در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دانشآموزان امروز نسبت به بچههای نسل قبل، پول بیشتری نیز در اختیار دارند و همین است که برخلاف گذشته، دست دانشآموزان برای خرید خوراکی باز است. بوفههای مدارس نیز درست به همین علت پررونق است و در نبود نظارتهای دقیق و مستمر، مواد خوراکی را عرضه میکنند که ارزش غذایی ندارد.
فهرست خوردنیهایی که برای سلامت دانشآموزان مضر است، بلندبالاست؛ از چیپس و پفک و سوسیس و کالباس گرفته تا فلافل، همبرگرهای بدون بستهبندی، آبمیوههای صنعتی و شکلاتهای کشدار و چسبناک که مخرب دندانهاست. اما همه این خوراکیها با این که در زیانآور بودنشان تردیدی نیست، در بوفههای مدارس فروخته میشود و شکم دانشآموزان گرسنه را پر میکند.
دستورالعمل آماده نیست
با شروع هر سال تحصیلی، بخشنامههایی به مدارس سراسر کشور فرستاده میشود که در آن نحوه اداره بوفه و این که چه خوراکیهایی باید در آنها عرضه شود، تشریح میشود اما این بخشنامهها کمتر اجرا و در بوفهها نیز تقریبا همان اقلامی فروخته میشود که در همه مغازهها در دسترس است. این در حالی است که اواسط ماه آذر، مدیر کل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت به فارس خبر داد که دستورالعمل جدید تغدیه سالم در مدارس بزودی تهیه و به صورت کشوری ابلاغ میشود.
در واقع وزارت بهداشت بر این گمان است که تغییر نام بوفه مدارس به پایگاه تغذیه سالم و نیز دستورالعمل کشوری نحوه اداره بوفهها به ارتقای کیفیت مواد خوراکی عرضه شده در مدارس منجر میشود، اما بدون تردید نه تغییر نام و نه کشوری شدن دستورالعملها نمیتواند به تنهایی به بهتر شدن اوضاع بینجامد، زیرا اگر اینطور بود بخشنامههایی که تاکنون به صورت استانی ابلاغ شده است، اثرش را بر تغدیه دانشآموزان میگذاشت.
این در حالی است که با گذشت سه ماه از شروع سال تحصیلی هنوز این دستورالعمل کشوری تهیه نشده و به سرانجام نرسیده که این موضوع نشان میدهد تغذیه دانشآموزان و بهطور کلی، سلامت آنها در اولویت قرار ندارد.
نظارتها ضعیف است
گرسنگی دانشآموز صبحانه نخوردهای که کلاس درس را به امید زنگ تفریح تحمل میکند معمولا با خوراکیهای ناسالمی فرو مینشیند که اگر چه شکم را پر میکند و مزه خوبی در دهان باقی میگذارد، اما بیخاصیت است و مواد مغذی را به سلولها نمیرساند.
گردانندگان بوفههای مدارس که برخلاف تاکید دستورالعمل ها، خشکبار، خرما، انواع مغزها، کشمش، نخودچی، آجیل، سویا، توت خشک، انجیر خشک، انواع میوه سالم و ضدعفونی شده در بستهبندی وکیوم، میوه خشک، انواع ماست، کشک، پنیر و بستنی پاستوریزه بجز بستنی یخی را برای فروش عرضه نمیکنند، یکی از متهمان اصلی در تغذیه نامناسب دانشآموزانند.
این بوفهداران مجموعهای از مواد خوراکی کم ارزش و حتی مضر را در دسترس دانشآموزان قرار میدهند، در حالی که موفق میشوند در نبود نظارتهای مستمر و موثر، اجناس خود را تا آخرین عدد به فروش برسانند.
یکی از مدیران مدارس ابتدایی به «جامجم» میگوید درآمد حاصل از فروش مواد خوراکی در بوفه، به مدیر داده میشود و چون مدرسه برای اداره امور به این پول نیاز دارد، نسبت به اینکه چه چیزی به دانشآموزان فروخته میشود، حساسیت نشان نمیدهد. با این حال او توضیح میدهد مدیرانی نیز هستند که به بوفه مدارس نظارت دارند و در صورت مشاهده تخلف، اجناس غیربهداشتی و مضر را جمع میکنند.
اما یکی دیگر از مدیران به «جامجم» میگوید برخی بوفهداران مدارس در عین عرضه مواد خوراکی سالم، اقلام ناسالم اما مورد پسند دانشآموزان را نیز به صورت پنهانی در اختیار آنها قرار میدهند یعنی خوراکیهای سالم را در معرض دید همگان میگذارند و خوراکیهای زیانآور را به دانشآموزانی که آن را مطالبه کنند، میفروشند. این وضع در واقع تائیدی است بر این که نظارتی بر بوفههای مدارس وجود ندارد چون اگر غیر از این بود رابطه پنهانی میان بوفهدار و دانشآموز شکل نمیگرفت.
البته یکی از مدیران «مدارس مروج سلامت» توضیح میدهد نظارت بر بوفههای این مدارس بهتر از مدارس عادی است چون کارشناسان بهداشت محیط در مدارس مروج سلامت سالی یک یا دوبار حاضر میشوند و هم بر بوفهها نظارت میکنند و هم اطلاعاتی راجع به اینکه چه خوراکیهایی و با چه شرایطی باید در اختیار دانشآموزان قرار بگیرد، اطلاع رسانی میکنند.
اما نظارت فقط در مدارس مروج سلامت، گویای عدد کوچکی است. آخرین آماری که دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت ارائه داده، نشان میدهد از بیش از 114 هزار مدرسه موجود در کشور فقط 20 هزار مدرسه عنوان مروج سلامت دارد. (که البته همه این مدارس به معنی واقعی مروج سلامت نیست و برخی از آنها فقط این عنوان را یدک میکشد.)
این در شرایطی است که آموزش و پرورش همچنان با مشکل کمبود مربی بهداشت روبهروست و آخرین آمارها از کمبود دستکم 5000 مربی حکایت دارد. هم اکنون بسیاری از مدارس در نقاط شهری و روستایی از داشتن مربی بهداشت محروم است، به طوری که به گفته مسئولان آموزش و پرورش به ازای هر 4000 دانشآموز یک مربی بهداشت وجود دارد، آن هم در شرایطی که براساس استانداردهای جهانی باید به ازای هر 700 دانشآموز یک مربی بهداشت وجود داشته باشد.
همین است که نظارت بر بوفهها در مدارسی که مربی بهداشت ندارد سختتر میشود و همه چیز به مدیر مدرسه، وجدان کاری او و میزان توجهش به سلامت دانش آموزان برمیگردد.
بوفه مدارس روستایی بدتر از شهرها
در این میان وضع بوفه مدارس در مناطق روستایی پرچالش تر از شهرهاست. مدارس روستایی یا بوفه ندارد که در این صورت دانشآموزان در زنگهای تفریح به مغازههای داخل روستا میروند و دور از چشم بزرگترها خوراکی مورد نظر را میخرند، یا اگر بوفه دارد اجناس مضر را عرضه میکند و بوفهدارش نیز یکی از دانشآموزان مورد اعتماد مدیر است که نه کارت بهداشت دارد و نه میداند چه خوراکیهایی سالمتر است.
طبق دستورالعملهای موجود، خانههای بهداشت روستاها باید بر بوفه مدارس بهصورت دورهای نظارت کنند، اما چون این خانههای بهداشت اغلب کمبود نیرو دارد، تقریبا در هر سال تحصیلی حتی یکبار نیز به بوفه مدارس روستایی سرکشی نمیشود.
این در حالی است که شکل ظاهری بوفههای مدارس (چه شهری و چه روستایی) نیز با آنچه در دستورالعملها عنوان میشود، تفاوت اساسی دارد. بوفه در بیشتر مدارس کشور، اتاقکی در گوشهای از حیاط است که هیچ امکاناتی بجز چهار دیوار، یک سقف و یک در و پنجره ندارد. این در حالی است که یک بوفه استاندارد باید از محل جمعآوری زباله و سرویسهای بهداشتی فاصله داشته باشد، در و پنجرههایش سالم و کف و دیوارهای آن قابل شستشو و بدون درز و شکاف باشد، سطل زباله قابل شستشو و مجهز به کیسه زباله داشته باشد و در آن میز کار سالم با روکش قابل شستشو، قفسهبندی برای چیدن خوراکیها و لولهکشی آب سالم و بهداشتی وجود داشته باشد.
خانواده، حلقه مهم آموزش
خانوادههای پرمشغله امروز که در بسیاری از آنها مادر و پدر همزمان با هم کار میکنند بیشتر از آن که به کیفیت غذا فکر کنند دنبال غذایی هستند که سریع آماده شود و درست کردنش زحمت کمتری داشته باشد.
بازار پررونق فستفودها محصول همین شتابزدگی خانوادههاست که حتی در خانههایی که مادر در آن خانهدار است و فرصت برای طراحی سبد غذایی خانواده را دارد نیز رسوخ کرده است. طبیعی است کودکی که در چنین خانوادههایی رشد میکند و به مدت شش سال ذائقهاش به سمت خوراکیهای کم ارزش متمایل میشود، وقتی به مدرسه میرود نیز دنبال همان ذائقه آشنا میرود و هنگامی که خوراکیهای مورد پسندش را در بوفه مدرسه پیدا میکند، مشتری آن میشود.
پس پیداست برای تغییر شرایط فعلی، خانوادهها و مدارس باید دوشادوش هم حرکت کنند و هر دو در جهتی یکسان به کودکان آموزش بدهند. بدخوری در بین مردم کشور ما عادتی تقریبا همهگیر است و آنطور که رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به فارس میگوید، 7 درصد کودکان ایرانی سوءتغذیه دارند، کودکانی که یا بد غذا میخورند یا چاق هستند و کم وزنی و کوتاه قدی دارند، یعنی چهار معضلی که با عادتهای تغذیهای آنها ارتباط مستقیم دارد و اگر خانواده و مدرسه همچنان نسبت به این موضوع بیتوجه باشند، کودکان بیشتری را درگیر خواهد کرد.
خوراکیهای ناسالم با بدن چه میکند؟
چیپس و پفک و بقیه تنقلات شور گرچه خوش خوراک و خوشمزه است، اما به علت آغشته بودن به نمک برای بدن مضراست. مضر بودن این خوراکیها به این علت است که وقتی میزان نمک در بدن بالا میرود، بدن آب زیادی نگه میدارد و در نتیجه حجم مایعات بدن افزایش مییابد. علت این که نمک، فشار خون را بالا میبرد نیز همین است. این وضع با بیماری عروق کرونری قلب و سکته مرتبط است چون وقتی مقادیر زیادی از مایع در مغز جریان مییابد خطر ضعف در عروق خونی مغز، احتمال پارگی و بروز سکته بالا میرود و این خطری است که طرفداران چیپس، پفک و خوراکیهای شور را تهدید میکند.
سوسیس و کالباس نیز نمک زیادی دارد و چون برخی از انواع آن، دودی، تند و ادویه دار است جذب کلسیم پروتئین در بدن را کاهش میدهد که در نتیجه استمرار این وضع، احتمال بروز پوکی استخوان زیاد است. این در حالی است که بیشتر این محصولات از گوشت سفید یا قرمز تولید نمیشود بلکه محتوی برخی اعضای دام مثل ریه، طحال، مثانه، نخاع، بافتهای غدهای، سنگدان، رگ و پی، پوست، گوشت کله و چربیهای احشایی است که ارزش غذایی کمی داشته و مملو از چربیهای مضر است.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: