خسرو حکیم رابط:

طی 2 سال 70 نمایشنامه نوشتم

مرکز هنرهای نمایشی رادیو روز گذشته با حضور پیشکسوتان رادیو از خسرو حکیم‌رابط در سالن ناصری خانه هنرمندان به پاس نمایشنامه‌های ارزنده‌اش قدردانی کرد. طی چند روز گذشته نمایشنامه‌های او در قالب نمایش رادیویی از شبکه‌های مختلف رادیو پخش شد و به مدت یک هفته هم نمایشنامه‌های وی به صورت رادیو تئاتر در خانه هنرمندان اجرا شد. با او درباره حضورش در رادیو به‌گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۶۷۰۳۸۳

بدون تردید هر فردی برای انتخاب حرفه‌اش اهدافی را دنبال می‌کند. شما چطور جذب رادیو شدید و نمایشنامه رادیویی نوشتید؟

من حرفه نمایشنامه‌نویسی رادیو را انتخاب نکردم؛ بلکه انتخاب شدم. در دوره تعطیلی دانشگاه‌ها بیکار بودم تا این‌که از طرف رادیو برای همکاری دعوت شدم. سال 1361 بود که وارد رادیو شدم و به پیشنهاد دوستان شروع به نوشتن نمایشنامه رادیویی کردم. جالب این است که تا آن زمان نمایشنامه رادیویی ننوشته بودم و اطلاعاتی هم درباره‌ آن نداشتم.

گرچه در دانشگاه رشته ادبیات دراماتیک خوانده بودم، اما واحدی به نام نمایشنامه‌نویسی رادیو نداشتیم، اما من با هیجان خاصی کارم را شروع کردم و از این‌که چنین پیشنهادی به من شده بود، خوشحال بودم. نگارش نمایشنامه رادیویی جذابیت‌های خاص خودش را داشت. درواقع من طی سال‌های 61 و 62 که در رادیو کار می‌کردم، حدود 70 نمایشنامه نوشتم و این نمایشنامه‌ها اجرا شد.

در آن زمان از من خواسته شد تا یک کلاس آموزشی هم برای نمایشنامه‌نویسی در رادیو برگزار کنم؛ البته شرط سنی و تحصیلات را حذف کرده بودم. به یاد دارم در این آزمون نزدیک به هزار نفر شرکت کرده بودند و من بعد از گرفتن تست، 30 نفر را انتخاب کردم و شاگردانم این دوره را گذراندند. بعد از سال 62 دیگر در رادیو نماندم و بیرون آمدم؛ البته قبل از آن 70 نمایشنامه را تحویل داده بودم که در طول این سال‌ها آن نمایش‌‌ها را گروه‌های مختلف در رادیو اجرا کردند.

وقتی نمایش‌های رادیویی را می‌نوشتید، این تصور را داشتید که آنها بعد از گذشت 30 سال از نگارششان همچنان اجرا شوند؟

بدون تردید ماندگاری هر اثر هنری حتما رازی دارد. راز این نمایش‌ها هم در این است که من سعی کردم در آنها به نوعی وضع انسان را در موقعیت‌های مختلف به نگارش دربیاورم. به هر حال آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف در مقابل اتفاقات، واکنش‌های متفاوت نشان می‌دهند؛ مثلا گاهی دروغ می‌گویند. من برای فرار از این معضلاتی که گاهی انسان درگیرش می‌شود، دست به قلم شدم. این معضلات مشکلات دیروز نیست؛ امروز و فردا هم است.

معتقدم اگر هر فردی درد دیگران را بخوبی درک کند و این توانایی را داشته باشد که تجربه‌اش را انتقال بدهد، می‌تواند خوب بنویسد. بنابراین موضوعات ناخودآگاه به ذهنش خواهد آمد و نیازی به فکر کردن ندارد. من هم هنگام نگارش فکر نمی‌کردم، چون می‌دانستم که باید درباره چه بنویسم. در واقع موضوع خودش را با من می‌برد به دنیایی که باید به آنجا می‌رفتم.

شما در صحبت‌هایتان اشاره کردید که اتفاقی وارد دنیای نوشتن نمایش‌های رادیویی شدید. برایتان سخت نبود دنیایی را تجربه کنید که درباره آن اطلاعات زیادی ندارید؟

نه، اصلا سخت نبود، چون همان طور که گفتم موضوعات مرا به دنیای خودشان می‌بردند و به مرور آموختم چگونه بنویسم. نگارش نمایشنامه برای رادیو سخت‌تر از نوشتن نمایشنامه صحنه است، چون در رادیو تصویر وجود ندارد و فقط باید با دیالوگ و فضایی که ترسیم می‌شود، قصه به بهترین شکل برای مخاطب بازگو شود.

به یاد دارید اولین نمایشنامه‌ای که نوشتید درباره چه بود؟

بله، نمایشنامه ساده‌ای با نام علمدار بود و ماجرای مردی را روایت می‌کرد که مجروح از جنگ برگشته بود، اما فضای خانه و هیاهوی افراد داخل خانه مانع بهبود او می‌شد.

در طول این سال‌ها 70 نمایشنامه شما از سوی گروه‌های مختلف اجرا شد. آیا از اجراها راضی هستید؟

نه، خیلی راضی نیستم. به هر حال نمایشنامه‌نویس طوری فکر می‌کند و گروه تولید به گونه‌ای دیگر. در طول این سال‌ها فقط نمایشنامه «پرنسیپ عالی» را کارگردان جوانی کار کرده که خیلی خوب شد. البته نام این کارگردان جوان را به یاد ندارم. خیلی علاقه‌مند هستم نمایشنامه‌های رادیویی‌ام را به چاپ برسانم.

از آنجا که نمایشنامه‌های من دست‌نویس بودند، درخواست کردم یک کپی از هر کدام را به خودم برگردانند، اما این اتفاق هنوز نیفتاده است. البته حدود 20 نمایشنامه را پیدا کردم. امیدوارم دوستان مرا همراهی کنند تا بتوانم نمایشنامه‌هایم را جمع‌آوری و چاپ کنم.

شما علاوه بر نگارش نمایشنامه برخی مواقع ‌نمایشنامه‌هایی نوشتید که برداشت آزاد از قصه‌های خارجی بوده است. نگارش کدام یک از این نوع نمایشنامه‌ها مورد علاقه‌تان است؟ این‌که خودتان داستانی را خلق کنید یا این‌که از قصه‌ای خارجی برداشت آزاد کنید؟

برایم فرق نمی‌کند که اثری بنویسم که برداشت آزاد مثلا از کارهای آنتوان چخوف باشد یا این‌که داستانی مستقل. آنچه برایم اهمیت دارد این است که یک کار خوب و شسته رفته بنویسم. وقتی یک قصه خارجی می‌خوانم که با علایقم هماهنگی دارد حتما آن را اقتباس خواهم کرد، ضمن این‌که به این مساله توجه می‌کنم با مردم زمانه هم هماهنگی داشته باشد و با شرایط روزگار جور دربیاید.

فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها