در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انواع شایعات درباره تغییر عقیده شما و بازگشتتان به عرصه مربیگری شنیده میشود. چقدر میتوان به آنها اعتماد کرد؟
حتی یک درصد هم اعتماد نکنید، زیرا برای من کافی است. قریب 30 سال بازیکن بودن در این حرفه از خردسالی تا ایام بزرگسالی و 30 سال مربیگری کافی است و فکر میکنم واقعا وقت استراحت و بازنشستگیام رسیده بود.
آیا واقعا دلتان برای این حرفه تنگ نشده و برخی روزها به صرافت بازگشت نیفتادهاید؟
دلم بارها تنگ شده، اما به فکر بازگشت نیفتادهام. این امر یک ساز و کار اساسی میخواهد و همتی بزرگ میطلبد و بازگشت به فضای کاری گذشته با تعاریف فعلی در فوتبال جهان برای سن و سال من قدری نامناسب است.
سال 2012 و در فصلی مشابه با 2013، هر سه جام بزرگ فراروی خود را از دست دادید. آیا اصلا گمان میکردید در فضایی 180 درجه متفاوت، همان سه جام را در بهار سال 2013 ببرید؟
اصلا، نه فقط من بلکه بازیکنان تیم نیز اصلا چنین باوری نداشتند و فکر نمیکردند این کار عظیم شدنی باشد. بهار سال 2012 ما نه تنها هر دو جام قهرمانی لیگ و حذفی آلمان را به بوروسیا دورتموند واگذار کردیم، در فینال لیگ قهرمانان اروپا هم با وجود برگزاری مسابقه در الیانز ارهنا تسلیم چلسی شدیم و قهرمانی را در زمین خودمان به این رقیب انگلیسی واگذار کردیم.
فضا و روحیهای بدتر از آن نمیتوانست برای ما شکل بگیرد. با این حال من ته ذهنم و در بطن تمام آن رویدادهای منفی مطمئن بودم که چیزهایی بسیار بیش از این هم برای ما ممکن است، زیرا توان ذاتی بایرن به مراتب بالاتر از این حرفها بود. من روی همین توان و مسائل روحی ـ روانی کار کردم و به نقطه فعلی رسیدم.
از بازیکنان تیم، کسی با شما همعقیده و همسو شد؟
آنها هم از اواسط فصل پی بردند که اوضاع تغییر یافته و ما در مسیر طلایی قرار داریم. در نتیجه هر کسی بر تلاش خود افزود تا سهمی بیشتر در آن قضایا داشته باشد. چند روز قبل از مراسم توپ طلای امسال، یکی از بازیکنان بایرن برای من پیامک فرستاد و متذکر شد، تو اولین نفری بودی که روند بازگشت ما به سمت موفقیت را شکل دادی و اوضاع را بهبود بخشیدی. واقعا همین طور بود زیرا من حتی به عنوان یک ناظر بیرونی میتوانستم شرایط درونی آن تیم را ببینم و اوضاع را تخمین بزنم و بفهمم کارهای بسیار بزرگی از آن تیم برمیآید.
آیا انتخاب شما نشان نمیدهد که فضای فوتبال روز دنیا و الزامات آن را میشناسید و آیا این به معنای لزوم ابقای شما در صحنه نیست؟
شاید الزامها را بشناسم، اما طرف شدن با آن، نیروی بیشتر و جوانی فزونتر میطلبد که در پیرمردی مثل من نیست و جایی برای آدمهایی مثل من در این حرفه وجود ندارد. این که برخی با سنی بیشتر از 70 سال در این حرفه حاضرند، لزوما نشانگر غلط بودن باور من نیست.
از طرف دیگر من واقعا مایل بودم در اوج و زمانی بروم که صاحب فتوحاتی شدهام و بعد از شکستهای تلخ خداحافظی نکنم.
این روزها به چه چیزهایی فکر میکنید؟
اغلب به این 60 -50 سال فکر میکنم که از نوجوانیام تابه حال در فوتبال گذراندهام و به اتفاقات متعددی که بهعنوان بازیکن و مربی برایم شکل گرفت. در این مدت بسیار طولانی انواع رویدادها را تجربه کردم و هم شاد و پیروز شدم، هم مغبون و بازنده.
در مجموع خودم را خوششانس میدانم، زیرا سال 1998 جام قهرمانان باشگاههای اروپا را با رئال مادرید بردم و با کارنامهای که در آلمان دارم، میتوانم خودم را با دلگرمیهای یک مرد پیروز در دوران بازنشستگیاش شادمان سازم.
شما با بازیکنان و چهرههای معروفی همدوره بودهاید. آنها چه تاثیری بر شما داشتهاند؟
وقتی با بازیکنان بزرگی مثل رائول گونزالس یا فرانک ریبهری کار میکنید و با آرین روبن طرف هستید و در عصر فرانتس بکن باوئر توپ زدهاید، بدیهی است خودتان نیز چه در مقام یک بازیکن و چه در هیات یک مربی رشد میکنید و من از این بابت بسیار مسرورم. در عین حال افسوس زیادی بر دلم هست. درباره آن شکستهایی که نباید متحمل میشدیم و ناکامیهایی که باید تبدیل به پیروزی میشد، اما از این بابت مطمئنم که هر کاری از دستمان برمیآمد، انجام دادیم و هرگز کمفروشی نکردیم.
من 42 سال پیش بهعنوان یک بازیکن با تیم ملی آلمان در بلژیک فاتح جام ملتهای اروپا شدم و 40 سال قبل در خود آلمان جام جهانی را بردیم.
در آن زمان هرگز فکر نمیکردم در مربیگری به نقاط فعلی میرسم و فرجام کارم چیست، ولی حالا با خیالی راحت و البته همراه با عنوان مربی برتر سال 2013 جهان، از این ورزش میروم و خیالم راحت و خاطرم خوش است.
فیفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: