در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازی بیان احساسات: اغلب کودکان زمانی که از آنها درباره احساسات درونیشان سوال میشود، محتاطانه عمل کرده به دلیل نوعی ترس، قادر به پاسخگویی نیستند، اما وقتی در متن بازی قرار بگیرند، این حالت دفاعی کاهش پیدا میکند و تمایل به بیان احساساتشان بیشتر میشود. در این بازی، درمانگر کنار کودک مینشیند و بازی را به این صورت به او معرفی میکند: «بیا با هم بازی کنیم. بازیای به نام گفتن احساسات، اول شما چند تا از احساساتی را که دخترها یا پسرهای همسن تو دارند، مثلا بعضی از دوستانت، به من بگو.» درمانگر، تمامی احساسات مطرح شده از سوی کودک را در برگههایی جداگانه یادداشت میکند یا درصورتی که کودک خواندن بلد نباشد، تصاویری از آنها را میکشد. او تصاویر را جلوی کودک بر زمین میچیند و داستانی میگوید که دربرگیرنده احساسات مذکور باشد.
در حین گفتن داستان روی احساساتی که مطرح میکند، مهره یا مهرههایی را با توجه به میزان احساسات مذکور قرار میدهد. به این ترتیب کودک متوجه میشود اندازه و میزان احساسات، در هر فرد متغیر است. در این مرحله، درمانگر شروع به گفتن قصهای درباره خود کودک میکند و با دادن یک جعبه حاوی تصاویر یا کلمات احساسات، از او میخواهد در حین داستان احساساتی را که دارد از جعبه بردارد و بر زمین بگذارد. پس از آن، نوبت به کودک میرسد که داستانی از احساسات مذکور بیان کند و نوبت درمانگر است که کلمات یا تصاویر احساسات را از جعبه بیرون بیاورد و روی زمین بچیند. به ترتیب این بازی ادامه مییابد تا احساساتی که در کودک سبب ایجاد مشکلات رفتاری او شدهاند، آشکار شوند. این روش برای کودکان دارای اضطراب و مشکلات رفتاری، مؤثر است.
بازی زندگی رنگی: در این روش، درمانگر درصدد است کودک برای احساسات مختلف رنگهای مختلفی را در نظر بگیرد و سپس از آنها برای شناسایی احساسات درونی کودک استفاده میکند. به این ترتیب که درمانگر ابتدا سوال میکند مثلا چه احساسی میتواند دارای رنگ قرمز باشد. اگر کودک در پاسخگویی عاجز باشد، درمانگر خود یک حس را پیشنهاد میدهد مثلا عصبانیت. درمانگر میگوید چه زمانی آدمها ابروهایشان را جمع میکنند و صورت آنها قرمز میشود و کودک میگوید وقتی عصبانی هستند. به این ترتیب برای هر احساس یک جفت رنگی در نظر گرفته میشود، به طور مثال قرمز ـ عصبانی، آبی ـ غمگین، سیاه ـ خیلی غمگین، نارنجی ـ هیجانزده، سبز ـ حسادت، قهوهای ـ کسالت، خاکستری ـ تنها و بیکس، زرد ـ خوشحال. پس از تفهیم کامل کودک از رابطه بین رنگها و احساسات، درمانگر کاغذی به کودک میدهد و از او میخواهد احساساتی را که در طول زندگی با آنها مواجه بوده، رنگآمیزی کند. کودک مختار است این کار را به هر روشی که دلخواه اوست انجام دهد؛ مثلا از اشکال هندسی استفاده کند یا طراحی مورد نظر خودش را انجام دهد. پس از آن، درمانگر سعی میکند سر صحبت را با کودک باز کند و از او میخواهد درباره تصویری که خودش ترسیم کرده، صحبت کند. در صورتی که بیش از یک کودک در درمان شرکت داشته باشد، به طور طبیعی مقایسه تصاویر بین کودکان انجام خواهد شد و کودکان احساسات ترسیم شده خودشان را در گفتوگو آشکار میکنند.
تکنیکهای مؤثر دیگری نیز وجود دارد که هدف تمامی آنها ایجاد ارتباط مناسب میان والدین و کودک است به گونهای که کودک بتدریج، تواناییهای لازم را برای برقراری رابطهای مناسب به صورت کلامی و عملی با دنیای اطراف و والدینش کسب کند و احساس آرامش و امنیت را در جهت ادامه سالم مسیر زندگی خویش به دست آورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: