دنیا به کام پولدارهاست

رقابت های فوتبال لیگ برتر، چهارمین فصل خود را در شرایطی پشت سر گذاشت که با جزر و مد فراوانی همراه بود و درسهای عبرت انگیزی برای ما دربر داشت. در شماره های پیشین ، فراز و نشیب لیگ چهارم را به اجمال ، آنالیز کردیم
کد خبر: ۶۹۵۵۱
و این بار در قسمت پایانی ، به موارد دیگری اشاره می کنیم.
بی گمان ، تشریح سایه روشن های این مسابقات معتبر داخلی می تواند در رفع نواقص و تقویت نقاط مثبت ، اثرگذار باشد، منوط به این که «سازمان لیگ» انتقادپذیر باشد و راهکارهای منطقی و تبادل اندیشه با نخبگان را باور کند.
در سالهای دور «دتمار کرامر»، معلم و نظریه پرداز بزرگ آلمانی ، یک دوره کلاس پیشرفته مربیگری در تهران دایر کرد.
وی در طول برپایی این کلاسها، رقابت های لیگ ما (تخت جمشید) را نیز با دقت زیر نظر داشت تا سایه روشن های آن را به شاگردان ایرانی اش ، منتقل کند.
«گرامر» پس از آن که چند بازی را در امجدیه (شیرودی) تماشا کرد، با ضرس قاطع گفت که عیب بزرگ تیمهای ایرانی این است که به «پنیر سوئیسی» می مانند.
منظور او، این بود که پرسینگ بخوبی انجام نمی شود و دفاع تیمهای ایرانی ، رسوخ پذیر و دارای حفره های فراوان است ؛ اما در عین حال ، کرامر به نکته دیگری هم تاکید کرد که هنوز هم فوتبال ما به آن می بالد.
مغز متفکر فوتبال ژرمنها، روی این فاکتور مثبت انگشت گذاشت که فوتبال ایران ، استعدادهای والایی دارد و در صورت تربیت درست ، می توانند آسیا را تسخیر کنند. او به نکته ای اشاره کرد که فوتبال ما در پرتو آن ، سالهای سال است که سر به آسمان قاره کهن می ساید و برای رقبای دندان گرد خود، شاخ و شانه می کشد.
در لیگ چهارم هم شاهد ظهور موفقیت آمیز چهره های آتیه دار بودیم که در صورت عنایت بیشتر، می توانند وزنه های مطمئنی برای تیمهای ملی باشند.
فوتبال ما به این استعدادهای خودجوش و خدادادی می بالد و دلیلی ندارد که با این همه بازیکن هوشمند، نتوانیم در عرصه آسیا و حتی فراتر از آن ، عرض اندام کنیم.
لیگ برتر با وجود ضعفهای زیادش ، از این مزیت بزرگ سود می برد، فاکتوری که به گفته «کرامر» می تواند برگ برنده فوتبال ما باشد.

نتیجه گرایی
هیچکس منکر سرمایه گذاری و بودجه ایده آل در فوتبال نیست ، بویژه در فوتبال حرفه ای که «پول» عنصری مهم به شمار می آید، اما بعضا مدیران باشگاه ها تصور می کنند که با شل کردن سرکیسه و ریخت و پاش بی حد و حصر، می توانند دنیا را تسخیر کنند.
این دسته از مدیران «نتیجه گرا» که بالطبع با رفتار حرفه ای نامانوس هستند، با کوچکترین لغزشی ، تمامی کاسه و کوزه ها را بر سر مربی نگون بخت می شکنند و به تغییرات پیاپی در کادر فنی مبادرت می ورزند.
مدیران کم حوصله و نتیجه گرا که تصور می کنند ره صدساله را باید یک شبه طی کنند، خود در بروز «حاشیه» دخیل هستند و با این گونه حرکات غیرحرفه ای ، در سقوط تیم متبوعه خود نیز سهیم می شوند.
در حالی که «پول» تنها یکی از فاکتورهای موثر است و این گروه از مدیران باید به نقش انکارناپذیر مدیریت و تشکیلات ، کاملا آگاه باشند.
با برکناری این مربی و آن مربی و یا مقصر دانستن داور و مانند اینها، نمی توان به کم کاری ها، سرپوش گذاشت و بر غفلت های پیاپی ، ماله کشید. چه خوب بود، این آقایان سری به اروپا می زدند و اصول مدیریت باشگاه را از نزدیک می دیدند و می آموختند.

اخلاق
به دفعات گفته ایم و تاکید کرده ایم که ورزش ، بهترین ابزار برای سلامتی جامعه است ؛ اما در فوتبال ما، بحث اخلاق و انسان سازی ، روز به روز کمرنگ تر می شود و متاسفانه «بد اخلاقی» در آن رواج می یابد.
باشگاه های ما جملگی نام «فرهنگی ورزشی » را به یدک می کشند؛ اما بیشتر این تیمها درخصوص مسائل «اخلاقی » ضعف عمده دارند.
متاسفانه اکثر باشگاه ها به مسائل «فنی» و «نتیجه» می اندیشند و تحت هر شرایطی به پیروزی فکر می کنند. با این اوصاف ، معلوم است که «اخلاق» در باشگاه رنگ می بازد و مربی و بازیکن «گستاخ» می شوند.
می گویند «حرمت مسجد را متولی نگه می دارد»، وقتی بازیکن به «ادبیات خشن» روی آورد و مربی هم به بدو بیراه گفتن خو بگیرد، دیگر از تماشاگران و جوانان خام ، چه انتظاری می توان داشت؛
واقعا اگر کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال از کنار این مسائل ، بی تفاوت می گذشت ، حالا سنگ روی سنگ بند نمی شد.
کار به جایی رسیده که گاهی ، خانواده ها حاضر نیستند فرزندان خود را در رفتن به ورزشگاه تشویق و ترغیب کنند.
خوشبختانه بد اخلاقی از سوی بازیکنان و حرکات غیر ورزشی مانند پرتاب مواد محترقه از طرف تماشاگران تهران ، کمرنگ تر شده اما در برخی شهرستان ها، این اقدامات مذموم به یک «عادت بد» در آمده است. نقش مدیران در این راستا، حائز اهمیت است و صد البته رسانه ها هم همین طور.
امید است که از لیگ پنجم ، بد اخلاقی محو شود و روزی برسد که این «ادبیات خشن» از چهره فوتبال ما رخت بر بندد تا این مسابقات ، شروعی نیکو و فرجامی خوشایند از این حیث داشته باشد.

تبعیض
ضرب المثلی است که می گوید «میان ماه من تا ماه گردون ، تفاوت از زمین تا آسمان است.» این ضرب المثل قدیمی در خصوص تفاوت میان تیمهای پیروزی و استقلال با تیمهای صنعتی کاملا صادق است.
تیمهای صنعتی به کارخانجات متمول وابسته اند و قطعا از نظر مالی ، هیچ گونه دغدغه ای ندارند. در حالی که دو تیم ریشه دار و صد البته پرطرفدار، برای هزینه کردن ، باید مدام به این در و آن در بزنند.
با این وضعیت ، باشگاه های صنعتی برای جذب نفرات موردنظر و بازیکنان شاخص ، مثل آب خوردن ، هزینه می کنند؛ در حالی که پیروزی و استقلال برای استخدام این دسته از فوتبالیست ها، دلشوره دارند و دست و دلشان می لرزد.
بارها نوشته ایم که حضور پرقدرت تیمهایی چون فولاد، سپاهان ، ذوب آهن ، سایپا و مانند آنها باعث رونق لیگ و صلابت تیمهای ملی می شود، اما نباید کتمان کرد که کم مهری به دو تیم ریشه دار پایتخت ، موجب تضعیف پیروزی و استقلال و در نهایت بی رونقی لیگ می شود.
هرچند که سازمان تربیت بدنی و گاه دولتمردان با مساعدت های مقطعی ، به یاری این دو باشگاه پرطرفدار می شتابند؛ اما از یاد نبریم که چنین کمکهایی نمی تواند راهگشا باشد.
این کار دولتمردان بویژه رئیس جمهور منتخب است که دست این دو باشگاه پرطرفدار را بگیرند تا هواداران بیشمار قرمز و آبی ، بیش از اینها، نگران و مضطرب نباشند.

نقش اتحادیه
الگوبرداری و الهام گرفتن از فوتبال روز دنیا، در زمانی که به عصر تحول نامگذاری شده است ، از نان شب هم واجب تر است.
بی هیچ شبهه ای اگر استانداردهای روز را باور کنیم و آن را در فوتبال حرفه ای خود به کار گیریم ، می توانیم جانی تازه در کالبد لیگ بدمیم. بحث «اتحادیه» باشگاه ها سالهاست که در فوتبال ما داغ است ؛ اما تاکنون این تشکل نتوانسته نقش خود را در لیگ برتر ایفا کند. اتحادیه باشگاه ها، سالهاست که به حیات خود ادامه می دهد اما نقش موثر و پررنگی در لیگ ندارد.
این در حالی است که اعضای اتحادیه را مدیران باشگاه ها تشکیل می دهند و جلسات این تشکل رسمی ، روی نوار نظم حرکت می کند.
فدراسیون فوتبال که تمامی امور لیگ برتر را به عهده دارد، می تواند بر این مسابقات نظارت کند و امور اجرایی را به اتحادیه باشگاه ها بسپارد؛ کاری که در لیگهای معتبر اروپایی مرسوم است.
در صورت تحقق این حرکت ، فدراسیون فوتبال این بار سنگین را از دوش خود برخواهد داشت و با فراغ بال ، به دیگر امور خواهد پرداخت.
دور ریختن «سلایق فردی» و «وفاق» میان سردمداران فدراسیون و مسوولان اتحادیه می تواند در این راه ، اثربخش باشد تا این آرزوی دیرینه ، برآورده بشود.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها