در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وزیریمقدم تعریف میکند که قبل از انقلاب تابلویی داشته که پرستارهای دربار پهلوی آن را برای نصب در اتاق پسرشاه از او خواسته بودند و او هم پیغام داده که این تابلو اسباب بازی نیست که مناسب نصب در اتاق خواب پسر شاه باشد.
این هنرمند که همواره سعی کرده هیچ حمایتی را از سوی دربار ایران در دوران پیش از انقلاب نپذیرد، همیشه به صورت مستقل رفتار کرده است. وزیری مقدم در خاطره دیگری چنین میگوید: همان دوره پیش از انقلاب، فرح پهلوی در 1969 میلادی به دیدن نمایشگاهی از آثار فلزی من آمد که در گالری سیحون سابق در خیابان جمهوری برپا شده بود. من تازه از پاریس بازگشته بودم و در دانشگاه تدریس میکردم. به من خبر دادند که ندیمه فرح پهلوی پیغام آورده است که ما وزیریمقدم را دوست داریم، چرا او از ما دوری میکند.
من هم گفتم برای هنر دوستان احترام قائلم، اما راه رسیدن به دفتر شما چنان منجلابی است که حاضر نیستم در آن پا بگذارم و به همین دلیل حتی یک ریال از دربار پهلوی نگرفتم و به آنها اعلام کردم که من استقلال فکری خودم را دارم و حاضر به این مراودات نیستم. زیرا من در دنیای معنویتر و عاشقانهتری سیر میکنم که با وجود همه سختیها در درونم شاد و بینیازم.
همه این خاطرات امروز در شرایطی بیان میشود که این هنرمند قبل از انقلاب به دلیل اختلافنظرهایش با هیأت مدیره دانشگاه از آنجا اخراج شد و دیگر نتوانست تدریس کند. جرمش هم این بود که استادی نوآور و بیاعتنا به دربار بود.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: