بزرگتر ها هم می توانند بازی کنند!

جامجم آنلاین: اساسا بازی مجموعه فعالیت ها و حرکات جسمی و ذهنی را در بر می گیرد که باعث ایجاد حس شادی ، لذت ، کسب انرژِ ی، و نیز برقرار ی ارتباط با سایر افراد می شود.
کد خبر: ۶۹۹۴۹
شاید بتوان گفت بخش مهم دوران کودکی با بازی همراه است و بازی کردن در این دوران نه تنها موجب سرگرمی و تفریح کودک می شود ، بلکه نقش عمده ای در یاد گیری او ایفا می کند. بسیاری از اوقات کودک بر اساس حس کنجکاوی و با انگیزه آشنائی با جهان اطراف خود به فعالیتی می پردازد که ما آن را بازی می نامیم.
نوع بازی بر حسب سن ، جنس ، ویژگی های فرهنگی جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند و غیره ، متفاوت است.
البته بازی فعالیتی همه جائی است و در همه جوامع هدف تقریبا یکسانی را دنبال می کند. در سنین کودکی برای ارضای حس کنجکتوی ، آموزش ، سرگرمی و تفریح بکار می رود. اما بزرگسالان هم گاهی تمایل دارند بازی کنند.
شاید در مورد بزرگتر ها هم گاهی مسئله آموزش بویژه در مورد بازی های فکری مطرح باشد اما بیشتر جنبه سرگرمی دارد و افراد به منظور رهائی از خستگی فکری و جسمی به آن روی می آورند. مگر آنکه در قالب یک فعالیت خاص بویژه ورزشی شکل حرفه ای پیدا کند که البته این هم ریشه در گرایش انسان به بازی دارد اما تحت مقوله ای جداگانه بررسی می شود.
در دوران کودکی فعالبیت هائی که در قالب بازی شکل می گیرند نه تنها به فرآیند آموزش کمک می کنند بلکه انجام آنها خود تمرینی برای کسب نوعی مهارت به فرا خور نوع بازی و سن کودک محسوب می شود. در واقع کودک در چهار چوب بازی با بسیاری چیزها مثلا صداهای مختلف (از طریق اسباب بازی هائی که صدا تولید می کنند) ، آشنا می شود و از این طریق آگاهی کسب می کند.
پس از مدتی نیاز به همبازی را احساس می کند. این مسئله در خانواده های تک فرزند بخوبی دیده می شود بطوریکه کودک آنها از نداشتن همبازی شکایت می کند.
بتدریج بازی ها جنبه تقلیدی پیدا می کند. این زمانی است که کودک با اطرافیان بویژه والدین خود آشنا شده و از رفتار های آنان الگو برداری می کند. مثلا با پوشیدن کفش و لباس مادر ، خود را در قالب او معرفی می کند. و این کار برای او بسیار لذتبخش است. چرا که از این طریق خود را در نقش دلخواهش می بیند.
با افزایش سن ، گرایش به بازی به گونه ای دیگر مثلا بصورت گرایش به کارهای هنری ، ورزشی و غیره بروز می کند.
همانطور که اشاره شد در بزرگسالان گرایش به بازی به منظور رهائی از خستگی ذهنی و جسمی ایجاد می شود. در حقیقت بزرگتر ها پس از کار جسمی و یا مطالعه و فعالیت ذهنی آرامش خاطری را می جویند که بواسطه آن مجددا انرژی کسب کنند ، و بازی راهی برای رسیدن به این هدف است.
جالب اینکه گاهی اوقات بازی های کودکانه را بر می گزینند با این تفاوت که تنها هدفشان رها شدن از دنیای اطراف و پرداختن به دنیای شیرین و بی دغدغه بازی است.
بزرگتر ها فقط بخش کوچکی از زمان را به بازی اختصاص می دهند تا کسب انرژی کنند ، در حالیکه در مورد کودکان بازی بخش مهمی از دنیای آنها را تشکیل می دهد و آنها با تمام وجود بازی می کنند بطوریکه تمام نیرو و وقت خود را صرف آن می نمایند و در بسیاری موارد حتی غذا خوردن را از یاد می برند. برخی کودکان واقعا فراموش می کنند که گرسنه اند چون در دنیای بازی زندگی می کنند.
در مواردی مشاهده می کنیم که کودک بوسیله بازی تمایلات درونی خود را بروز می دهد. مثلا کودکی که از یک بچه گربه می ترسد ، در بازی نقش شیر را ایفا می کند به این علت که این حیوان را بعنوان مظهر و نشانه قدرت می شناسد و در واقع به این ترتیب میل به شجاعت را در خود نشان می دهد.
نکته دیگر این است که ویژگی های شخصیتی هر کودک نیز در نوع بازی او مشخص می شود.
ژان پیاژه روان شناس سوئیسی روند رشد را بر پایه همانند سازی و سازگاری با محیط می داند و معتقد است بازی به کودک کمک می کند تا تجربه های عاطفی خود را با هم سازگار کند. مثلا هنگام عروسک بازی ، ترس ، محبت و اضطرابی را که در برخورد با والدین تجربه کرده است ، باز سازی نموده و با آن سازگار می شود. به عقیده پیاژه بازی کردن تابع مراحل رشد است. او مراحل بازی را از تولد تا دو سالگی شامل مرحله حسی و حرکتی و از دو تا هفت سالگی ، مرحله بکار گرفتن هوش علمی می داند.
بهر حال بازی منحصر به دوران کودکی نیست و روانشناسان معتقدند به دلیل گرایش درونی انسان به بازی این فعالیت ها یا به اشکالی متفاوت از زمان کودکی و یا حتی به همان شکل در میان بزرگسالان نیز دیده می شود.
برای مثال بسیاری از ما در کنار ساحل به دوران کودکی خود باز می گردیم . به قسمت های کم عمق آب وارد شده جست و خیز می کنیم و با حرکت امواج مانند بچه ها بالا و پائین می پریم ، احساس می کنیم از نا امیدی ها رها شده ایم. لبریز از احساس لذت و مسرت ، در سرخوشی محض جست و خیز می کنیم.
شاید می خواهیم به این وسیله لحظاتی از استرس دور شویم.
با آنکه می دانیم هیچیک از مشکلاتمان بدین طریق حل نمی شود اما از اینکه حتی برای مدت بسیار کوتاهی از اندیشه آنها رهائی می یابیم احساس لذت می کنیم.
بنابراین بازی بعنوان بخش جدا نشدنی از دنیای کودکان ، برای بزرگسالان هم خالی از لطف و فایده نیست و گرایشی است که نمی توان آن را نادیده گرفت بویژه که در ایجاد احساس شادی و رهائی از استرس نقش عمده ای دارد.

Psychologytoday.com


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها