خیانتی که سرانجام به جنایت رسید

در نخستین ساعات 27 اردیبهشت ، ماموران کلانتری 29 کرج ، هنگام گشتزنی در محدوده مشکین آباد به خودروی پیکانی که در نزدیکی یک بیابان متوقف شده و در آن باز بود مشکوک شدند و هنگامی که خودرو را بازرسی کردند ، متوجه جسد مردی روی صندلی عقب خودرو شدند.
کد خبر: ۶۶۳۴۲

با پیدا شدن جسد ، ماموران موضوع را به محسن علی اشرف ، بازپرس دادسرای جنایی کرج اطلاع دادند و وی همراه ماموران دایره قتل آگاهی کرج ، تحقیقات گسترده ای را در این ارتباط آغاز کرد. در بازرسی از جسد این مرد، ماموران مدارک شناسایی او را پیدا کردند که مشخص می کرد وی مهدی ک نام دارد و خانه وی چند کوچه پایین تر از محل جنایت قرار دارد. به این ترتیب ماموران به منزل وی مراجعه کردند و به بازجویی از همسرش پرداختند. همسر مقتول به نام بهجت در بازجویی ها به ماموران گفت : 19سال از زندگی من و مقتول می گذرد و در این مدت ، هیچ مشکلی نداشتیم . روز حادثه وی مثل همیشه ساعت 6 صبح برای مسافرکشی از خانه خارج شد؛ اما دیگر بازنگشت . در حالی که بازجویی از این زن ادامه داشت ، ماموران از طریق همسایگان مقتول دریافتند وی و همسرش از مدتی قبل با یکدیگر اختلاف شدیدی داشته اند. با این اظهارات از آنجا که همسر مقتول ، اظهارات ضد و نقیضی در مراحل بازجویی ، بیان کرده بود. ماموران بار دیگر این زن را تحت بازجویی های فنی و پلیسی قرار دادندکه وی سرانجام لب به اعتراف گشود و راز جنایت وحشتناک را فاش کرد.

همدستی همکلاسی پسرم

همسر 36ساله مقتول در بازجویی ها با اعتراف به قتل شوهرش گفت که به خاطر علاقه به همکلاسی 17ساله پسرش ، همسرش را به قتل رسانده است. زن قاتل در بازجویی ها به محسن علی اشرف ، بازپرس پرونده گفت : از مدتی قبل با همکلاسی پسرم به نام احمد، ارتباط برقرار کردم ، احساس می کردم با او می توانم خوشبخت شوم ، مدتی بعد همسرم موضوع رابطه ما را فهمید بنابراین تصمیم گرفتم شوهرم را که مانع خوشبختی ما بود، از سر راه بردارم . موضوع را با احمد در میان گذاشتم و به او گفتم شوهرم مرا اذیت می کند و اگر او را به قتل برسانیم ، می توانیم با هم زندگی کنیم ؛ او هم پذیرفت که در ارتکاب قتل به من کمک کند. چندین بار نقشه قتل او را طراحی کردیم ، اما موفق نشدیم تا این که در 27 اردیبهشت تصمیم خود را عملی کردیم . قرار بود من شوهرم را بی هوش کنم و بعد با کمک احمد، او را به قتل برسانیم و سپس جسدش را به بیرون ببریم و وانمود کنیم او را کشته اند. شب جنایت ، مقداری داروی خواب آور در غذا ریختم و بعد از آن که شوهرم غذایش را خورد، به خواب عمیقی فرو رفت و من از طریق تلفن همراهی که احمد در اختیارم گذاشته بود موضوع را به او گفتم و او ساعت 2بامداد به خانه مان آمد. بعد از آمدن احمد، طنابی را که از قبل آماده کرده بودم ، دور گردن مقتول انداختیم اما هنگامی که قصد خفه کردنش را داشتیم ، شروع به سر و صدا کرد پسرم که همکلاسی احمد بود، از خواب بیدار شد و با دیدن او در خانه مان متوجه منظورمان شد. به او گفتم پدرت دچار تشنج شده است و می خواهیم او را به بیرون از خانه ببریم اما او موضوع را فهمیده بود. بنابر این او را تهدید کردیم اگر موضوع را به کسی بگوید او را می کشیم و او هم ناچار به همکاری با ما شد. وی اضافه کرد: شوهرم را خفه کردیم و جسدش را درون خودرو قرار دادیم و به دنبال جایی برای مخفی کردن جسد بودیم ، می خواستیم آن را داخل یک نهر بیندازیم اما موفق نشدیم ؛ بنابراین جسد را به نزدیکی خانه مان آوردیم و درون خودرو رها کردیم ، اما زمانی که قصد دور شدن داشتیم متوجه شدیم او هنوز زنده است بعد احمد با چاقو او را به قتل رساند و به خانه بازگشتیم . با اعترافات تکاندهنده این زن ، ماموران به سراغ احمد که در این قتل همدست زن جنایتکار بود ، رفتند و او را دستگیر کردند. با اعترافات این زن و جوان همدستش ، پرونده برای طی مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها