در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاهان پلیس آگاهی سال 91 وقتی از سرقت مسلحانه از انبار شرکتی در یکی از شهرهای شمالی کشور باخبر شدند،تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند. آنها متوجه شدند سارقان چهار نفر بودند که یک قبضه سلاح شکاری همراه داشتند. متهمان شبانه وارد شرکت شده و با تهدید نگهبان دست به سرقت زده بودند. یک دستگاه تراکتور، یک دستگاه پیکان وانت و مقدار زیادی حبوبات از اموال مسروقه بود. کارآگاهان در آن زمان برای یافتن ردی از متهمان، به جستجو پرداختند و بعد از بررسیهای تخصصی به دو جوان 24 و 26 ساله ظنین شدند.
دو مظنون بعد از دستگیری به سرقت اعتراف و عنوان کردند دو برادر دوقلو نیز در این دزدی با آنها همدست بودهاند. متهمان گفتند: «ما نمیدانیم آن دو نفر اکنون کجا هستند، فقط میدانیم اهل مشهد بودند و به احتمال زیاد به شهر خودشان برگشتهاند.»
کارآگاهان پلیس آگاهی استان خراسان رضوی بعد از اطلاع از حضور دو سارق مسلح در مشهد تلاشهای خود را برای ردیابی این دو به کار بستند، اما نتوانستند سرنخی از آنها به دست بیاورند و دو برادر همچنان فراری بودند تا اینکه چندی قبل بالاخره خبری به پلیس رسید که محل سکونت دوقلوها را نشان میداد. ماموران پس از بررسی اطلاعات به دست آمده و اطمینان از صحت آن، خانه مورد نظر را کنترل و دو برادر را به نامهای رامین و امین بازداشت کردند.
دوقلوها که از دستگیری شوکه شده بودند، بعد از انتقال به پلیس آگاهی به جرم خود اعتراف کردند. رامین گفت: «من و امین در دانشگاهی در شمال درس میخواندیم و پس از اتمام دوره کارشناسی، به مشهد بازگشتیم و بعد از مدتی برای گرفتن مدرک تحصیلی، به شمال رفتیم. برای گرفتن مدرک باید کارهای اداری را انجام میدادیم و چارهای نداشتیم جز اینکه چند روزی را در شمال بمانیم. در این مدت به خانه دو نفر از دوستان قدیمیمان رفتیم. آنها از قبل برای سرقت از انبار یک شرکت نقشه کشیده بودند تا اینکه یک شب موضوع را با ما درمیان گذاشتند و خواستند کمکشان کنیم.»
امین نیز در بازجوییها، گفتههای برادرش را تائید کرد و توضیح داد: «وقتی این پیشنهاد را شنیدیم، مخالفت کردیم. ما قبلا چنین کاری نکرده بودیم و از اینکه دستگیرشویم و به زندان بیفتیم، میترسیدیم اما دوستانمان ما را وسوسه کردند و گفتند نقشه را طوری کشیدهاند که امکان ندارد شناسایی شویم. ما هم بعد از اینکه چند روز به موضوع فکر کردیم، تصمیم گرفتیم با آنها همکاری کنیم تا پولی به جیب بزنیم و با آن برای خودمان کسب و کاری راه بیندازیم.»
این متهم ادامه داد: «روز حادثه همراه دو نفر دیگر به شرکت موردنظر رفتیم و بدون اینکه مشکلی پیش بیاید، دست به سرقت زدیم. بعد از آن همدستانمان به ما گفتند برای اینکه سرنخی از ما به جا نماند و دستگیر نشویم، بهتر است هرچه زودتر به شهر خودمان برگردیم. وقتی درباره تقسیم اموال مسروقه پرسیدیم، گفتند ماشین، تراکتور و حبوبات را میفروشند و سهم ما را میفرستند. ما که به آن دو اعتماد داشتیم، بدون هیچ اعتراضی راهی مشهد شدیم و منتظر ماندیم تا پولمان را ارسال کنند، اما این انتظار بیفایده بود و آنها حتی یک ریال هم به ما ندادند و در واقع سرمان کلاه گذاشتند.»
امین در ادامه اعترافاتش گفت: «چند بار تصمیم گرفتیم سراغ آن دو نفر برویم اما از ترس دستگیری، این کار را نکردیم و با گذشت مدت طولانی از سرقت مسلحانه، فکر کردیم موضوع تمام شده و دیگر کسی پرونده را پیگیری نمیکند.»
بنا به این گزارش، دو متهم پرونده در بازداشت به سر میبرند و تحقیق از آنها ادامه دارد.
مریم عفتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: