در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد صنایعدستی حوزهای است که هر روز کمرمقتر از گذشته به حیات خود ادامه میدهد. در این یکسال معاونت صنایعدستی سازمان میراث فرهنگی چه اقداماتی برای خروج از این رکود صورت داده است؟
برای اشاره به فعالیت معاونت صنایعدستی، ابتدا باید تصویری از پیش از آغاز به کار دولت یازدهم به دست داد. باید اشاره کرد پس از ادغام سازمان صنایعدستی با سازمان میراث فرهنگی، امکانات آن سازمان به شرکتی سپرده شد. این موضوع بزرگترین ضربه را به بدنه صنایعدستی وارد کرد، در حالیکه در حوزه گردشگری پس از ادغام در سازمان میراث فرهنگی شرکتی به نام شرکت توسعه گردشگری ایجاد شد. اتفاق دیگر که در حوزه صنایعدستی روی داد انتقال این معاونت به اصفهان بود. با این تصمیم اشتباه، افراد باتجربه و بادانش از انتقال به اصفهان امتناع کردند و از بدنه معاونت خارج شدند. افرادی هم که به اصفهان رفتند به دلیل مشکلات، کارایی خود را از دست دادند. به همین دلیل، تمام عرصههای فعالیت صنایعدستی دچار مشکل شد و یکی از پیامدهای آن حذف صنایعدستی ما از صحنههای بینالمللی بود و در بازارهای داخلی نیز که فعالیتها به صورت خودکار انجام میشد کمتر مورد حمایت قرار گرفت. در دو سال پایانی دولت دهم، نهایت فاجعه برای صنایعدستی اتفاق افتاد و 30 تا40 درصد کارگاههای صنایعدستی تعطیل شد. این شیب سقوط تا پایان دولت گذشته ادامه داشت. در داخل معاونت ساختار تشکیلاتی درستی وجود نداشت و نیروی متخصص کافی در معاونت فعالیت نمیکرد و بنابراین معاونت صنایعدستی در تصمیمگیری و اختیارات سازمانی جایگاهی نداشت.
با این شرایط به نظر میرسد سال پرکاری را پشت سر گذاشتهاید.
بهتر است بگوییم سال گذشته برای هنرهای سنتی و صنایعدستی سال تثبیت بود. تمام توان ما روی این مساله متمرکز بود تا جلوی سقوط آزاد صنایعدستی کشور گرفته شود. با بررسی مشکلات و آسیبشناسی که توسط متخصصان فن انجام شد، حفاظت و صیانت از کارگاههای تولید صنایعدستی که مهمترین سرمایههای ما تلقی میشود، به عنوان نخستین اقدام در دستور کار معاونت قرار گرفت.اعطای تسهیلات برای احیا و حفظ این کارگاهها با سرعت در معاونت پیگیری شد و برای اولین بار پس از یک دهه، کمکهای فنی و اعتباری از دولت برای حفظ و نگهداری کارگاههای صنایعدستی به صنعتگران اختصاص یافت. حدود 319 متقاضی از صنعتگران و هنرمندان برای گرفتن تسهیلات به بانک عامل معرفی شدند. برخی از این افراد تاکنون تسهیلات دریافت کردهاند و پرونده عدهای دیگر نیز در حال بررسی و اقدامات اولیه برای پرداخت تسهیلات است.
البته حوزه آموزش نیز یکی دیگر از برنامههای معاونت صنایعدستی در یکسال گذشته بوده است؛ به صورتیکه در بخش آموزش همکاری تنگاتنگی با موسسات آموزشی و دانشگاهها داشتهایم؛ از جمله توافقات اولیه برای راهاندازی دانشکده صنایعدستی در دانشگاه شهید بهشتی و علم و فرهنگ صورت گرفته است. همچنین مطالعات راهبردی در معاونت صنایعدستی انجام شد که راهاندازی 15 کارگروه علمی محصول این مطالعات بود.
ظاهرا بتازگی جلسهای با استادان و مدیران دانشکدهها نیز برگزار کردهاید. هدف از برگزاری این جلسات چیست؟
قصد ما این است که با گفتوگوی مستقیم با فعالان این حوزه از نظرات آنها استفاده کرده و به طور مستمر روش و نگرش خود را پالایش کنیم. به همین روی، با اقشار مختلف هنرمندان حوزه صنایعدستی مانند شیشهگران، فلزکاران، نساجان و... جلساتی را برگزار کردیم. در عین حال با برخی دیگر از اقشار که بیشتر فرابخشی محسوب میشوند، نظیر استادان، پژوهشگران و اندیشمندان حوزه صنایعدستی و هنرهای سنتی نیز در حال برگزاری جلساتی هستیم تا گاهی نگاهی کلان به این حوزه داشته باشیم و به روزمرگی و اجرا زدگی دچار نشویم.
انتظار دارید در نهایت خروجی این جلسات چه باشد؟
به نظر میرسد تا زمانیکه آموزش صنایعدستی و هنرهای سنتی تغییر نکند، هیچ تغییر جدی در این حوزه صورت نگیرد. ما معتقدیم این حوزه نیاز به تغییر و دگرگونی دارد. وضعیت فعلی، مطلوب نیست و این تغییر بیش از هر چیزی به واسطه آموزش و پژوهش امکانپذیر است. بنابراین دانشگاهها و مراکز آموزشی صنایعدستی و هنرهای سنتی از مراکز هدف ما برای گفتوگو و هماندیشی و برنامهریزی محسوب میشوند. بحث اصلی ما این است که چگونه میتوان از نهادهای آموزشی برای بهینهکردن وضعیت صنایعدستی استفاده کرد. با طرح چنین موضوعاتی، ما هدف کلانتری را دنبال میکنیم و آن، بحث صنایعدستی دانشبنیان است. بیتردید جهان آینده جهان دانش است. اگر صنایعدستی ما نتواند ارتباط خود را با نهادهای علمی و دانش مستحکم و تنگاتنگ کند، نمیتواند ادامه بقا دهد.
در این صورت وضعیت نظام آموزشی سنتی در صنایعدستی چه خواهد شد؟
در گذشته، بیشتر این آموزشها سینه به سینه بود، اما امروزه بخش بزرگی از آموزشهای ما به صورت دانشگاهی و آکادمیک صورت میگیرد که نمیتوانیم از آن غفلت کنیم، هر چند مروج آموزشهای سنتی خودمان نیز هستیم. یعنی آموزشهای دانشگاهی نمیخواهند جایگزین آموزشهای سنتی ما شود، بلکه تکمیلکننده آنها است. ما شاهد شکوفایی برخی رشتههای صنایعدستی از جمله سفالگری، شیشهگری و... هستیم. همچنین نسل جدیدی از دانشآموختگان و دانشگاهرفتهها در کارگاهها مشغولند؛ نسلی که زیباییشناسی مردم امروزی را بهتر میشناسد و بهتر میتواند با آنها مکالمه کند و با فناوریهای روز نیز آشناست. آنها میتوانند با بخش بزرگی از مخاطبان و مصرفکنندگان صنایعدستی در خارج و داخل کشور ارتباط برقرار کنند. به هر ترتیب، ما در کنار نظام سنتی خود در صنایعدستی که باید صیانت شود، نظام تازهای را همنشین میکنیم که در کنار هم صنایعدستی را کامل کنند.
باز تکرار میکنم نظام سنتی صنایعدستی جزو میراث ناملموس ماست که باید از آن حفاظت شود، اما در کنار آن باید این نظام نو را هم داشته باشیم.
واقعیت این است که دولت نمیتواند همهجا یارانه پرداخت کرده و از تولیدکنندگان حمایت مالی کند. در گذشته صنایعدستی ما به دولت مالیات پرداخت میکرد؛ یعنی صنایعدستی این توانایی را دارد که نهتنها هزینههای خود را تأمین کند، بلکه به دولت هم کمک کند. درواقع، صنایعدستی در گذشته با دانش روز آن زمان همگام و همراه بود. برای مثال، در معماری سنتی آن زمان نمیتوان بنایی مانند مسجد شیخلطفالله ساخت و از جدیدترین دستاوردهای علمی آن روز آگاه نبود. در دوره قاجار و پس از آن، مستشرقان به ما گفتند صنایعدستی جزو آثار گذشته است و باید به همین شکل حفظ شود تا اصالت خود را حفظ کنند. آنها میخواستند به آثار ما به عنوان آثار اگزوتیک (هنر بیگانه و آثار قدیمی کشورهای شرقی) نگاه کنند. متأسفانه در آن دوره برخی از مدیران ما نیز این نظر را پذیرفتند. در نتیجه، پس از گذر زمان ما برای این آثار نه مصرفکننده داخلی داشتیم و نه مصرفکننده خارجی به صورتیکه بتوانند هزینههای این بخش را تأمین کنند. به باور من، از آن زمان که صنایعدستی ما از دانش جدا شد، ضربه دید. بنابراین دانشبنیانشدن، طرح جدیدی نیست، اتفاقا بازگشت به اصل صنایعدستی است. برای مثال، در گذشته وقتی میخواستند ظرفی را بسازند، با دانشها و نیازهای آن روز مطابقت میکرد.
استقبال افراد فعال در حوزه صنایعدستی چگونه بوده است؟
استقبال نسبتا خوبی صورت گرفته است.
یعنی تاکنون کسی جبهه نگرفته و مخالفتش را اعلام نکرده است؟
انسانها طبیعتا دانشدوست هستند و وقتی بحث از دانش و علم میشود، استقبال میکنند. عده کمی که یا به دلایل تجربیات علمی ناامید هستند یا منافعی دارند که با ورود دانش و معرفت و برنامهریزی در حوزه صنایعدستی به خطر میافتد، مخالفت میکنند. عدهای که این فهم عمیق را ندارند، احساس میکنند دانشبنیان بودن سبب میشود ما سنتهای خود را فراموش کرده و بخواهیم کل صنایعدستی را دگرگون کنیم. برخی نیز کلا از ورود دانش به این حوزه واهمه دارند، چراکه آگاهی به آن دانش را ندارند و میترسند از قافله عقب بمانند. حتی از اینکه مدیری، مدیر آکادمیک باشد واهمه دارند. آنها اصرار دارند مدیران نیز مدیرانی تجربهآموخته باشند، که ما دیدیم در دوره گذشته این امر جواب نداد و صنایعدستی ما به وضعی دچار شد که شایسته تمدن ما نیست.
جدا از مبحث آموزشی چه اقداماتی برای کاربردی شدن صنایعدستی صورت گرفته است و آیا این اقدامات به تولید انبوه منجر میشود؟
ما نیاز داریم صنایعدستی، هم در بخش کاربردی فعال شود و هم تعلیمی. ما از یکسو به تولید انبوه نیاز داریم و از سوی دیگر، چرخه اقتصادی. چندی پیش در حراج بزرگ تهران که مربوط به هنر جدید است در عرض دو ساعت بیش از 13 میلیارد تومان چرخه مالی داشته است. ما به چنین برنامههایی نیز نیاز داریم که آثار فاخرمان را که بینظیر هستند به فروش برسانیم.
باید اشاره کرد هدف اولیه صنایعدستی در گذشته کاربردی بوده است تا مردم بتوانند از مصنوعات و تولیدات آن در زندگی روزمره خود بهره ببرند. چاقوهای زنجان زمانی نیازهای بخش بزرگی از خانوادهها را تأمین میکرده است، در حالیکه امروزه به عنوان یک کالای تزئینی از آن استفاده میشود. ما باید سعی کنیم بخشی را که به صرفه است و ماشین نمیتواند آن را تولید کند، تقویت و همچون گذشته کاربری برای آن تعریف کنیم. قصد داریم حوزههایی مانند نساجی، شعربافی و امثال آن را به صنعت مبلسازی یا صنعت خودروسازی نزدیک کنیم. با توجه به امکانات و اختیاراتی که داریم سعی در هدایت و پالایش این حوزهها داریم. برای مثال با اختیاراتی که در حوزه صدور مجوز و پروانه تولید داریم، سعی میکنیم به پالایش صنایعدستی و تولید آثار آن کمک کنیم. از سوی دیگر برای گسترش این عرصهها تسهیلاتی را ارائه خواهیم کرد. ما در این مدت تسهیلات خوبی به فعالان عرصه صنایعدستی دادیم. به گونهای که تسهیلاتی که در مدت یکسال گذشته به هنرمندان پرداخت شد، در مجموع ده سال گذشته داده نشده است. البته برای هدایت این عرصه تسهیلات را نیز با شرایط ارائه میکنیم.
به نکته جالبی اشاره کردید؛ حراج آثار نفیس در حراجیها. آیا تاکنون تلاشی برای تحقق چنین امری صورت گرفته است؟
اداره کل بازرگانی ما با دوستانی که در این زمینه فعالیت داشتهاند، جلساتی برگزار کردهاند، طرحهایی آماده شده است و در حال بررسی شیوههای عملیاتیکردن آن هستیم.
کمیل انتظاری / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: