حالا میشود نوع عکسالعملها را در ورزشگاههای ما هم دنبال کرد. ما اغلب بسامد بالایی از این رفتار را در میان تماشاگرانمان شاهدیم. وقتی ایران عقب میافتد سکوت مرگباری بر سکوها حاکم میشود ـ یعنی درست لحظهای که تیم به حمایت از جانب تماشاگر نیاز دارد ـ انگار نه انگار که دهها هزار تماشاگر ساعتها در راه بودهاند، دقایق طولانی روی سکوها نشستهاند تا تیم کشورشان را تشویق کنند. اما چرا این اتفاق میافتد؟
اول آن که بخشی از دیدگاهها و تفکرات اجتماعی ما در چنین فضاهایی به چشم میآید. به عبارت دیگر نوع رفتار تماشاگرها روی سکوها متصل به یک جریان رفتاری است که از متن جامعه به ورزشگاه کشیده شده است. وقتی تیم جلو است ما هم جان میگیریم و تیم را تشویق میکنیم، اما وقتی تیم عقب میافتد ما هم عقب میافتیم، مثل خودرویی که با رشتههای یک کابل یا تکهای طناب به خودروی جلویی متصل شده است. تا زمانی که آن کابل یا طناب پاره نشده است خودروی عقبی، خودروی جلویی را تعقیب میکند اما وقتی کابل پاره شد خودروی عقبی دیگر توان تعقیب و پیگیری را نخواهد داشت. اینجا هم اتفاق مشابهی روی میدهد. انگار که آن تماشاگران یا ردیف سکوهای ورزشگاه با یک طناب نامرئی به تور دروازه و ساق بازیکنان دوخته شدهاند، وقتی آن طناب پاره میشود ـ تیم عقب میافتد ـ سکوها دیگر تیم را تعقیب نمیکنند.
اما چرا این گونه است؟ بسیاری از ما دوست داریم یکی پیدا شود و ما را هل بدهد تا ما روشن شویم، چون روشن شدن خود به خود کار شاق و پرزحمتی است. زحمت دارد که به تمایل به سکون در سلولهایت غلبه کنی و به اینرسی نه بگویی.
شاید به این دلیل است که ما دوست داریم واگن باشیم تا لکوموتیو. دوست داریم کشیده شویم تا بکشیم، چون کشیدهشدن لذتبخشتر، سهلتر و مفرحتر از کشیدن است. ظاهرا در کشیده شدن هیچ ابتکار، خلاقیت، مسیریابی و ریسکی را تجربه نمیکنی، همه ریسکها، تقلاها و عرق ریختنها به دوش کسی است که میکشد. ما کسی را که جلو افتاده و ما را بهدنبالش بکشد تشویق میکنیم، اما اگر متوقف شود ما هم با او میایستیم. این است که دوست داریم وزنِ بودنمان را بر شانههای کسی یا چیزی بیندازیم و حتی غش کنیم و اسمش را بگذاریم رابطه پدر و فرزندی، نامزدی، همسری، رئیس و مرئوسی یا حتی کلیتر از آن؛ رابطه دولت و ملت.
دوست داریم کسی پیدا شود و به ما انگیزه بدهد، اما دوست نداریم نقطه آغاز آن انگیزه به ما برسد و آن کس ما باشیم.
حسن فرامرزی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم