در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
آخوند خراسانی: مشروطه یعنی نظامی که در آن حاکم به مردم زور نگوید و مردم حق آزادی بیان داشته باشند ؛ اما بیانی که محتوای غیراسلامی نداشته باشد |
|
روابط مستحکم شواهد متعددی وجود دارد که نشان می دهد در صدر مشروطه و پیش از آن ، میان آخوند و شیخ نوری روابط مستحکمی وجود داشته است و از بعضی نوشته های آخوند به محمدعلیشاه در دوران موسوم به استبداد صغیر برمی آید که اساسا ورود آخوند به عرصه مبارزات عدالتخواهی صدر مشروطه در اثر تلقینات شیخ بوده است. چنانکه مکتوبات شیخ شهید و آخوند در مشروطه اول نشان می دهد که آن دو، تا اواسط مشروطه صغیر به یکدیگر معتقد و خوشبین و در طریق پیشبرد اهداف اصلاحی ، یار و مدکار هم بوده اند. به داستانی شگفت در این زمینه توجه فرمایید:مرحوم آیت الله حاج شیخ جلال طاهر شمسی گلپایگانی (عضو اسبق شورای مدیریت حوزه علمیه قم) نقل می کردند: آیت الله بروجردی ، برای تلخیص و تهذیب کتاب وسایل الشیعه با جمعی از فضلای وقت حوزه (همچون آقایان حاج شیخ علی پناه اشتهاردی ، ثابتی همدانی و...) جلسات بحث و مذاکره داشتند و حقیر نیز در آن جلسات حضور می یافتم. مرحوم بروجردی در یکی از آن جلسات ، به مناسبتی چنین اظهار داشتند: در صدر مشروطه ، زمانی که علما بر ضد مظالم دستگاه استبداد به پا خاسته بودند ، مرحومان سید محمدکاظم یزدی و آخوند خراسانی در حمایت از قیام ، با هم اشتراک نظر و همکاری داشتند و اعلامیه ها به امضای هر دو بود. زمانی که مجلس شورا در تهران گشایش یافت ، مشروطه خواهان استفتایی را در باب مشروعیت مجلس شورا و لزوم حمایت از آن ، نزد آخوند بردند و ایشان در ذیل نوشته مزبور ، مشروع بودن مجلس و مصوبات آن را امضا کرده و طبق خواست آنان ، حکم به لزوم موافقت با مجلس داد ؛ اما وقتی که همان نوشته را به محضر مرحوم سید بردند ، ایشان از تائیید و امضا خودداری کرده و فرمود: چیزی را که ماهیت و موضوعش برای من مجهول بوده و نمی دانم عملکرد آینده اش چگونه خواهد بود، امضا نمی کنم...جمعی از آقایان که ایراد سید بر امضا و تایید دربست عملکرد نامعلوم اعضای مجلس را، منطقا درست و وارد می دیدند ، منطق سید در استیحاش از امضای مطلق مجلس را در محضر آخوند مطرح ساختند و سر تائیید بی پروای آخوند را از مجلسی که هویت اعضای آن و نحوه عملکرد آنان بر او کاملا روشن نبود، جویا شدند. آخوند ، در پاسخ بر درستی منطق سید، مهر تایید زده و فرمود: بله ، من نیز چون ایشان از ماهیت وکلای مجلس و نحوه عملکردشان در آینده کما هو حقه مطلع نیستم. این که به امضای بی قید و شرط مصوبات مجلس تن دادم ، برای آن است که شخصی چون حاج شیخ فضل الله در مجلس حضور و نظارت دارد و لوایح مجلس با اطلاع و نظر وی تهیه و تصویب می شود. در مجلسی که حاج شیخ فضل الله حضور و نظارت داشته باشد ، امکان ندارد که لایحه ای بر خلاف موازین شرع از تصویب بگذرد. آری ، من به اطمینان حضور و نظارت حاج شیخ فضل الله بر مصوبات مجلس است که بدون قید و شرط، مصوبات آتی آن را امضا و تائیید کرده ام...از آن زمان بود که اندک اندک میان آخوند و سید، در نحوه موضعگیری نسبت به اوضاع و جریانات مشروطه ، جدایی افتاد و هر یک به حسب تشخیص و سلیقه خاص خویش ، برخوردی متفاوت با دیگری را برگزیدند. (پایان کلام آیت الله طاهر شمس) و این بنده راقم سطور نیز می افزاید: مع الاسف ، رنود نیز با تمهیدات حساب شده و سازمان یافته خویش ، حسن نظر و ارتباط اولیه مرحوم آخوند با شیخ شهید نوری را بتدریج ضعیف و سپس محو نموده ووی را ، در اواخر مشروطه اول وخاصه دوران موسوم به استبداد صغیر به نقطه ای کاملا متضاد با مواضع سیاسی اجتماعی شیخ در قبال مشروطه کشاندند و شد آنچه که شد... |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: