در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حامد بهداد در این سریال نقش یک سرباز تحصیلکرده را ایفا کرد. امیرحسین دانشور فارغالتحصیل مهندسی شیمی بود که دوران سربازیاش را در پادگان عجبشیر میگذراند. او با یک تماس تلفنی غیرمنتظره عازم تهران شد و در جریان خبر خودکشی خواهرش قرار گرفت. بهداد که توانایی خاصی در ایفای شخصیت آدمهای عصبی و بههم ریخته دارد بخوبی توانست این نقش را باورپذیر جلوه دهد. خزر معصومی، مظلومیت و شکنندگی لازم را برای نقش خود داشت و بخوبی توانست در قالبزنی بحران زده فرو رود. حامد بهداد نیز با بازی یکدستش توانسته حس کینه و انتقام و سماجت را به مخاطب منتقل کند. علیرضا خمسه نیز در قسمتهای نخست سریال، حضوری کوتاه اما متفاوت داشت. او ایفاگر نقش یک گروهبان سختگیر، بیمنطق و بداخلاق بود که با تکیه کلامهایی چون «ذوزنقه»، «بله و بلاهای آسمانی» و... نشان داد که استعداد زیادی در بداههپردازی دارد.
درام یک مشت پر عقاب در محدوده روابط شخصیتهای اعضای خانواده با یکدیگر و افراد خارج از خانواده شکل میگرفت و در لایه دوم داستان، خانواده معنای کلیتری پیدا کرده و بدل به نمادی از ملت ایران میشد.
دختر خانواده (مهشید) توسط یکی از مستشاران آمریکایی به قتل میرسد و امیرحسین پسر خانواده (حامد بهداد) به خونخواهی خواهرش برمیخیزد و قصد دارد از قاتل او انتقام بگیرد تا خونش پایمال نشود و... .
هر یک از کنشهای این داستان را میشد در دایرهای وسیعتر تعبیر و تفسیر کرد. خشم امیر حسین در نگاهی دقیقتر نمایانگر خشم و انزجار ملتی بود که سالها مورد ظلم قرار گرفتهاند. تلاش وی برای کشف حقیقت و خونخواهی، نماد کوچکی از اعتراضهای انقلابی مردم ایران بود. روایت یک مشت پر عقاب علاوه بر بهرهگیری از این گونه استعارهها، اشارات مستقیمی نیز به شرایط سیاسی سالهای انقلاب داشت. مثل جایی که غزاله (خزر معصومی) در دادگاه مهشید، قانون کاپیتولاسیون را تبعیضآمیز خواند و نسبت به بیعدالتیهای دستگاه قضاوت اعتراض کرد.
با این حال اجرای صحنههای ماجراهای قصه که از کانون خانواده فراتر میرفت دچار ضعف میشد. تصویربرداری نماهای خارجی با شتابزدگی و بیحوصلگی انجام شده بود و صحنههای مربوط به تظاهرات و زد و خوردهای مردم و پلیس نماهای بسته و اجرای ضعیفی داشتند. مکانهای بازسازی شده هیچ شباهتی با خیابانهای تهران 30 سال پیش نداشتند و کاملا مشخص بود تصویربرداری با چند تغییر جزئی و ناشیانه در خیابانهای تهران امروز انجام شده است. در صورتی که میشد تصویربرداری مربوط به این صحنهها در شهرک سینمایی صورت گیرد.
نمونه دیگر این شتابزدگی را در تعویض بازیگر نقش سروان سرمدی شاهد بودیم. اگر یادتان باشد پخش سریال برای لحظهای قطع و اعلام شد در برخی قسمتها احمد آقالو به جای پرویز پورحسینی بازی میکند. این جابهجایی به علت بیماری پورحسینی و به تقلید از سریال «نرگس» انجام شده بود. با دیدن این تصاویر برای هر بینندهای این سوال پیش میآمد که چرا همه سکانسهای مربوط به پورحسینی با حضور بازیگر جدید تصویربرداری نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: