در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

بنابراین، من فقط یک سال نخست زندگیام را در تربت حیدریه گذراندم. ولی بارها و بارها به زادگاهم سر زده ام، که آخرین بار به سه سال پیش باز میگردد. البته روستای پدریام، قاسم آباد، را نیز بسیار دیدهام. پس از آن تقریبا تا پنج سالگی در مشهد زندگی کردم و بعد هم به تهران آمدم.
به همه سفارش میکنم وقتی به مشهد سفر میکنند سراغ شهرستان ها و حتی روستاهای اطراف آن نیز بروند. کلا هر جا که میروید کمی این طرف تر و آن طرف تر مقصدتان را هم ببینید. زیرا شخصا بارها و بارها در ایران تجربه کردهام که آب و هوای مناطق نه چندان دور تا چه حد با یکدیگر متفاوتند! برای مثال یک بار فیلبمرداری ما در شهرستان جیرفت بود. آن زمان جیرفت بشدت گرم بود، حدود 50 درجه! تحمل این هوا برای ما که به زیست بوم منطقه عادت نداشتیم سخت بود و ما را عصبی کرده بود. یادم است حتی با یک نفر سر مسالهای کوچک رفتار تندی داشتم و بعد متوجه شدم علت این عصبی شدنم گرمای زیاد جیرفت بوده است. از تنوع آب و هوایی ایران می گفتم... ما پس از جیرفت به سمت کرمان رفتیم. هنوز یک ساعت نگذشته بود که هوا خنک و خنک تر شد. به نزدیکی راین که رسیدیم، کم کم کولرهای ماشین را خاموش کردیم و شیشهها را پایین کشیدیم. حدود 20 درجه در یک مسیر نه چندان بلند، تغییر هوا را تجربه کردیم.
راستی، اگر تصمیم گرفتید که به سمت تربت حیدریه و قاسم آباد بروید، حتما سراغ روستای زوزن در نزدیکی روستای پدریام بروید. زیرا در آنجا یک مسجد قدیمی مربوط به قرن هفتم قرار دارد. آسیابهای بادی منطقه را نیز ببینید.
اگر هم به مشهد میروید، حتما پس از زیارت حضرت رضا (علیه السلام)، سراغ دیدنیهای خارج از شهر مثل شاندیز و طرقبه بروید. کمی دورتر از این دو، میتوانید طوس را ببینید که معمولا برای مسافران جایی شناخته شده است. در آنجا نیز مقبره فردوسی، یک زندان قدیمی و مسجدی کهن قرار دارد که همگی دیدنی هستند.
من به خاطر کارم معمولا در سفر هستم و به مناطق خاصی از ایران می روم که واقعا برایم تعجبآور بوده است. ما همیشه سالی دو بار با خانواده به سفر میرویم، یک سفر در عید نوروز و دیگری در تابستان. برنامه این دو سفرمان به شکلی است که همواره سراغ مناطقی برویم که هیچ گاه آنها را ندیدهایم. یک بار به همدان میرویم و یک بار به کاشان، بار دیگر به جنوب ایران و ....
مثلا یک بار به خراسان رفتیم و بعد از آنجا به طبس سپس شیراز، و مسیر برگشتمان را از اصفهان انتخاب کردیم. که یکی از سفرهای پرخاطره با آموختنیهای بسیار زیاد بود. معمولا در تعطیلیهای اعیاد نیز به مناطقی میرویم که هم خوش آب و هوا باشند؛ و هم مشکل تردد در آنجا وجود نداشته باشد؛ مثل بندرعباس.
شاید بعضی گمان کنند چنین سفرهایی پر هزینه میشود و پیش از شروع سفر منصرف شوند. ولی واقعا این گونه نیست. من در پشت ماشینم چادر مسافرتی و پتو و دیگر امکانات ساده را دارم. بنابراین گاهی اوقات در مراکزی که شهرداری آماده کرده است، چادر می زنیم. مثل پارک الغدیر اصفهان که برای مسافران مهیا شده و هم سرویس بهداشتی تمیزی دارد و هم امکانات شست و شو و... علاوه بر این، یک سری مواد غذایی ساده نیز در پشت ماشین دارم. من دوست دارم در سفرهایم چند وعده را به رستورانهای سنتی بروم زیرا به نظرم خوردن غذاهای محلی بخش مهمی از گردشگری است مثلا باید بریانی اصفهان، گوشت و لوبیای کاشان، ماهی صبور خرمشهر را خورد. ولی میدانم اگر قرار باشد خوردن تمام وعدهها را محدود به رستوران کنم، حتما هزینه زیادی را باید پرداخت کنم. بنابراین مواد اولیه و غذاهای سفری ساده را در همیشه به همراه دارم. چنین سفرهای متنوعی برای کودکان و نوجوانان نیز جذابیت بیشتری دارد و حتما استقبال بیشتری می کنند.
ضمن این که، در ایام شلوغی که هزینهها چند برابر میشود، اگر برایتان مقدور است سفر را به تعویق بیندازید؛ زیرا پس از سپری شدن این ایام، قیمت ها به شدت افت پیدا میکند. غیر از آن، گاهی اوقات استفاده از تورها بشدت هزینه سفر را کاهش میدهد. من بارها چه برای سفرهای داخلی و چه سفرهای خارجی، از تور استفاده کردهام و این نکته را از روی تجربه بیان میکنم.
ضمن این که یادتان باشد مردم ما معمولا به مسافران محبت زیادی دارند.
اکنون، در انتهای صحبتم یک پیشنهاد ویژه برای مسئولان دارم. من همیشه در ذهنم بود که اگر روزی در مملکتم کارهای بشوم، کارتی صادر کنم شبیه کارت پایان خدمت. همان طور که کارت پایان خدمت بسیار مهم است و اگر فردی سربازی نرود و این کارت را نداشته باشد و از یک سری امکانات و خدمات اجتماعی و خاص محروم میشود، این کارت گردشگری مخصوص نیز دارای چنین اهمیتی باشد. در پشت این کارت نام چند نقطه خاص از ایران نوشته شده باشد، تا همه ایرانیها مکلف شوند به دیدن آنها؛ جاهایی مثل تخت جمشید، حافظیه، سی و سه پل، و....
ضروت صدور چنین کارتی را آشنایی با پیشینه فرهنگی ایران از سوی جوان ها و نسلهای بعد میدانم. این شناخت موجب افزایش اعتماد به نفس مردم ما و عدول نکردن از خواستههای بزرگی که شایستهاش هستیم، میشود. علاوه بر این، به جد معتقد هستم که: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی./ ضمیمه چمدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: