
معمولا هر شعری لحن خاص خودش را دارد. غزل را یک نوعی باید خواند، اشعار حماسی را به یک شکل و قصیده را طور دیگر. به هر حال اینها متفاوت هستند و گوینده بایستی مطالعه داشته باشد و تشخیص بدهد لحنی که انتخاب میکند برای شعری که قرار است بخواند، چگونه باید باشد.
تجربه شما در شعرخـــــوانی به چـــه زمانی بر میگردد؟
من فعالیت رادیوییام را با شعرخوانی شروع کردم و پس از آن برای گویندگی در رادیو انتخاب شدم. حتما میدانید که قدیمیها به شعر خیلی اهمیت میدادند و جامعه ما هم با شعر بیشتر از امروز مانوس بود. گویندهای اگر توانایی خواندن شعر را نداشت، هرگز خودش مرتکب این اشتباه نمیشد که شعر بخواند.
گویا از وضعیت امروز شعرخـــوانی در رادیـــو دلپری دارید؟
راستش داغ من تازه شد! گاهی به افرادی بر میخورم که شعر میخوانند، اما نباید این کار را انجام دهند و به نظرم این دست از همکارانم اشتباه میکنند. نه این که اصلا نباید این فرصت به آنها داده شود بلکه معتقدم که تا آنها توانایی خواندن شعر را به دست نیاوردهاند، نباید وارد این حیطه شوند، چرا که به کارشان لطمه میخورد و سوابق کاری خودشان باطل میشود.
چه توصیه و پیشنهادی برای گویندگانی که میخواهند در عرصه شعر و شاعری فعالیت داشته باشند، دارید؟
بر اساس تجربه خودم باب صحبت را باز میکنم. من همیشه در کار شعر مطالعه میکردم، چون علاقمند بودم که شعرها را درست بخوانم و بفهمم. نکته اصلی اینجاست ممکن است یک بیت شعر را در ظاهر همه بخوانند و هرکس هم برداشتی از آن داشته باشد که یکی از آنها درست است و بعضی دیگر نادرست. من اگر متوجه معنای شعری نشدم، چند بار آن را میخوانم و از کارشناسان میپرسم تا غلطهایم را تصحیح کنند و بعد شعرخوانی میکنم. کسی که بخواهد شعری را اجرا بکند و برنامههایی که در آنها شعر و ادبیات ایران مطرح است، واقعا باید مطالعه کند.
اشاره کردید که با شعر خوانی وارد رادیو شدید، چه برنامه هایی را آن زمان اجرا میکردید؟
قبل از اینکه در اواخر دهه 40 وارد رادیو ایران بشوم، چون همسرم در شهرستان گرگان بودند، من هم کار را با گویندگی در مرکز گرگان و با خبر آغاز کردم، هر چند که برنامههای ادبی رادیو گرگان را هم اجرا میکردم. وقتی به تهران آمدم، شنیدم که رادیو ایران گوینده جذب میکند. من هم در آزمون شرکت کردم و برای قبولی در این آزمون، باید شعر میخواندم. جالب است برایتان بگویم که پشت جلد این نوارها هیچگونه مشخصاتی از کسی که امتحان داده بود وجود نداشت و فقط شماره داشت. در واقع داوران میدانستند این صدای چه کسی است که پخش میشود. البته از آنجا که من سابقه کاری داشتم و برادرم در رادیو بود، بیشتر رعایت این نکته را میکردند که مبادا این صحبت پیش بیاید که رابطه بازی شده است. من قسمتی از برنامه کاروان شعر و موسیقی را به همراه مطالب دیگری خواندم و یادم میآید که خانم عاطفی به برادرم گفته بودند آقای پاکنشان، خواهرتان قبول شد اما خودش قبول شد و ما قبولش نکردیم! یعنی گفته بودند که کارم خوب بوده و توانش را داشتهام. بعد از آن امتحان دیگری را گذراندم که بین 100 نفر5 نفر را انتخاب کرده بودند و برای اینکه امتحان نهایی را بگیرند، باز بین آن 5 نفر، من را انتخاب کردند با شعری از شاهنامه. آن زمان به شکل امروز نبود که یک ورقه بدهند و بگویند این را بخوان! من در مرحله نهایی در یک استودیو نشستم و ورقهای را آوردند از برنامهای که عنوانش به سوی سیمرغ بود. شادروان سجادی به من گفت یک مقدار از خودت حرف بزن، من هم گفتم که چه کسی هستم و کجا کار میکنم. وقتی از استودیو خارج شدم، از برخی رفتار و صحبتها متوجه شدم که در آزمون نهایی قبول شدهام.
به نظر شما سفره هفت سین و استقبال از نوروز چه تاثیری بر روح و روان خانواده دارد؟
دوست دارم سفره هفت سین در منزل انداخته شود واین فرهنگ کمرنگ نشود. بچههای ما باید بدانند چه فرهنگ ریشهدار و زیبایی داریم. فرهنگ ما، آبرو و اعتبار ماست و وظیفه تک تک ما ایرانیها، حفظ سنتها و آداب و رسومماناست.
و سخن آخر سال...
آرزو میکنم در سال جدید هموطنان عزیزم بخصوص جوان ها که به آنها امیدوارم، کار و تحصیلاتشان را جدی بگیرند و به کانون گرم خانواده احترام بگذارند چون این خانواده است که ما را به اینجا رسانده است. همچنین دوست دارم جوانها خودشان را باور کنند./ ضمیمه قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم