در جهان امروز شاهد برخورد گزینشی با نژادپرستی هستیم

نژادپرستی بد نژادپرستی نه چندان بد!

مساله نژادپرستی در تاریخ بشریت سابقه‌ای دیرینه دارد. امروزه نژادپرستی همواره محکوم می‌شود و حتی افراد و حکومت‌هایی که در عمل کم و بیش از نژادپرستی اجتناب نمی‌کنند، در بیان آن را محکوم می‌کنند. بنابراین نژادپرستی هرچند امروزه به آموزه‌ای مبدل شده که کسی دست‌کم درظاهر تردیدی در زشتی و ناپسندی آن ندارد، ولی ریشه‌های عمیق آن در تاریخ بشریت موجب می‌شود که همه انسان‌ها در معرض اعمال نژادپرستانه قرار گیرند.
کد خبر: ۶۷۰۱۹۸

میل به اعمال و رفتارهای نژادپرستانه را تا حدی می‌توان به واسطه مفاهیم روانشناختی و جامعه‌شناختی تبیین کرد. انسان در بدو شکل‌گیری زندگی اجتماعی، در قلمرو قبیله‌ای و خانوادگی، موازینی را برای خود تعریف و تبیین کرد. این موازین و قوانین به شکل غریزی به نحوی تعریف و پیاده می‌شوند که حافظ کیان این قلمرو قبیله‌ای باشند و لذا هرگونه عمل و رفتاری که به انشقاق و دوپارگی این قبیله بینجامد و کیان و یکپارچگی قبیله را به خطر بیندازد از خطوط قرمز و نواهی محسوب خواهد شد.

خانواده، اولین نهاد اجتماعی انسان است و انسان‌ها ابتدا در خانواده روش زندگی اجتماعی و مدنی را می‌آموزند و مهر و محبت و علاقه بین اعضای خانواده به یکدیگر موجب می‌شود افراد محدود شدن آزادی‌های فردی و قیود و موازین این اجتماع کوچک را بپذیرند تا از مزایای عاطفی آن بهره‌مند شوند. به مرور و با پذیرش خانواده به مثابه یک اجتماع، افراد نسبت به آن علاقه تعصب‌آمیز پیدا می‌کنند و موازین آن را همچون قواعد و نوامیس الهی پاس می‌دارند. اعضای خانواده انسان مبدل به برترین انسان‌ها و برترین موجودات عالم می‌شوند که انسان برای حفظ آنها ‌باید دست به هر کاری بزند. به این ترتیب زندگی قبیله‌ای زمینه اولیه نژادپرستی را در تاریخ ایجاد می‌کند، به نحوی که در این دوره از نگاه هر انسانی، نوع بشر به دو قسم تقسیم می‌شود؛ اقلیت مهم‌تر و برتری که عضو خانواده من هستند و اکثریت بیگانه.

این تقسیم در دوره‌های بعدی حیات بشریت محفوظ می‌ماند، با این تفاوت که مصداق اقلیت مهم‌تر و برتر، به جای اجتماع کوچک خانواده من، مبدل به اجتماع‌های بزرگ‌تری می‌شود؛ قبیله من، همشهری‌های من، هم‌میهن‌های من، هم‌نژادهای من، آنها که مانند من سفیدپوستند و... . در تمام این تقسیم‌ها می‌بینیم که گویی یک تقدیر از پیش تعیین‌شده برای هر انسانی از هنگام تولد همراه او بوده است. انسان‌ها از همان ابتدا به واسطه تولد در فلان خانواده یا قبیله یا شهر، دوستان و انسان‌های مهم زندگی خود را از پیش تعیین شده می‌بینند. برای من نوعی که بر فرض چنین نگرشی دارم، یعنی نژادپرست هستم، فرقی نمی‌کند که فرد بیگانه‌ای که هم‌خانواده، هم‌قبیله یا همشهری و هم‌رنگ من نیست، انسان خوب و بااخلاق و بی‌آزار و عادلی باشد یا خیر، همین کافی است که او از نژاد من نیست، پس او را باید از خود طرد کنم.

چنین بینشی، مهلک و زیانبار است و قربانیان بسیاری درطول تاریخ گرفته است. بسیاری از جنگ‌ها و خونریزی‌ها به پای چنین تعصب خام اندیشانه نسبت به نژاد انجام گرفته است. پیش از ظهور اسلام بینش قبیله‌ای و نژادی بین اعراب حاکم بود. در یونان باستان برده داری مرسوم بود. حتی در دوران مدرن و در قرن بیستم نیز نگاه‌های نژادپرستانه در غرب قربانیان بسیاری گرفت. نازیسم در آلمان آشکارا دیدگاه‌ها و آرمان‌های نژادپرستانه داشت. همین امروز نیز در فلسطین، جنایت‌های نژادپرستانه توسط رژیم صهیونیستی با واکنش‌های سردی از سوی حاکمان غربی مواجه می‌شود.

اما در عین حال انسان‌ها به مرور به این نتیجه رسیدند که قربانی دادن به پای تعصب نژاد کافی است و صرف انسان بودن را ‌باید پاس داشت و برای انسان کرامت قائل بود. امروزه هنوز تعصب نژادی قربانی می‌گیرد، ولی دست‌کم، بر خلاف گذشته، کسی توان دفاع کردن آشکار از نژادپرستی را ندارد. نژادپرستی امروز به خودی خود قبیح و زشت محسوب می‌شود و حرکت‌های نژادپرستانه بسرعت توسط عموم تمسخر و سرزنش می‌شود. از این منظر به راه افتادن موج‌هایی که بعد از حرکت نژادپرستانه در بازی فوتبال رخ داد، مثبت و قابل تقدیر است و می‌توان آن را مصداقی از سرزنش و نهی از منکر دانست.

از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که حرکات نژادپرستانه شدیدتری در جهان امروز ما صورت می‌گیرد که واکنش‌های ضعیف‌تری در مقابل آنها رخ می‌دهد. مساله فلسطین از این نوع مسائل است که ‌باید زن و مرد مسلمان و غیرمسلمان که از نژادپرستی متنفرند، در مقابل آن اعلام موضع کنند و عاملان آن را به طرق متفاوت نهی و سرزنش کنند. در مبارزه و سرزنش نژادپرستی نباید گزینشی عمل کرد، بلکه در هرجای این کره خاکی، اگر عملی رخ دهد که رنگ و بوی نژادپرستی بدهد، ‌باید بسرعت در مقابل آن ایستاد. چگونه است که در مقابل یک تماشاگر نژادپرست فوتبال که نه قدرتی دارد و نه لشکر و ارتشی، بسیاری از افراد از شرق و غرب عالم بسیج می‌شوند و او را سر جای خود می‌نشانند، ولی هنگامی که یک حکومت نژادپرست با حمایت‌ها و تائیدهای ابرقدرت‌های بزرگ، مردمی را به دلیل دین یا نژادشان محاصره می‌کند و به قتل می‌رساند، کسی واکنشی نشان نمی‌دهد؟ وجدان عمومی مردم تا چه حد حساس است؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها