هاوارد وب، یکی از داوران جام جهانی 2014:

فینال جام جهانی 2010 زندگی مرا تغییر داد

هاوارد وب، مشهورترین داور دنیای کنونی فوتبال است. سخت است باور کنیم این مرد که در میدان مسابقه بسیار سختگیر و بداخلاق به نظر می‌رسد تا این حد با خوشرویی حرف بزند. وب همان داوری است که فینال جام جهانی 2010 را بین هلند و اسپانیا سوت زد. این داور چهل‌وچهار ساله در گفت‌وگویی به پرسش‌های سایت فیفا پاسخ می‌دهد.
کد خبر: ۶۷۰۲۵۰

اشتیاق شما هنگام آغاز به کار داوری چگونه بود؟ بسیاری از کودکان ترجیح می‌دهند در فوتبال بازیکن باشند تا داور. شما چگونه داور شدید؟

من هم آرزو داشتم فوتبالیست شوم. اگر با هر کدام از داوران صحبت کنید آنها به شما خواهند گفت ابتدا می‌خواستند فوتبالیست شوند. من سعی کردم به این هدف برسم، اما استعداد لازم را در این زمینه نداشتم.

در کدام پست بازی می‌کردید؟

دفاع مرکزی بودم. بازیخوانی خوبی داشتم، اما هرگز در جدال‌های هوایی موفق نبودم. زمانی که کودک بودم فکر می‌کردم داوران مردان طاسی هستند، بنابراین هرگز زمانی که پدرم به من پیشنهاد داد داور شوم قبول نکردم. پدرم ​ داور نیمه‌حرفه‌ای بود. فکر می‌کردم داور شدن برای من نیست. اکنون کاملا درک می‌کنم چرا بچه‌های کم‌سن و سال نمی‌خواهند مثل من داور شوند. اکنون من خودم طاس هستم! ​سرانجام در هفده سالگی تصمیم گرفتم داوری را هم امتحان کنم. این تصمیم عملی شد و تا جایی پیش رفت که من فینال جام جهانی 2010 را قضاوت کردم. آنچه شدم با چیزی که رویایش را داشتم تفاوت داشت، اما به هر حال من اکنون در این موقعیت هستم. من در این سال‌ها به بیش از 44 کشور دنیا در پنج قاره متفاوت سفر کردم. این برایم غیرقابل‌باور است. داوری برای من ارزش زیادی دارد.

با این اوصاف شما داوری را به عنوان یک مسیر مشخص زندگی توصیه می‌کنید؟

البته، هر کسی که به فوتبال علاقه‌مند است باید داوری را هم به عنوان یک فرصت بزرگ در نظر بگیرد. هر کسی استعداد لازم برای رسیدن به نقطه اوج را ندارد، اما اگر آنها ذهنیت درستی نسبت به کاری که می‌خواهند انجام بدهند داشته باشند و به آن کار عشق بورزند، می‌توانند راه خود را پیدا کنند.

زمانی که بازیکن بودید در قبال داوران چه رفتاری داشتید؟

من فقط روی بازی خودم تمرکز می‌کردم. گاهی اوقات فکر می‌کردم زمانی که دیگر بازیکنان مشغول بازی هستند چطور می‌توانند درباره عملکرد من و نحوه بازی کردنم نظر بدهند. در واقع این برای من مهم‌تر بود. البته من به داوران خیلی احترام می‌گذاشتم.

اگر شما مجبور باشید بهترین و بدترین ویژگی را درباره داور بودنتان انتخاب کنید چه می‌گویید؟

بهترین نکته این است که در یک موقعیت و سمت عالی از یک مسابقه فوتبال لذت می‌برم. البته نمی‌گویم این شرایط همیشه وجود دارد. مردم بلیت می‌خرند تا یک مسابقه فوتبال را ببینند، اما من مجبور به خرید بلیت نیستم ولی در عوض خیلی سخت‌تر از تماشاگرانی که بلیت خریده‌اند در میدان مسابقه زحمت می‌کشم. بدترین نکته‌ای هم که در مورد داوری وجود دارد اشتباهات داوری است. درک کردن این موقعیت خیلی مشکل و دشوار است. اشتباهات یک داور پیش از هر چیزی به او صدمه می‌زند و سپس ممکن است سرنوشت یک تیم را تغییر دهد. سرنوشت یک مربی هم ممکن است تغییر کند. حتی آبروی داور هم در خطر است.

برای داور شدن داشتن شخصیت خاصی لازم است؟

بله. چند وقت پیش گزارشی درباره نحوه قضاوتم در یک مسابقه خواندم. براساس این گزارش من نمره خوبی از آن قضاوت گرفته بودم. زیر آن گزارش بدون این که به نام من اشاره‌ای کنند نوشته بودند این داور شایستگی دارد. چیزی که ما داوران می‌خواهیم همین است. چیزی که به عنوان یک داور می‌خواهیم باشیم همین است؛ یک داور شایسته. برخی از مسابقه‌های فوتبال همیشه آن‌طور که باید پیش نمی‌روند و گاهی یک داور همه اعتبار و احترامش را از دست رفته می‌بیند. داوران گاهی اوقات به سختی از استادیوم خارج می‌شوند و این شرایط را باید تحمل کنند. البته در برخی مواقع نیز اوضاع کاملا برعکس است، به این ترتیب که وقتی من بعد از یک مسابقه آن هم با یک قضاوت خوب به خانه می‌روم احساس می‌کنم دنیا را در دست دارم. یک نکته مهم دیگر درباره داوری این است که وقتی بعد از مسابقه کسی درباره شما حرف نمی‌زند و به نام شما اشاره نمی‌کند به این معناست که شما به بهترین شکل ممکن یک مسابقه را سوت زده‌اید و داوری کرده‌اید.

از فینال جام جهانی 2010 که در ژوهانسبورگ بین اسپانیا و هلند برگزار شد چه چیزی به خاطر می‌آورید؟

وارد شدن به زمین مسابقه، برداشتن توپ، بالا انداختن سکه و قضاوت یکی از مهم‌ترین مسابقه‌های فوتبال دنیا. من این صحنه‌ها را همیشه دیده‌ام، اما آنجا واقعا کار سختی داشتم. البته برق جام قهرمانی آن بازی را در هیچ جای دیگری ندیدم. باور کردنی نبود.

وسوسه نشدید پس از آن مسابقه جام را بالای سر ببرید؟

بله، این رویای من است. افتخار بزرگی بود تا آنجا باشم. فینال 2010 فوق‌العاده بود و زندگی من را تغییر داد.

از آن زمان تاکنون چند بار بازی فینال را تماشا کرده‌اید؟

فقط یک بار. چهار هفته پس از فینال مسابقه را دوباره دیدم. می‌خواستم دقیقا به خاطر بسپارم چه تجربه‌ای به دست آوردم که قبلا نداشتم. بازی دشواری بود و فکر می‌کنم بهتر از آن بودم که فکر می‌کردم. در آن شب دقیقا تمام تمرکز من روی دیدار بود. فینال 2010 در قلب و ذهن من زندگی می‌کند.

قطعا پس از فینال 2010 اتفاقات جالبی را شاهد بوده‌‌اید. می‌خواهید آن را به ما بگویید؟

اتفاقات زیادی بود. پس از بازی فقط به دنبال پدرم می‌گشتم که بازی را از نزدیک تماشا می‌کرد. او کسی بود که من را داور کرد. همان کسی که به من گفت «نمی‌توانی فوتبال بازی کنی، اما می‌توانی داور شوی.»

شما در جام جهانی 2014 برزیل هم حضور دارید. اگر انگلیس عملکرد خوبی داشته باشد و به مراحل بالاتر برسد شانس شما برای قضاوت در این مراحل کمتر خواهد شد. چگونه می‌توانید با چنین احساسی در برزیل کنار بیایید؟ این که خطر از دست دادن قضاوت در دیدارهای یک‌چهارم نهایی به بعد را از دست بدهید و از طرفی هم بخواهید تیم ملی کشورتان یعنی انگلیس موفق باشد و به مراحل بالاتر برسد؟

همه ما انگلیسی‌ها اشتیاق زیادی برای فوتبال و آغاز جام جهانی داریم و می‌خواهیم تیم ملی کشورمان به مراحل پایانی برسد. اگر انگلیس قهرمان شود تاثیر عظیم و شگفت‌انگیزی روی انگلیسی‌ها خواهد داشت. ما باید این اشتیاق بیش از اندازه را کنترل کنیم. اگر انگلیس جام جهانی خوبی را پشت‌سر بگذارد من خوشحال خواهم شد، اما اگر این چنین نشود فقط یک موقعیت خوب برای قضاوت من در مراحل بالاتر حاصل شده و بس. ما به برزیل می‌رویم تا شاهد موفقیت انگلیس باشیم. اگر انگلیس موفق باشد من بدون فکر کردن به فرصت از دادن قضاوت در دیدارهای خیلی مهم‌تر خوشحال و راضی به انگلیس برمی‌گردم.

منبع: سایت فیفا

مترجم: هیلدا حسینی‌خواه / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها