون به صورت فردی نمیتوانند فعالیتهای مجرمانه خود را ساماندهی کنند. مثلا فروش مواد مخدر به واردکننده و فروشنده نیاز دارد در واقع جرایم در بخشهای مختلف تخصصی میشوند و جرایم پیچیده به افرادی نیاز دارند که با هم همکاری کنند.
صدمات جرایم باندی برای جامعه بیشتر است یا جرمهای انفرادی؟
معمولا چون باندها تعداد جرایمشان افزایش مییابد، آسیب بیشتری به جامعه میزنند. تا وقتی جرم به صورت فردی انجام میشود، دایره عمل مجرم محدود است و شیوه جرم پیچیده نمیشود ولی وقتی جرمی باندی میشود، جرایم پیچیده و جدیتر میشوند و دایره فعالیت مجرمان گسترش مییابد زیرا تعداد مجرمان به لحاظ عددی افزایش پیدا میکند و متعاقب آن برخورد انتظامی و نظامی و مقابله عمومی با آنها دشوارتر میشود. مثلا در جرم کیفقاپی وقتی مجرم تنهاست، نمیتواند همزمان به دو نفر حمله کند در نتیجه تعداد قربانیان جرم کاهش مییابد. طعمههای مجرمانی که انفرادی کار میکنند، باید ویژگیهایی داشته باشند و همین امر تعداد طعمههای احتمالی را کمتر میکند ولی وقتی مجرمان باندی عمل میکنند، دیگر اهمیتی ندارد قربانیان دو نفر باشند.بنابراین وقتی افراد در قالب باندی مرتکب جرم شوند، میتوانند جرایم بیشتری مرتکب شوند.
چطور باید با جرایم باندی مبارزه کرد؟
بخشی از موضوع به توان پلیس مربوط میشود. پلیس همان طور که با جرایم فردی مقابله میکند با جرایم باندی هم به مبارزه میپردازد و حتی رهگیری و ردگیری آنها ممکن است سادهتر هم باشد چون پلیس میتواند شیوههای عمل باندها را شناسایی کند و با دستگیری یک نفر، کل شبکه را به دام اندازد. درباره باندها، باید نظارتها، پیشگیریها و اطلاعرسانیها بیشتر شود. علاوه بر آن حمایت از قربانیان و افراد در معرض خطر نیز باید افزایش یابد. البته هرچند این کارها دشوار است اما اطلاعرسانی عمومی میتواند فعالیتهای این باندها را محدود کند. با این حال برای مقابله با جرایم باندی به سیستمهای پیشرفتهتر انتظامی نیاز است تا بتوان در برابر باندهای مجرمانه سازماندهی شده عمل کرد.
میتوان گفت افرادی که در جرایم باندی دخیل هستند، باتجربهتر و باهوشتر هستند؟
نمیتوان چنین موضوعی را تائید کرد. اعضای باندهای مجرمانه توسط افرادی که مدیریت سیستماتیک در جرم دارند، کنترل میشوند. افرادی که به عضویت گروههای مجرمانه و باندها درمیآیند، لزوما افراد باهوشتری نیستند و اتفاقا ممکن است تخصصشان فقط در یک بخش کوچک از یک فرآیند مجرمانه باشد و در همه کار تخصص نداشته باشند. در واقع سرکردههای باند آنها را مدیریت میکنند. مدیریت باندهای مجرمانه را معمولا به هوش و دانایی نسبت نمیدهیم چون افرادی را که به جان و مال و ناموس مردم تعرض میکنند، نمیتوان آگاه و باهوش دانست. آنها فقط مدیریت سیستماتیک تبهکارانه باند را به عهده دارند و نسبت به زیردستها هوش بالاتری ندارند البته جرایم سیستماتیک دیگری هم وجود دارد که در فضای مجازی و اینترنت اتفاق میافتد. در چنین جرایمی فردی به نام مغز متفکر و هکر وجود دارد که تخصص خاصی دارد اما لزوما فردی نیست که از همه کسانی که در حوزه اینترنت و رایانه فعالیت میکنند، اطلاعاتش بیشتر یا باهوشتر باشد یا بتوان گفت که او بهترین هکر است بلکه فردی است که از دانشش در راه تبهکاری استفاده کرده است.مثالی که این موضوع را روشنتر میکند، جراحی است که در یک باند قاچاق اعضای بدن فعالیت و کلیه فردی را برای فروش از بدن او خارج میکند. این جراح لزوما باهوش و آگاه یا جراح ویژهای نیست بلکه فردی است که جراحی بلد است و تبهکار هم هست.
نکته دیگر اینکه میتوان گفت دلیل گرایش مجرمان به جرایم باندی، احتمال افزایش موفقیت است؟
این طور میتوان گفت و در نتیجه تعداد قربانیانشان افزایش پیدا میکند، البته از سوی دیگر احتمال دستگیریشان هم بالاتر میرود؛ چون با دستگیری یکی، بقیه هم احتمالا دستگیر خواهند شد یعنی اگر ضعیفترین عضو باند دستگیر شود، احتمال دستگیری بقیه هم افزایش مییابد.
به هر حال جرم همیشه وجود دارد، چه باید کرد که گرایش مجرمان به جرایم باندی کمتر شود؟
برخورد با شبکههای تبهکاری از طرف حاکمیت همیشه باید با قدرت بیشتری باشد؛ چون جرایم سنگینتری مرتکب میشوند و تخریب آنها هم بیشتر است و پیامدهای ناگوارتری دارد. اطلاعرسانی درباره فعالیتهای مجرمانه باندها و افشای آنها، باعث میشود تعداد افرادی که به فعالیتهای باندی ملحق میشوند، کاهش یابد. برخورد با گروههای مجرمانه باید با شدت عمل بیشتری همراه باشد و ناامن کردن قدرت و ثروتهای نامشروع ضروری است تا چنین مجرمانی بدانند بزودی دستگیر خواهند شد.
در کشور ما بیشتر چه نوع جرایمی به صورت باندی انجام میشود؟
در سطح کلان و بینالمللی اگر بخواهیم بررسی کنیم، قاچاق اسلحه و موادمخدر بیشترین نوع جرایم باندی هستند و در داخل کشور نیز قاچاق موادمخدر و بعد از آن جرایم مالی و سرقتها بیشترین آمار جرایم باندی را به خود اختصاص میدهند.
برخی کلاهبرداریها و سرقتها اصولا ماهیت باندی دارد. همچنین فساد اداری اساسا باندی است یعنی نمیشود این طور تصور کرد که یک نفر شخصا رشوه میگیرد بلکه مسئولیت چنین جرمی با گروهی است که این کار را انجام میدهد. رشوه، تبارگرایی، باندبازی، رانتخواری و... همه گروهی هستند. بعضی جرایم مالی و جنسی هم در چند سال اخیر رو به باندی شدن رفته است اما در کل جرایم مالی بیشترین جرم باندی را تشکیل میدهند. مثلا انواع تکدیگری و کلاهبرداری یا پولی که از طریق رایانه یا کارتخوانها سرقت میشود و کیفقاپیها از جمله جرایم باندی رایج هستند. باندهایی هم هستند که جرایم آنها ترکیبی از جرایم مالی و خشونت است مانند زورگیری و خفتگیری.
برخی باندهای مجرمانه برای خود اسمهای خاص انتخاب میکنند. اسامی باندها از کجا میآید؟
پایه این موضوع، آسیبشناسانه نیست اما این اسامی معمولا از لقب یکی از آدمها یا سرکردهشان گرفته میشود؛ مثلا یک اسمی با یک پسوند یا الهام گرفتن از یک فیلم یا منسوب کردن یک واژه هولناک به باند. این کار به این دلیل انجام میشود که باند بتواند زیر سایه آن واژه هولناک، عضوگیری کند.
شاهد حلاج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم