تازه به اول خاکریز رسیده ام

مجید صالحی حدود 11سال قبل ، به پیشنهاد یک دوست به کلاس بازیگری رفت ، در سال 72 که به دبیرستان می رفت و در رشته ریاضی فیزیک درس می خواند.
کد خبر: ۶۳۳۷۵

هدف او از حضور در کلاس های بازیگری تفریح و خنده بود. کمی بعد ، کار جدی شد و همزمان با تحصیل در دبیرستان ، بازیگری را در کلاس های آزاد دنبال کرد. رشته تحصیلی او در ابتدا ریاضی فیزیک بود ، اما بعد از مدتی احساس کرد دیگر ذهنش کشش ندارد و حتی با تقلب هم نمی تواند نمره بالاتر از 5 بگیرد.
دنیای مجید صالحی خارج از سینما و تلویزیون هم شباهت زیادی به همان دنیای کارهایش دارد. مانند فیلم هایش شخصیت پر جنب و جوشی است.
او طی 11سال فعالیت در سینما و تلویزیون ، حضور در نقش های مختلفی را تجربه کرده است.
بازی در مجموعه های تلویزیونی سیب خنده ، دلبندم ، قطار ابدی ، کوچه اقاقیا ، خوش رکاب 1 و 2 و چند فیلم سینمایی دیگر ، بخشی از کارنامه کاری او را تشکیل می دهد.
او یک سالی است که به گفته خودش تلاش می کند تا گزیده تر انتخاب کند و با وسواس بیشتری به این حرفه نگاه کند.حضور این بازیگر در 2 فیلم مجرد ها و سریال خوش رکاب 2 ، بهانه ای بود برای گفتگو با او.
با او یک ساعت پس از بازگشت از سفرنوروزی در آخرین هفته فروردین ماه ، گفتگویی کردیم که پیش روی شماست.

مجید صالحی بازیگری است که با سریال ها و مجموعه های طنز رو آمد.تجربه نشان داده بازیگران طنز همیشه با خطر کلیشه شدن مواجه اند.فکر می کنی بتوانی روزی این قالب را بشکنی و در نقش هایی غیر از آنچه که تا به حال حضور داشتی دیده شوی؛
برای این که این کار را بکنم هنوز تجربه ام آن قدر زیاد نیست.حس می کنم تا امروز آنچه که در توانم بوده را خرج کرده ام البته از همان ابتدای کار از کلیشه شدن پرهیز کرده ام و سعی نمودم از اتفاق هایی که برای دیگران افتاده عبرت بگیرم.حدود نه سال پیش که برنامه سیب خنده را کار می کردم بعد از نقش مجید دلبندم مدتی مقابل دوربین نرفتم.
پس چه کردی؛
دستیاری و برنامه ریزی کردم.مدتی هم در برنامه سیمای صبحگاهی عروسک گردان شخصیت های سیاسی بودم.درهمان سریال مجید دلبندم هم صدای مجید را در می آوردم.
زندگی ات می گذشت؛
آن زمان دنبال پول جمع کردن نبودم و بیشتر به کسب تجربه فکر می کردم. بعد از آن رفتم فیلم یکی بود یکی نبود را بازی کردم.بعد سریال قطار ابدی پیش آمد که در آن درسه نقش رابین هود،حسن کچل و یک آدم دیوانه حضور پیدا کردم. بعد از آن برای آن که این شخصیت ها فراموش شود یک سال کار نکردم. بعد از ایفای نقش فولاد در سریال زیر آسمان شهر هم از آن نقش فاصله گرفتم تا فیلم یک روز معمولی ساخته حسن فتحی که نقشی کاملا جدی داشتم.
به نظرم بازی ات در مجردها و خوش رکاب 2 خیلی به هم شبیه است.در هردو نقش یک شخصیت شلوغ را ایفا می کنی. به سختی می توان بین مجید صالحی سریال خوش رکاب 2 که یک شوفر کامیون است ، با صالحی مجردها که یک جوان جنوبی است ، فرق زیادی قائل شد.فکر نمی کنی داری کمی تکراری می شوی؛
اولین بار است که درباره بازی ام این حرف را می شنوم. خیلی ها به من می گفتند که بازی ام در این دوکار خیلی با هم فرق می کند. در خوش رکاب 2 تلاش کردم تا با به کارگیری تکیه کلام هایی همچون :خداییش ، شفاف سازی و حرکات سر و نیز چشم به نقش نزدیک شوم .در نهایت بازی ام در این سریال بیشتر به تیپ نزدیک بود اما در مجردها سعی می کردم که بیشتر ، بازی واقع گرایانه ای داشته باشم . البته وجه اشتراک این دو کار این است که مجید صالحی در آن ایفای نقش می کند. حتی در کارهای بازیگران بزرگ سینما نیز همیشه شخصیت اصلی شان زیر لایه های مختلف حس می شود.من کارهای رابرت دونیرو را خیلی دوست دارم و آنها را دنبال می کنم .به نظرم این بازیگر مثلا در دو فیلم مخمصه و گاو خشمگین نقش دو شخصیت مختلف را ایفا می کند اما در نهایت من بیننده زیر هر دو نقش حضور فردی به نام دونیرو را حس می کنم البته من که در آن حد و اندازه نیستم.
به زبان ساده دوست داری مخاطبان کارهایت تو را همیشه در یک قالب ثابت با شکل و شمایل مختلف ببینند؛
هنوز در این حد نیستم که به این چیزها فکر کنم.همیشه با خودم کلنجار می روم که معنای بازیگری را یاد بگیرم . تازه حدود یک سال است که حرکت جدی من در بازیگری شروع شده .در خوابگاه دختران بخشی از این حرکت جدی اتفاق افتاد و بخش دیگری از آن در مجردها رخ داد البته در خوش رکاب هم به چیزهای تازه ای رسیدم .در حال حاضر به دنبال باور کردن و رسیدن به اعتماد به نفسی هستم تا حس کنم که بازیگر شده ام.هنوز تجربه مجید صالحی خیلی کم است.
کاری هم الان روی پرده داری که کاریکاتور شما را با پاها و سبیل های دراز و... کشیده اند.
همیشه سعی کردم انتخاب اشتباهی انجام ندهم اما بازی در این فیلم یکی از اشتباه های حرفه ای من بود.مجردها انتخاب خوبی بود.همیشه دوست داشتم در کنار محمد رضا فروتن و آتیلا پسیانی بازی کنم . پیش از قبول کار هم با هر کس که مشورت می کردم همه می گفتند هاشمی کارگردانی است که سینما را خوب می شناسد. در همان زمان کارهای زیادی حتی در حد نقش یک به من پیشنهاد می شد اما ترجیح می دادم منتظر بمانم تا در مجردها در یک نقش مکمل خوب حضور پیدا کنم.
شاخه گلی برای عروس را پیش از مجردها بازی کردی؛
بله ، اما آن فیلم برای من اصلا کار خوبی نبود.
دوست نداشتی با جواد رضویان همبازی شوی؛
چرا ، اما اصلا جای من در آن فیلم نبود.کارگردان باوجود همه لطفی که به من کرد ، اعتمادی به من نداشت. این عدم اعتماد همیشه کار را سخت می کند.
اعتماد داشتن یعنی چه؛
رومن پولانسکی کارگردان هالیوود می گوید کارگردان به عنوان نیروی خلاقه و راس هرم باید کاری کند که در همه عوامل نیروی خلاقه به وجود بیاید.من همیشه ایده هایی برای کار دارم که معمولا با در میان گذاشتن با کارگردان ، صیقل می خوردو اجرای آن کیفیت کار را بهتر می کند.این مساله یعنی اعتماد داشتن .پرورش دادن نیروی خلاقیت در بازیگر و هدایت او در زمینه ایفای نقش چیزهایی است که باعث می شود خلاقیت بازیگر بروز پیدا کند. بعد از 12 سال کار طنز و کسب تجربه در کنار افرادی همچون :رضا عطاران ، حمید جبلی ، ایرج طهماسب و دیگران آن قدر تجربه کسب کرده ام که بتوانم در مورد کارطنز نظراتی داشته باشم اما کارگردان شاخه گلی برای عروس پیش از این تنها فیلم اکشن ساخته بود و به همین دلیل جایی که قرار بود من نقش را کمی طنز کنم او می گفت که کارکمدی شد اما زمانی که کارگردان اعتماد می کند من هم بیان یک جمله را حداقل با ده لحن مختلف تمرین می کنم تا بیانم با یک غیر بازیگر تفاوت داشته باشد. این اتفاق در شاخه گلی برای عروس نیفتاد.
برای مجید صالحی در 29 سالگی چه جایگاهی می شود در سینما و تلویزیون در نظر گرفت؛
هنوز احساس نمی کنم که به صورت حرفه ای صاحب جایگاه تثبیت شده ای شده باشم.حرفه ما ثبات ندارد.ممکن است چند روز بعد دیگر هیچ کاری به من پیشنهاد نشود.به همین دلیل تا اینجا هم که آمده ام ، همه چیز مقدمه است برای یک شروع و یک خیز بلند.از اینجا به بعد مهم است که چگونه حرکت کنم.
شرایط تولیدی چقدر به تو اجازه بده بستان می هد؛ وقتی قرار است سریالی طی سه ماه تولید شود آیا باز هم امکان بدهبستان و ارائه نظرات حرفه ای وجود دارد؛
شرایط تولید خیلی مهم است .وقتی کاری سر فرصت شروع بشود و امکان برنامه ریزی وجود داشته باشد ، نتیجه کار فرق می کند.سال گذشته یکی از علت های موفقیت کارهای ماه رمضان این بود که از سال قبل از آن تقریبا مشخص بود که چه سریالی تولید خواهد شد.اما امسال تولید کارهای عید در دقیقه نود اتفاق افتاد.من امسال به خاطر خوش رکاب 2دوماه صبر کردم اما اگر بازیگر فرصت تمرین کردن داشته باشد و فیلمنامه داشته باشد می تواند روی آن فکر کند.در مورد خوش رکاب 2 گاهی فیلمنامه یک ساعت قبل در اختیار ما قرار می گرفت.
برنامه کار بعدی ات چیست؛
احتمالا کارگردانی یک فیلم نود دقیقه ای.
الان در بازیگری به مرحله ای رسیده ای که بخواهی به سراغ کارگردانی بروی؛
هنوز هم بازیگری را دوست دارم اما دلم می خواهد بروم چیزهای جدید را تجربه کنم تا بتوانم در عرصه بازیگری چیزهای تازه ای را ارائه بدهم. الان من خیلی تشنه بازیگری هستم اما دوست دارم این توانایی را به موقع خرج کنم.
چرا اکثر بازیگرها دوست دارند کارگردان شوند؛
رشته اصلی من بازیگری کارگردانی بود.
شاید یکی از علت های موفقیت بازی تو در خوش رکاب بده بستان هایت با محمد کاسبی بود.رابطه ات با کاسبی چطور بود؛
ترکیب کلی بازیگران یک سریال یا فیلم خیلی مهم است.از بچگی خیلی از بازیگرها را دوست داشتم.کاسبی هم یکی از آنها بود.همیشه برای دیدن او شوق و ذوق داشتم. سر هر دو کار هم ، فکر می کردم کار آخرم با اوست و به همین دلیل سعی می کردم بیشترین استفاده را از حضور او بکنم.
تکیه کلام شفاف سازی از کجا آمد؛
شفاف سازی و قربون ادبت مال امیر نوری بود.در کار مطرح شد و قرار شد برای عزت استفاده کنیم.
اگر قرار بود تو پایان سریال را می گرفتی چه می کردی؛ به امریکایی ها قهوه می دادی؛چای می دادی؛ یا با کمک آتقی و جواد تونل می کندی؛
از تونل کندن صرف نظر می کردم.چون آتقی و جواد با آن هیکلشان حتی نمی توانستند 20سانت زمین را بکنند.من داستان را واقعی تر تمام می کردم .در سریال او مثبت داستان فانتزی بود اما در خوش رکاب 2 کار رئال بود. به همین دلیل نباید اغراق باعث می شد کار از حالت واقعی خارج شود.اگر قرار بود من پایان خوش رکاب 2 را بسازم ، کار را با یک صحنه اکشن تمام می کردم و همه چیز را با یک قهوه خلاصه نمی کردم البته این مشکل هم ناشی از زمان کم تولید بود.اگر قرار بود امریکایی ها قهوه نخورند کار تا تابستان ادامه پیدا می کرد.اگر هم قرار بود تونل بکنند،کار تا پاییز ادامه پیدا می کرد. به همین خاطر کارگردان مجبور بود یک قهوه به امریکایی ها بدهد تا کاربرای پخش به عید برسد.

  • هر نقشی ، روزی یک بازیگر است


    شهرت برایم مهم است اما این مساله در سینما هم مثل ورزش زودگذر است.در بازیگری هرچه جلو تر می روم ایده آل هایم با روز اول فرق می کند و نگاهم عمیق تر می شود.
    شهرت برای ابتدای کار در این حرفه جذاب بود اما هرچه جلوتر می روم با چیزهای تازه ای مواجه می شوم. درست مثل حرکت در مسیر خاکریزهای مختلف است.
    از طرف دیگراگر بازیگری بخواهد به این چیزها فکر کند و شهرت هدفش باشد ، تاریخ مصرفش خیلی زود تمام می شود و حالا هم اول خاکریزم.
    در زمان ایفای نقش در این سریال خیلی ها به من خرده گرفتند که بازیگر مقابلت هم سن تو است و... البته خانم طیبه ابراهیم بازیگر توانایی است و سابقه زیادی در بازیگری دارد اما یک نقش هایی باید با آدم تناسب داشته باشد.
    هرچند که می گویند بازیگر باید توانایی ایفای هر نقشی را داشته باشد اما من نمی توانم نقش یک آدم هفتاد ساله را ایفا کنم ، مگر آنکه آن نقش فانتزی باشد.
    با علی شاه حاتمی هم خیلی صحبت کردم.گفتم هرچه خاله پیرتر باشد،نقش قابل باورتر خواهد بود البته همیشه با این مسائل احساسی برخورد می کنم و نمی توانم آن نوع برخورد حرفه ای را داشته باشم.
    یکی از دوستانم می گوید که تو در آن لحظه احساسی برخورد می کنی اما باید بعد از آن به 50 میلیون مخاطب فکر کنی که بیننده کار تو خواهند بود اما وقتی کسی در نقشی تثبیت شد دیگر نمی خواهم درباره آن بحث کنم. چون معتقدم آن کار روزی آن آدم است و به خودم می گویم شاید قسمت او بوده.
  • رضا استادی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها