
خودرأیی آفت حکومت داری و مدیریت است؛ مدیری که به بلای خودرأیی و منم منم گرفتار شود، بی شک زمین میخورد و عاقبتش شبیه انبوه آنهایی می شود که فکر میکردند عقل کل هستند و در نهایت خودشان و جامعهای را به زمین زدند؛ در حکومت علوی هیچ مدیری حق ندارد به این آفت دچار شود و خودش را از مشورت بزرگان جامعه و دانشمندان بینیاز بداند.
اهمیت بهرهگیری از آرای دانشمندان در نگاه امیرالمونین آنقدر زیاد است که حتی از یادآوری آن به یار امین خود، یعنی مالک اشتر هم غافل نمیشود و به او میگوید که با دانشمندان فراوان گفت و گو کند؛ در نگاه حضرت امیر این برای کارگزار حکومت علوی یک وظیفه است که همواره از نظر بزرگان بهره بگیرد تا امور مملکت و مردمی که اختیارشان را دارد به بهترین نحو ممکن به سر و سامان برسد.
به سنتهای مردم احترام بگذار
در متن نامه امیر المومنین به مالک اشتر آمده است: «...و آیین پسندیدهای را بر هم مریز که بزرگان این امت بدان رفتار نمودهاند و مردم بدان وسیلت به هم پیوستهاند و رعیت با یکدیگر سازش کردهاند و آیینی را منه که چیزی از سنتهای نیک گذشته را زیان رساند تا پاداش از آن نهنده سنت باشد و گناه شکستن آن بر تو ماند. با دانشمندان فراوان گفت و گو کن و با حکیمان فراوان سخن در میان نه، در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد و نظمی را که مردم پیش از تو بر آن بودهاند برقرار.»*
هر جامعهای سنتهای خاص خودش را دارد، بسیاری از این سنتها و آیینها باعث همبستگی مردم میشود، باعث میشود آنها دور هم جمع شوند و با یکدیگر معاشرت کنند؛ این معاشرت و این برخوردهای اجتماعی بنیان یک جامعه را محکمتر میکند؛ برای همین است که امیر المومنین وقتی مالک اشتر را به اداره امور مصر مأمور میکرد نامه ای به نوشت و در آن نامه از اهمیت احترام به سنتهای مردم سخن گفت؛ سنتهایی که جوامع بر اساس آنها زندهاند و دشمنی با آنها دشمنی با مردم به شمار میرود. در حکومت علوی جایی برای مدیرانی که با دانشمندان مشورت نمیکنند و به سنتهای مردم اهمیت نمیدهند، وجود ندارد.
*نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، چاپ بیست و یکم، تهران، 1380؛ صفحه 329
مهدی جلیلی- جامجم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم