در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در قصه این مجموعه، بهزاد (عمار تفتی) نویسنده جنگ و انقلاب است و تا به حال چند کتاب در این حوزه تالیف کرده است. به او پیشنهاد میشود نگارش یک فصل باقیمانده از کتابی را به عهده بگیرد و آن را تمام کند و با این اتفاق بهزاد در روند زندگیاش با تغییری مواجه میشود.
به گفته عوامل دربند اروند، یکی از دلایل موفقیت این سریال وجود آرامش و برخورداری از شرایط حرفهای در تولید بود، به طوری که طرح در 45 روز تصویربرداری (یعنی به طور تقریبی روزی 9 دقیقه و هر ساعت چیزی بیش از 45 ثانیه) تصویربرداری شد و این عدد بازده مطلوبی در تولید یک سریال است.
سیامک صرافت، کارگردان مینیسریال دربند اروند معتقد است، ساختهشدن این کار تلویزیونی برای او یک فرصت ویژه به منظور پاسداشت مقام شهدا بوده است. او میگوید: من کارگردانیام در سریال دربند اروند را صرفا یک انجام وظیفه میدانم و مهمتر از آن ادای دینی است که نسبت به شهدا احساس میکنم. من دوازده ساله بودم که جنگ تمام شد. بنابراین شاید نتوانم خیلی مستند راجع به آن حرف بزنم یا به خاطراتم اشاره کنم، اما قصه
در بند اروند برگرفته از واقعیت است و در گذشت 25 رزمنده دانشجو، دانشآموز و فرهنگی این روستا را که به مقام شهادت نائل شدند، روایت میکند.
او درباره تولید این سریال میگوید: در تولید این سریال، کار سختی پشت سر گذاشتیم و معتقدم باید صبر کرد و نتیجه آن را دید. نمیدانم چقدر در این تجربه کارم موفق بودهام، اما همین را میدانم که تمام تلاشم را کردم و در هیچ بخشی از کار کمفروشی نکردم.
صرافت در ادامه با اشاره به یک خاطره درباره میزان رضایتش از دربند اروند میگوید: بهخاطر دارم یکی از روزهای پایانی تصویربرداری کار بود که سرداری از من پرسید به نظرت نتیجه کار چطور شده و من واقعا نمیدانستم باید دقیقا چه جوابی بدهم به او گفتم شرایط من مثل پدری است که فرزند خود را بزرگ کرده است و سعی کرده فرد شایستهای تربیت کند، اما واقعا از جایی به بعد تربیت او فقط وابسته به پدرش نیست.
زهرا سعیدی، یکی از بازیگران دربند اروند نیز درباره نقش خود در این مینیسریال تلویزیونی میگوید: خاتون، زنی رنجدیده است اما به دلیل وسعت دیدی که دارد، شرایط زندگیاش را مدیریت میکند و حواسش به زندگی فرزند و نوهاش است. این فرد در واقع مادر دو رزمندهای است که یکی از آنها آزاده است و بعد از جنگ بازمیگردد و دیگری در طول جنگ مفقودالاثر میشود. حال و هوای این زن در قصه این است که همین دو فرزند را داشته و حالا یکی از آنها حضور ندارد و دیگری هم با گذشته خود فرق کرده است. نقش من در این سریال از نظر سنی با خودم فاصله زیادی دارد و در اینجا نقش زنی کهنسال را بازی میکنم.
سعیدی با اشاره به درونمایه این سریال ادامه میدهد: من به شهدا ارادت خاصی دارم، زیرا برادر همسرم نیز در هفده سالگی به شهادت رسیده است و من با پذیرفتن این نقش و قرار گرفتن در حال و هوای قصه، خاطره شهادت ایشان برایم زنده شد و به سال 61 رفتم، در ضمن در این کار مردم خوب هریکنده هم به ما بسیار لطف داشتند.
او در ادامه میگوید: تا به حال تجربه همکاری با سیامک صرافت را نداشتم، اما پسرم احسان افشاریان در یکی دو تلهفیلم، صداگذاری کارهای ایشان را به عهده داشت. من درباره ویژگیها و کیفیت کار ایشان با پسرم مشورت کردم و او هم از آقای صرافت بسیار تعریف میکرد. من در عمل این نکته را دیدم که صرافت کارگردان دقیقی بود که در کارش جدی عمل میکرد و کار ساخت این سریال را در شرایط برنامهریزی شده و دقیق پیش میبرد. خوشبختانه سریال در بند اروند دارای لوکیشنهای متعددی بود و در مناطق مختلفی از استان مازندران تصویربرداری داشتیم. مسئولان این استان هم در پی آن بودند تا خاطره شهدا زنده شود و مردم را به یاد این عزیزان بیندازند. به نظرم این کارها برای زنده نگهداشتن یاد شهدا تاثیر بیشتری دارد و ماندگارتر است. در حالی که بزرگداشتها و گردهماییها معمولا تاثیر مقطعی دارند. همچنین در این سریال از لوکیشنهای بسیار زیبایی استفاده شد و در باغهای زیبای پرتقال و کیوی ضبط داشتیم. برای مثال همین امروز نمایی از چند درخت سرو دیدم که سر به آسمان کشیدهاند و برایم جذابیت زیادی داشت.
جلیل فرجاد، بازیگر قدیمی تلویزیون نیز در سریال دربند اروند در یکی از نقشها بازی کرده است. او درباره نقش خود میگوید: سیدصادق در سریال دربند اروند کسی است که با تعدادی از بچههای محلشان به جبهه میرود. این فرد به دلیل هم محلی بودن با دو جوان که همدیگر را دوست دارند، مطلع میشود میخواهند باهم وصلت کنند؛ اما بعدها که این ازدواج سر نمیگیرد، دیگر اهالی و افرادی که این دو را میشناسند از سیدصادق ماجرا را میپرسند.
فرجاد ادامه میدهد: من مدت زیادی در سریال بازی نداشتم و همراه گروه نبودم، اما میدانم دستاندرکاران سپاه کربلا به دنبال قدردانی از مقام شهدا بودند و این هدف را میخواستند در قالب یک قصه دنبال کنند تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
این بازیگر میگوید: خود من به اینگونه پاسداشتها و اقداماتی که برای یادآوری جایگاه شهدا صورت میگیرد، اعتقاد زیادی دارم و این را از نزدیک دیدم که گروه سفارشدهنده و عوامل نیز به همین علت تلاش کردند. وقتی یک گروه خوب و همدل کنار هم کار میکنند، نتیجه آن در خروجی سریال انعکاس مییابد؛ البته من در طول تولید سریال فقط سه بار به شمال کشور سفر کردم و در مجموع شش روز آنجا بودم، اما در همین مدت هم احساس خوبی داشتم و کارها با آرامش پیش رفت. درباره همکاری با سیامک صرافت در اولین تجربه سریالسازیاش باید بگویم به نظرم او کارگردانی است که کارش را بلد است و همین مساله هم قدم بزرگی در این حرفه است. به نظرم ایشان با کسب تجربههای بیشتر و پیش رفتن در کارشان، یکی از کارگردانان بنام ما در آینده خواهد بود.
روجا ساسان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: