خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 209

دوشنبه 3 بهمن 1373 صبح جلسه معاونین سازمان تشکیل شد. مقداری بحث درباره برنامه های عید شد و دقت در انتخاب فیلمهای سینمایی و ارائه سریالهای مناسب و برنامه های طنز.
کد خبر: ۶۸۶۳۴

قرار شد در معاونت های سیما و صدا ، موضوع برنامه های عید به صورت ویژه پیگیری شود. در شبکه 2 یک مجموعه طنز برای عید در نظر گرفته اند که «ساعت خوش» است که مجموعه ای از افراد جوان هستند که با برنامه های پرتحرک خود خنده را به لبان مخاطب می نشانند.
گزارشی هم معاونین صدا و سیما در مورد برنامه های دهه فجر دادند. اخبار مهم روز مخصوصا بحث تغییر قیمت سکه در بازار مطرح شد.
توضیحاتی دادم. عصر امروز دیدار جمعی از هنرمندان با مقام معظم رهبری بود که من و وزیر ارشاد و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و آقای قرائتی و آقای ابوترابی نیز حضور داشتیم.
نکات جالبی در جلسه مطرح شد. ایشان درباره فیلم و هنر گفتند: «فیلم وسیله ای بلیغ برای ارائه برترین حقایق عالم یعنی حقیقت دین است».
یعنی جوهره هنر و فیلم حقیقت است و آن هم برترین حقایق که دین است.
ممکن است در ذهن متبادر شود که چرا جوهره هنر ، حقیقت و آن هم حقیقت دین است؛ شاید برخی اصلا ماموریت هنر را در حقیقت نمایی ندانند و نوعی انکشاف احساسات یا تقلید طبیعت و... را ماهیت هنر تلقی کنند.
البته چنین گرایشهایی در بین فیلسوفان هنر بوده و هست اما نگاه دقیق آن است که جوهره هنر نوعی حقیقت نمایی است.
این حقیقت از جنس معرفت حصولی نیست ، نوعی یافت یا ادراک حضوری است.
شاید از این نظر با عرفان قرابت داشته باشد. تفاوت هنرمند با عارف در این است که عارف واردات قلبی دارد ، اما هنرمند در اثر هنری می خواهد به نوعی ، واردات قلبی خود را تجلی دهد.
لذا زبان هنر همیشه رمزآلود است چرا که واردات قلبی در ساحت الفاظ و نمادها نمی گنجد و برای تجلی آن راهی جز رمز وجود ندارد. به این معنا واقعا هنر با برترین حقایق مرتبط است.
هیدگر در نظریه زیباشناسی هگل معتقد است که برای هگل «تجلی حسی» به معنای فروغ حسی «دیده» است که فی حد ذاته همان «حقیقت برتر» است که هنر متکفل تجلیات حسی آن است اما هنرمند نمی تواند حقیقت برتر را در حالت عادی تجلی بخشد.
مگر در حالت ناهشیاری لذا صرف آنچه درک پذیر است به معنای حقیقت برتر نخواهد بود که الفاظ همیشه محدود کننده حقیقت برترند و حتی گاه معرف حصولی باعث سرگردانی می شود ، اگر تصور شود همه حقیقت همین است.
هیدگر درجایی می گوید سرگردان بودن تفکر از آنچه باعث بیگانگی فکر انسان از خود می شود ، بهتر و شفابخش تر است چرا که چنین تفکری باعث خودبنیادی انسان می شود. خصلت ناهشیاری باعث می گردد که هنرمند درکی عمیق تر از حقیقت بیابد چرا که نسبت به امور متعارف اطراف خود ناهشیار می شود و طبعا بیناتر در حقایق باطنی لذا هیدگر در رساله «سرچشمه اثر هنری» بر این نظر است که حقیقتی که به وسیله کار (Work) در اثر هنری تجلی می یابد ، نوعی انکشاف حقیقت و کشف حجابی از حقیقت است.
از «دازاین». این حقیقت از طریق شیفتگی که بر روی عادات محصور نباشد حاصل می شود لذا هیدگر معتقد است این تفکر بر زمینه های قدسی استوار است و تفکری که خود را در قلمرو قدسی بنا نکند ، نوعی غفلت عامدانه از «حقیقت نهایی» است.
مقام رهبری تعبیری شبیه به این معنا داشتند که «ارزشهای اسلامی برترین حقایقی است که می تواند انسان را مجذوب نماید».
ضمنا ایشان در این دیدار از حرکتهای فرهنگی و هنری صدا و سیما تقدیر نمودند و فرمودند: «صدا و سیما اخیرا حرکتهای خوبی را آغاز کرده است و این فعالیتها نویدبخش و شوق آفرین است ، اما هنوز میان واقعیت و آنچه باید باشد فاصله زیادی است و در عین حال آنچه مشاهده می شود ، حرکت و پیشرفت است و برنامه ها جامع تر و پرمغزتر و بامعنی تر از گذشته ارائه می شود.»
در اخبار ، به مناسبت اتمام هفته کتاب ، مطلبی از یونسکو آمده بود که در ایران به ازای هر یکصد هزار نفر ، یک کتابخانه وجود دارد ، در حالی که در چکسلواکی 53.7 کتابخانه و در شوروی سابق 50.4 و آلمان 27.1 و... البته چین و ونزوئلا وضع وخیم تری دارند ، در چین 0.3 و در ونزوئلا 0.2 است برای هر یکصد هزار نفر! ولی برای کشور ما که در ادوار مختلف تمدن قوی علمی داشته ، علامت بدی است و شاخص کتابخانه به نوعی رویکرد به علم و دانش را نشان می دهد.
این آسیب ریشه در گذشته تاریخ دوران سلاطین جور در ایران دارد که با دانش ، علم ، کتاب و کتابخانه سرستیز داشتند و این عقب افتادگی را باید انقلاب با سرعت جبران کند و این کار با روش متعارف در سرمایه گذاری وزارت فرهنگ امکان پذیر نیست و باید از الگوهای بومی استفاده شود که مردم انگیزه دار شوند و در این مسیر اهتمام نمایند.
یک مدل آن همان مراکز فرهنگی و هنری مساجد است که می تواند به گسترش کتابخانه ها بینجامد.
در دورانی که در وزارت فرهنگ مسوولیت داشتم ، این طرح را دنبال کردم که در کنار مساجد کشور مراکز فرهنگی و هنری ایجاد شود نظیر کتابخانه ؛ وزارت فرهنگ به آنها کمک کند.
انگیزه کافی در اولیای امور مساجد جهت تاسیس کتابخانه وجود دارد و با اندک حمایتی ، این گونه کتابخانه ها شکل می گیرد.
آن زمان که با کمک همکاران این طرح را به اجرا در آوردیم ، آنقدر اولیای مساجد کشور استقبال کردند که گاهی با کمک 10 میلیون تومانی وزارت فرهنگ ، اهالی مسجد نیز خود 20 میلیون تومان سرمایه گذاری می کردند که کتابخانه ای برای مسجد ایجاد شود.
با این روشها خیلی زودتر می توان فرهنگ را «مردمی» کرد و راه توانمندسازی فرهنگی جامعه این گونه روشهاست که از همه افراد نخبه و هم امکانات در جهت بهره وری فرهنگی استفاده شود ، یعنی اگر پایداری سیاسی به حضورهر چه بهتر مردم در صحنه سیاست است ، پایداری فرهنگی به حضور هر چه بیشتر نخبگان در امر فرهنگ است.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 208
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها