در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تماشاگران حاضر در برج میلاد صبح دیروز را با تماشای اثری عظیم و پرهزینه درباره واقعه عاشورا آغاز کردند. تا مدتها هروقت صحبت از قیام امام حسین و حادثه نینوا میشد، تنها از یک فیلم نام برده میشد. «روز واقعه» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی شهرام اسدی فیلم ارزشمندی است که حتی و هنوز پس از سالهای زیادی که از ساختش میگذرد، یگانه اثری است که هنرمندانه ماجرای کربلا را روایت میکند. هرچند میتوان به نمونههای قدیمیتری چون «سفیر» هم اشاره کرد، ولی کیفیت و ساختار آن فیلم با وجود پارهای ارزشها به اندازهای نبوده که با استقبال تماشاگران و منتقدان مواجه شود و جای شایستهای در تاریخ سینمای ایران بیابد.
اما احمدرضا درویش با ساخت اثر دشواری چون «رستاخیز» از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کرد و باعث شد از این به بعد در ذکر نام فیلمهای مربوط به کربلا فقط از «روز واقعه» نام نبریم و به این اثر هم اشاره کنیم. «رستاخیز» با هزینهکرد فراوان و مشارکت شرکتهای خصوصی ایرانی و خارجی ساخته شد و سعی کرد با بهرهگیری از برخی عوامل کاربلد و نام آشنای صنعت سینمای جهان و هالیوود با نمونههای شاخص و برتر جهانی در این مورد هماوردی کند. فیلم البته واجد ویژگیهای مثبتی است و بخصوص و طبیعتا به لحاظ مفاهیم حرفهایی برای گفتن دارد، اما زمان طولانی فیلم در نمایش عمومی میتواند یک آسیب باشد. ضمن اینکه وجود برخی نماهای کشدار فقط مبتنی بر حرف و رجزخوانیها به سیاق برخی سریالها کمی از ریتم مناسب فیلم کم میکرد. درحالی که در فیلمهای حماسی و تاریخی این چنینی اصل را بر ریتم تند و قطعهای کوتاه مبتنی بر کنش و واکنش قهرمانها و ضدقهرمانها میگذارند.
انتخاب چهره نامآشنا و برنده اسکاری چون استفن واربک به عنوان آهنگساز این فیلم به خودی خود ارزشمند است و اصلا حضور چنین افرادی در اینجا و همکاری با آنها ثمرات خوبی برای سینمای ما خواهد داشت، اما او در «رستاخیز» کار خاص و ویژهای را انجام نداده و تنها با توجه به تبحرش سعی کرده با ترکیب سازهای غربی و شرقی موسیقی متناسب با حال و هوای صحنهها بسازد. ولی موسیقی او طوری نیست که در حافظه تماشاگر باقی بماند و به یادماندنی باشد. در حالی که دوستداران پیگیرتر سینما فیلمهای شاخص ژانر حماسی و تاریخی را با موسیقیهای شنیدنی و خاطره انگیزشان به یاد میآورند.
درویش همچنین نتوانست در سکانسهای جنگ و عاشورا مخاطب را با فیلم همراه و درگیر کند و به لحاظ عاطفی تاثیرات عمیقی روی آنها بگذارد. این سکانسها و صحنهها ناگزیر با سکانسهایی از مختارنامه میرباقری مقایسه میشود و تماشاگران توقعی بیش از آن مجموعه داشتند؛ انتظاری که برآورده نمیشود.
«رستاخیز» اما یک قهرمان خوب دارد و آرش آصفی در نخستین حضور جدیاش در نقش پسر حر بازی زیبا و همراهیکنندهای ارائه میدهد. بابک حمیدیان نیز در دو نقش یزید و ابن زیاد عالی است و پس از بازی خوبش در نقش شهید اصغر وصالی در «چ» وجه دیگری از توانایی بازیگریاش را رو میکند. فرهاد قائمیان هم بازی همدلی برانگیزی در نقش حرابن یزید ریاحی دارد و آن لحظههای تردید را خوب درمیآورد. تلاش درویش و گروهش
به هر حال ستودنی است و این فیلم با حذف و تغییراتی جزیی میتواند اکران موفقی در ایران داشته باشد، اما اکران جهانی آن کمی جرات و اعتماد به نفس میخواهد.
یکی از اتفاقات حاشیهای در نشست خبری «رستاخیز» به صحبتهای حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری کار مربوط میشد و آن هم نام بردن از یکی از اعضای گروه فیلمبرداری این فیلم یعنی محمد صاحبی بود که هنگام کار از روی سکویی پایین افتاد و فوت کرد.
روز گذشته نخستین ساخته بازیگر قدیمی ایران یعنی جهانگیر الماسی هم به نمایش درآمد. «رنج و سرمستی» موضوع اسارت یک زن ایرانی در زمان جنگ را دستمایه خود قرار داده بود.
اما شاید مهمترین اتفاق دیروز برج میلاد به فیلم «شیار 143» به نویسندگی و کارگردانی نرگس آبیار مربوط باشد که تماشاگران با آمدن تیتراژ نهایی چند دقیقهای تشویق کردند. تا اینجای کار بیشترین واکنشهای مثبت پس از تماشا نصیب این فیلم شده است. فیلم داستان زنی کرمانی به نام الفت را روایت میکند که پسرش یونس به جنگ میرود، اما مفقودالاثر میشود. انتظار و چشم به راهی الفت که نماینده خیل عظیم مادرانی این چنینی است فضای کلی فیلم را تشکیل میدهد. فیلم البته مثل بسیاری از فیلمهای امسال ریتم کشدار و خسته کنندهای دارد، اما به واسطه بازی خوب مریلا زارعی تماشاگر را تا پایان نگه میدارد. ده دقیقه پایانی فیلم بسیار تلخ و نفسگیر است و برای اشک نریختن یا باید سنگدل باشی و یا خودتان را مشغول کار دیگری کنید.
«شیار 143» حکایت مادرانی است که جوانیشان را به پای جوانی جوانهایشان دادهاند و به رسم قانونِ بیرحمِ انتظار به پیری رسیدهاند و به مرگ. شب جمعه برایت شمع روشن میکند مادر/ مزارت در کدامین هور یا میدان مین مانده؟
علی رستگار/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: