بچه‌ها مواظب باشید

سهیل و سپیده، خواهر و برادر هستند. سهیل بزرگ‌تر از سپیده است و مامان هر وقت می‌رود بیرون، سپیده را به سهیل می‌سپارد.
کد خبر: ۶۵۶۶۸۱

آن روز سهیل خیلی خوابش می‌آمد، چون در مدرسه فوتبال بازی کرده و خسته شده بود. مامان هم که می‌خواست به خرید برود، پیش سهیل آمد و گفت: سهیل جان! شب مهمان داریم ومن باید بروم خرید، فقط تو مواظب سپیده باش تا برگردم.

سهیل با این‌که خوابش می‌آمد، ولی قبول کرد. سپیده و سهیل جلوی تلویزیون نشسته بودند و برنامه کودک تماشا می‌کردند که سهیل خوابش برد. همان موقع تلفن زنگ زد، دوست سهیل بود، سپیده گوشی را برداشت و با او صحبت کرد.

دوست سهیل به سپیده گفت: می‌خواستم ببینم سهیل فردا می‌آد آتیش‌بازی؟

سپیده گفت: آتیش بازی چیه؟

گفت: مگه نمی‌دونی‌؟ آهان تو هنوز کوچولویی برا این کارا. آخر هر سال مردم چیزهای قدیمی‌شون رو آتیش می‌زنند تا چیزهای جدید بخرند و بعد خداحافظی کرد.

سپیده به فکر فرو رفت و با خودش گفت: عروسک منم کهنه شده، منم باید عروسک جدید بخرم!

و به سمت آشپزخانه رفت و بسته کبریت را برداشت و رفت کنار تختش نشست و یک چوب کبریت برداشت. سپیده دیده بود که مامان چگونه چوب کبریت را به جعبه می‌کشد و شروع کرد به انجام دادن این کار. بعد از چند بار کبریت ناگهان جرقه زد و آتش گرفت. سپیده یکدفعه ترسید و چوب کبریت را انداخت و آتش روی فرش افتاد، سپیده هول شد و چند بارآتش را فوت کرد، ولی خاموش نشد.

خیلی زود گوشه پتو که روی زمین بود هم آتش گرفت. سپیده نمی‌توانست جلوی آتش را بگیرد، چون خیلی سریع پیشرفت می‌کرد. جیغ کشید و گریه کرد و سهیل را صدا زد. سهیل از صدای جیغ سپیده بیدار شد و متوجه دود از داخل اتاق شد. به سمت اتاق دوید و دید همه جا آتش گرفته و سپیده هم وسط اتاق افتاده است. فریاد زد چیکار کردی؟ سپیده را از اتاق کشید بیرون و با پارچ آب می‌آورد و می‌ریخت روی آتش، ولی آتش خیلی سریع پیشرفت می‌کرد.

سهیل فقط توانست به آتش نشانی زنگ بزند و خواهرش را بیرون بکشد و بیهوش شد.

وقتی به هوش آمد دید در بیمارستان است و مادر هم گوشه‌ای نشسته و گریه می‌کند. سهیل گفت: مامان سپیده کجاست؟

مادر با گریه گفت: در بخش مراقبت‌های ویژه است.

خانم پرستار گفت: یک لحظه غفلت ببین چه فاجعه‌ای به وجود آورد. از این به بعد سعی کنید بیشتر مواظب باشید.

چقدر می‌توانستید عید خوبی با خانواده داشته باشید که این دختر کوچولو با نادانی همه چیز را خراب کرد. بچه‌های مهربان من‌! شما هم بیشتر مراقب خودتان باشید.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها