در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها میگویند اگر سن واقعیشان فاش شود ممکن است مخاطبانشان با علم به سنشان آنها را در نقشهای مختلف باور نکنند. اما آیا مخاطب بهترین بازیگران دنیا را برای این باور کرد که سنشان را نمیدانست؛ نه سنشان را میدانست، اما نمیدانست در این فیلم میخواهند چه کنند یا از آن مهمتر عاشق شمایل و حالات آنها بودند. نتیجه انکار سن برای بازیگران در خیلی از موارد منتهی به دست به کار شدن و انجام اعمالی خاص هم شده است. جراحی پلاستیک، تغییر صورت یا عملهای زیبایی روی بدن کارهایی است که خیلی از موارد توسط بازیگران انجام میشود تا بتوانند همواره برای طیف گسترده و البته اصلیتری از نقشها آماده باشند. در خیلی از موارد بازیگران با پا به سن گذاشتن کم کار شدهاند یا نقشهای کوچک گرفتهاند.
دیگر کسانی که سن خود را تغییر میدهند یا انکار میکنند دستهای کاملاً متفاوت از گروه اول هستند؛ یعنی کارگران. کسی کارگر پیر نمیخواهد. خیلیها دوست ندارند کارگر پیر در خانه یا کارخانهشان مشغولکار شود. کارگر پیر زودتر خسته و بیمار میشود. کارگر باید قوی و جوان باشد. بنابراین خیلی از کارگران سن خود را مخفی میکنند. آنها توان جراحی پلاستیک ندارند، کمی آرایش خانگی یا رنگ مو و دروغ کارشان را راه میاندازد. خیلی از کارمندان یا آنها که میخواهند استخدام شوند هم مشکل شناسنامه یا همان سن را دارند. وقتی مشکل سن از قدرت و زیبایی به شناسنامه برود کار دشوارتر میشود، حال شناسنامه را چگونه میتوان انکار کرد؟
علاوه بر قشر، موقعیتها هم در سن مهم است. اغلب در سن بالا، رفتن به کلاسهای آموزشی یا دانشگاه دشوار میشود. سخت است که سن و سالت زیاد باشد و مثلا کلاس نقاشی هم بروی یا تازه بروی سراغ بازیگری؛ شاید پذیرفته نشوی و تلاشت برای انجام کاری جدید که به عقیده جامعه با سنت تطابق ندارد توی ذوق دیگران بخورد. تلاش برای بازیابی یک علاقه در پیری اغلب با مقاومت روبهرو میشود، مثل عشق در پیری. اینجاها سن گاهی انکار میشود، حتی اگر شده، زبانی و گاهی سن تبدیل به مانع و کابوسی میشود که نمیگذارد راحت باشیم، خودمان باشیم. علاوه بر این موقعیتها، خیلی از کارها هم انکار سن را میطلبد. انکار سن برای پوشیدن لباسی که یک انسان مثلاً شصت و چند ساله دوست دارد و فکر میکند به سنش نمیخورد؛ رنگی که میپسندد و جامعه میگوید «نگاه کن ببین پیرمرد چه رنگی پوشیده!» یا بازی کردن با بازیهای کامپیوتری، رفتن به سینما، رفتن به رستورانی شیک و مدرن که پاتوق جوانهاست. در خیلی از موارد خود شما مانع این کار هستید، نمیتوانید بپذیرید کاری را کنید که جامعه از شما توقع ندارد.
بله، پذیرفته شدن یا نشدن تم یا موضوع اصلی بحرانی شدن مواجهه هر فرد با سنش است. اینکه جامعه از طریق دیگری یا حتی خود عملی را نپذیرد به بهانه سن، به این بهانه که سن انسانی اجازه کاری را نمیدهد. جریان غالب سینما اجازه نمیدهد بازیگر در سن خودش و با اتکار به هنر خود و همکارانش (مثلاً چهرهپردازها) سنش را پنهان نکند یا دروغ نگوید. وضع ماشینی و غیرانسانی کار در جهان در خیلی از مواقع نیاز مادی و روحی یک فرد کهنسال را به کار نمیفهمد. به چشم ابزار ارزان که همان کارگر است به انسان نگاه میکند و خب، ابزاری نو بهتر از ابزاری کارکرده است. این ساز و کار اجتماعی که در سینما، کار، رسانه و بعد زندگی روزمره خود را نشان میدهد مدام سن را تعریف و محدود میکند. ترس از سالهای زندگی ترس غریبی است، اما در عادیترین و ضروریترین حالات برخی آدمها نفوذ میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: