در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حالی که امروز چند استارتآپ لهستانی واقعا در مقیاسهای جهانی آن هم در صنایعی مانند سختافزارها، چاپ سهبعدی، کنترل شبکههای اجتماعی و... را میتوان نام برد. دلایل زیادی برای این تغییر در فضای کسب و کار لهستان وجود دارد. بازار داخلی لهستان برای نرمافزارها اشباع شده بود و از طرفی راهاندازی یک شرکت موفق نرمافزاری در لهستان با استانداردهای جهانی زیاد هم دست و پاگیر نبود. سرمایهگذاران قدرتمند لهستانی هم به کمک صاحبان ایدههای خوب آمدند تا در اروپا و صنعت سیلیکون به موفقیت برسند. اما شاید دلیل واقعی و نیروی محرکه این تغییر این بود که مبتکران لهستانی به تدریج آموختند سرگذشتهایشان را برای همدیگر تعریف کنند؛ از پیروزیهای همدیگر انرژی و از شکستهای یکدیگر درس بگیرند. شما چقدر پای سرگذشت نبردها، موفقیتها و شکستهای دیگران مینشینید؟ امروز و سال ۲۰۱۴ هنوز ریشه گرفتن اولین کسب و کار یک میلیارد دلاری در دل جایی مانند کراکف یا ورشو (پایتخت لهستان) به خواب و خیال میماند، اما فکر نکنم اگر ناگهان فردا به واقعیت پیوست آدمهای زیادی تعجب کنند.
2. به نظر میرسد باید کمکم با صنعت یادگار جناب گراهامبل خداحافظی کنیم. اسکایپ و فیستایم و وایبر و سایر سرویسهای تماس اینترنتی آنقدر پرتعداد و راحت برای استفاده هستند که به زودی جای تلفنهای مرسوم را خواهند گرفت؛ آن هم به رایگان و با تصویر. تنها مانع آنها برای فرستادن تلفن به تاریخ نیاز این سرویسها به پهنای باند بالاست که در جوامع روبه رشد نمیشود رویش حساب کرد.
حالا این روزها یک سرویس جدید به این جمع اضافه شده به نام ننو (Nanu) که نیازی به شبکههای مخابراتی پرسرعت ندارد و با یک شبکه 2G نفتی هم شما را به کاربران دیگر مرتبط میکند. از آن گذشته شما میتوانید با آن به تلفنهای ثابت شهری یا موبایل شاهوزوزک دوستتان هم زنگ بزنید حتی اگر این اپ را نداشته باشد. می توانید حدس بزنید این نرمافزار در کدام کشور تولید شده؟ بله. هند. کشور دوست و برادر و زاغهنشین.
میگفتند اسکایپ غولی است که غولِ تلفن را از پای درخواهد آورد. شاید باورش برایتان سخت باشد که مهاراجه نحیف اندامی از هند برای به چالش کشیدن این غولِ غولکش زره پوشیده.
از شواهد برمیآید این روزها دو پادشاه که هیچ حتی چند پادشاه هم در یک اقلیم (صنعت) میگنجند. با وجود این نمیدانم چرا نرمافزارهای ایرانی در این حوزه هنوز وارد نشدهاند. شاید نمیخواهند جای کسی را تنگ کنند.
3. کتابی قدیمی هست به نام «مکاتیب». بعضی جاهای آن عالی است. در آن میخواندم: «مردگان تمنی میکنند که کاش زنده بودیمی و در راه خدا کاری کردیمی؛ چون شما زندهاید زندگی را مغتنم شمارید و کاری کنید. خستگان (خسته به معنی بیمار) تمنا میکنند که کاش تندرست بودیمی که به همین از خدا خشنود میبودیم و برای فضولات و زواید خود را رنجه نمیداشتیم» (اضافه کاری نمیکردیم). بعد هم با همین فرمان نتیجه میگرفت که چون شما تندرستید آن وعده که ایشان میکنند بجا آورید و از پی بود و نابود فضولات عیش غصه مخورید، اینک آن تنِ درست و نانِ گندم. و بلافاصله (شاید با انگشتان دست) میشمرد که ای اخوان! کار جهان یکسان نیست و حال آدمی به یک نهج (سیاق) نمیماند، پس پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت باید شمرد:
1ـ زندگانی پیش از مرگ 2ـ تندرستی پیش از خستگی (بیماری) 3ـ جوانی پیش از پیری 4ـ توانگری پیش از درویشی 5ـ فراغ پیش از شغل.
هر کس را که این پنج نعمت دست داد و در آن کار خود نساخت وای بر او چون حال دیگرگون شود و این نعمتها از وی سلب کنند. خب راست هم میگوید:
چون توانستم ندانستم چه سود
چون بدانستم توانستم نبود.
مصطفی پورمهدی
پژوهشگر و مشاور کسب و کار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: