در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از عرصههایی که دولتهای بزرگ برای یکسانسازی هنجارهای اجتماعی از آن بهره بردهاند، ورزش بوده است؛ ورزشی چون فوتبال که جذابیتهای ویژهای در سطح جوامع دارد و به نوعی سرآمد جذابترین ورزشهای جهان است، بالقوه توان ایجاد این قدرت یکسانسازی هنجارها را دارد. به واسطه ماهیت جذاب و البته تبلیغات سازمان یافته حول این ورزش برای افزایش جذابیت آن، باعث شده جام جهانی یکی از پربینندهترین رخدادهای جهان باشد. گمان میکنم چند صد میلیون نفر به مدت یک ماه تمامی اخبار مربوط به این مسابقات ورزشی را از نزدیک دنبال میکنند.
تلویزیونهای مختلف در گوشه و کنار جهان با پوشش اخبار مربوط به این مسابقات موفقیتهای بزرگی در حوزه تاثیرگذاری بر اذهان مردم کسب میکنند و به این شکل قدرتهای بزرگی که در پی یکدستکردن فرهنگی جهان هستند به فراگیرترین پوشش بینالمللی که در ظاهر حتی نسبتی با سیاست هم ندارد، دست یافته و بیشترین بهره بری را داشته، دارند و خواهند داشت.
در این نوع همسانسازیهای اجتماعی، چون افراد و دولتها به طور غیرمستقیم تحت تاثیر قرار میگیرند، کسی چالشی نمیکند و دولتهای بزرگ عموما مانعی بر سر راه خود نمیبینند چون شعار سیاسی پخش نمیکنند.
در واقع فوتبال به خودی خود قابلیتهای فراگیرشدن دارد، اما با تلفیق رسانه و بخصوص تلویزیون که به این جذابیتها دامن میزنند، میتواند به ابزاری کارآمد برای تحمیل ارزشها و هنجارهای قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
در فوتبال، فدراسیون جهانیای وجود دارد که به هیچ نحوی نمیتوان آن را دموکراتیک دانست. این سیستم قوانینی وضع میکند که لازمالاجراست و دستاندرکاران فوتبال کمتر در آن دخیل هستند. در واقع میتوان آن را نمادی از حاکمیت جهانی قدرتهای بزرگ در عرصه فوتبال دانست. نوعی حکومت نامرئی، غیردموکراتیک و مستبد که با ابزار خشن، حق حاکمیت ملی را به چالش میکشد. جالب است که هیچ کشوری خودش را از پیروی از این قواعد غیردموکراتیک مستثنا نمیداند. یکی از مصادیق نقض حاکمیت ملی میتوان به مورد ایران اشاره کرد که از سوی فیفا چند بار به تحریمهای گوناگون تهدید شده است.
درباره بازیهای تیم ملی کشورمان باید بگویم تاثیر فوتبال تاثیر واقعی نیست، بلکه به هر چیز که منجر شود کاذب است. برد و باخت در فوتبال اصیل نیست، زیرا پشت خود قدرت علمی، فنی و اقتصادی ندارد. غرور ناشی از فوتبال بحثی انتزاعی، قراردادی و بیریشه است.
مثلا کشور برزیل یکی از پرافتخارترین تیمهای فوتبال جهان را دارد و در عین حال نیز یکی از بدهکارترین اقتصادهای دنیا. مردمی که امروز پشت درهای استادیومها در برزیل تجمع میکنند، این بدهیها را با گوشت و پوست و استخوان درک کردهاند و نمیخواهند فوتبال مرهمی باشد برای زخمهای هویتی، اقتصادی و اجتماعی و سیاسیشان، اما در هر حال فوتبال ظرفیتی است برای ایجاد جذابیتها و گردهماییها و شادیهای اجتماعی.
دکترمحمد صادق کوشکی / جامعهشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: