در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به مرور دنیای دیجیتال به سینما و تلویزیون هم گام نهاده و تغییرات بنیادینی در آنها به وجود آورد. دوربینهای فیلمبرداری دیجیتال با وجود برخی مشکلات، به مرور جایگزین نگاتیو شد و دست کارگردانها را برای ضبط برداشتهای بیشتر و رسیدن به نتیجه مطلوب بازگذاشت. از سوی دیگر هزینهها را نیز تا حدودی کاهش داد و به اقتصاد این دو مدیوم نیز کمک شایانی کرد. در ادامه، بحث سبکی دوربینهای یاد شده در مقایسه با دوربینهای آنالوگ پیش آمد که در نماهای بیرونی کار گروه فیلمبرداری را راحت کرد و سرعت کار را نیز افزایش داد. در بخش سالنهای نمایش نیز به مرور آپاراتهای قدیمی کنار گذاشته شدند و سیستمهای پخش دیجیتال با کیفیتی بشدت بهتر جایگزین آن شده و هزینه چاپ کپیهای متعدد را از دوش تهیهکنندگان برداشت. این اتفاق به مرور در سینمای ایران نیز در حال رخ دادن است و به احتمال بسیار تا پنج سال آینده دیگر در سینماهای کشور اثری از آپاراتهای 35 میلیمتری دیده نخواهد شد. جلوههای ویژه رایانهای نیز در این سالها رشد چشمگیری کرده و جای مانور زیادی با توجه به حذف نگاتیو بهواسطه دست و پاگیر بودن آن هنگام مراحل فنی کار یافته است. جلوههای ویژه میدانی به واسطه همین پیشرفت فنی به شکل قابل ملاحظهای کاهش پیدا کرده و خطرات ناشی از آن که در سینمای ایران کم هم نبوده به حداقل ممکن رسیده است. برای مثال میتوان بهاتفاق تلخ ماه گذشته انفجار سرصحنه فیلم معراجیها ساخته مسعود دهنمکی اشاره کرد که یکی از بهترین نیروهای جلوه ویژه (جواد شریفیراد) را از سینمای ایران گرفت. در تلویزیون نیز شاهد این پیشرفتهای تکنیکی بودهایم که تصاویر و صداهای چشمنوازتری را در اختیار مخاطبان خویش قرار میدهد. در دهه 1360 معدود مجموعههای تلویزیونی تولید شده با دوربینهای غولپیکر استودیویی فیلمبرداری میشدند که در نماهای خارجی مشکلات زیادی را سر راه گروه قرار میداد. مدت فیلمبرداری در آثار یاد شده بالاتر رفته و به تبع آن هزینههای تولید نیز افزایش مییافت. برای نمونه میتوان از مجموعه خاطرهانگیز «سلطان و شبان» یاد کرد که با همین دوربینها تصویربرداری شده و در بازپخشهای خود در سالهای بعد با افت بسیار کیفیت تصاویر همراه میشد!
در سالهای اخیر گامهای بلندی در این زمینه برداشته شده و کیفیت کارهای تلویزیونی تا حدودی به سطح استاندارد نزدیک شده است. به عنوان مثال میتوان یادی از پخش مستقیم مسابقات فوتبال داخلی کرد که بسیار چشمنوازتر از گذشته شده و تماشای آن را لذت بخشتر کرده است. مجموعههای تلویزیونی که با دوربینهای دیجیتال تصویربرداری شدهاند نیز با موفقیت بیشتری در مواجهه با مخاطبان روبهرو شده و دست کارگردان را برای خرج خلاقیت بیشتر بازگذاشته است. برای مثال کافی است به عنوانبندی مجموعه تلویزیونی پربیننده «آوای باران» ساخته حسین سهیلیزاده که بتازگی پخشش به پایان رسیده، توجه کنید.
پخش برنامههای تلویزیونی با کیفیت اچ.دی گام بلند دیگر سیمای جمهوری اسلامی ایران برای نزدیک شدن به استانداردهای جهانی است که باید هرچه سریعتر صورت گیرد، زیرا مخاطب مجهز به تلویزیونهای پیشرفته امروزی با امکانات فوقالعادهاش دیگر راضی به کیفیتی پایینتر از شبکههای ماهوارهای نیست. از طرف دیگر برای میزبانی برخی مسابقات ورزشی جهانی به کیفیت پخشی در این ابعاد نیاز داریم که رعایتنکردن آن میتواند حتی به قیمت از دست دادن امتیاز میزبانی ختم شود. موضوعی که در2-3 ماه گذشته در خبرهای مربوط به بازیهای لیگ جهانی والیبال مطرح و یکی از شروط فدراسیون جهانی والیبال برای میزبانی ذکر شده است.
برگزاری نمایشگاه تجهیزات سینمایی همزمان با جشنواره فیلم فجر اتفاق فرخندهای است که میتواند بهنفع سینما و تلویزیون عمل کرده و به رشد فنی صنعت سینما و تلویزیون کمک شایانی کند و روند پیشرفت آن را سرعت بخشد.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: