در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خلق شخصیت میکی ماوس و ساخت فیلمهای انیمیشن و ماندگاری چون سفید برفی و هفت کوتوله، پینوکیو، سیندرلا و کتاب جنگل فقط بخشی از رویاسازی این شخصیت برجسته و شرکت دیزنی است.
با این که دیزنی سردمدار و پیشقراول تکنیک انیمیشن دستی در دنیا بود و در آن به تبحر ویژهای دست یافته بود، اما جدا از او بسیاری دیگر از انیماتورها و سازندگان انیمیشن از این شیوه سنتی استفاده میکردند و کارهای شاخصی هم در این زمینه ارائه دادند. سِل انیمیشن (Cell Animation) که به انیمیشن سنتی، کلاسیک یا دستی هم معروف است، در واقع قدیمیترین سبک هنر پویانمایی است. در این سبک همه فریمها با دست طراحی میشود.
از آنجا که هر سلطنتی را پایانی است، دوران باشکوه انیمیشنهای دستی دیزنی نیز در اواخر دهه 90 میلادی تا اندازهای متزلزل شد. هرچند هنوز هم هرازگاهی شرکت والتدیزنی محصول جدیدی را با تکیه بر تکنیک انیمیشن دستی روانه بازار میکند، اما پیشرفت فناوری و گسترش استفاده از رایانه و نرمافزارهای مختلف خیلی زود راهش را به سینما و هنر ـ صنعت انیمیشن هم باز کرد و زنگ خطر را برای انیمیشنهای دستی به صدا درآورد.
ظهور یکی پس از دیگری کمپانیهای مختلف برای تولید این انیمیشنها دلایل خاص و منطقی خودش را داشت. انیمیشنهای رایانهای هم زمان تولید کمتری را به خود اختصاص میداد و هم قابلیتهای شگفتانگیزتری نسبت به انیمیشنهای سنتی داشت. هرچند خیلیها حتی هنوز هم سادگی و بیپیرایگی انیمیشنهای دستی بخصوص از نوع مجموعههای ژاپنیاش را ترجیح میدهند و در مقابل تماشای انیمیشنهای رایانهای مقاومت میکنند.
اما انصافا مقاومت در برابر نخستین انیمیشن بلند رایانهای یعنی «داستان اسباببازی» کار دشواری بود. استودیوی انیمیشن پیکسار سال 1986 توسط استیو جابز معروف و فقید و ادوین کتمول تاسیس شد و یک دهه بعد انقلابی در صنعت انیمیشن ایجاد کرد. موفقیت شگفتانگیز «داستان اسباببازی» باعث تولید قسمتهای دیگری هم شد و راه را برای تولید انبوهتر انیمیشنهای رایانهای در آمریکا و دیگر نقاط دنیا فراهم کرد.
هجوم انیمیشنهای رایانهای هرچند در آغاز کمی بازار انیمیشنهای دستی و کلاسیک را از رونق انداخت و آن را به عقب راند و الان میتوان گفت که در مقایسه با رقیب سنتی و قدیمیاش در جایگاه بالاتر و جلوتری از لحاظ تولید ایستاده است، اما در ضمن باعث شد که کمپانیهای تولیدکننده انیمیشنهای دستی هم تکانی به خود بدهند و دست به رقابت دلپذیری بزنند؛ رقابتی که برنده معنویاش تماشاگران خردسال و بزرگسال سراسر جهان هستند.حجم تولید سالانه انیمیشنهای رایانهای و دستی به قدری بالا رفت که آکادمی اسکار سرانجام تسلیم شد و از سال 2001 اسکار مستقلی را برای بهترین فیلم بلند پویانمایی در نظر گرفت و انیمیشن محبوب «شرِک» به عنوان نخستین اثر بلند پویانمایی چراغ اول انیمیشن در اسکار را روشن کرد.
انیمیشنهای دستی و کلاسیک بخصوص آنها که توسط کمپانیهای بزرگ مثل والتدیزنی ساخته میشد بخودی خود و به دلیل شخصیتهای متنوع و داستانهای جذاب و ماجراجویانه از جذابیت کافی و کامل برخوردار بودند، اما به هر حال بخش عمدهای از موفقیت آنها مدیون صداپیشگانی بوده و هست که به شخصیتهای کارتونی جان می بخشند. تیپگویی و کارتونگویی از زمانی به عنوان شاخهای پرطرفدار و درعین حال دشوار از هنر گویندگی فیلم تبدیل شد و با تولید انبوه و روزافزون انیمیشنها افراد بیشتری را درگیر کرد. صداسازی و انعطاف در لحن و سازگاری با کاراکترهای اغراق شده از ویژگیهای اصلی گویندههای کارتونهاست.
انیمیشنهای دستی آنقدر جذابیت داشتند که برای گویندگی نقشها اصلا نیاز به حضور صداهای مشهور برای نقشها نداشتند، همین که صداپیشهای حتی ناشناخته میتوانست در حد و اندازههای شخصیت صحبت میکرد و جذابیت او را با قدرت صدای خود تکمیل میکرد، کافی بود.
اما اوضاع از جایی به بعد تغییر کرد. الان دیگر مثل گذشته جهان انیمیشن در انحصار شرکت والتدیزنی نیست و پیکسار و دیگر کمپانیهای بزرگ و کوچک توجه ویژهای به تولید انیمیشن دارند.
بنابراین در این بازار رقابت بسیار شدید و فشرده نیاز به ابزارهای خاص و منحصربهفردی برای پیروزی و برنده شدن است.امروزه صداپیشگی چهرهها و ستارگان سینما برگ برنده شرکتهای تولید انیمیشن است، یعنی همان چیزی که مدیران پیکسار هم در انقلاب انیمیشنیشان بدرستی آن را لحاظ کردند و مورد توجه قرار دادند. استفاده از تام هنکس بازیگر مشهور و توانای هالیوود برای صداپیشگی کاراکتر وودی نقش بسزایی در موفقیت اثر در آمریکا داشت و تماشاگرانی که با نقشهای قبلی این بازیگر خاطراتی داشتند از شنیدن صدای او در موقعیتی کارتونی لذت میبردند. «شرک» هم صدای ستارههایی چون مایک میرز، ادی مورفی و کامرون دیاز را یدک میکشید و بخش عمدهای از جذابیتش را مدیون آنها بود.
بازتاب خوب این فیلمها راه را برای حضور هر چه بیشتر ستارگان سینما برای صداپیشگی در انیمیشنها باز کرد. چراکه هم تماشاگران از آن استقبال میکردند و هم این مساله برای خود آن چهرههای سینمایی نوعی چالش بازیگری همراه با شگفتی بود.
صداپیشگی داستین هافمن، جک بلک، آنجلینا جولی و جکی چان در «پاندای کونگفوکار»، جانی دپ در «رنگو»، پل نیومن در «ماشینها»، ووپی گلدبرگ در «شیرشاه» و وودی آلن، سیلوستر استالونه، جین هاکمن، آن بنکرافت، شارون استون، کریستوفر واکن، دنی گلاور و جنیفر لوپز در «مورچهها» فقط نمونههایی از حضور ستارهها در انیمیشنهای معروف است.
سینما همچنان به راهش ادامه میدهد و هر روز هم انیمیشن تازهای تولید و عرضه میشود. ستارههای سینما نیز در این میان هرازگاهی هوس میکنند برای چند روزی کودک درونشان را احیا کنند و صدایشان را به شخصیتهای کارتونی وام دهند. ما که با شنیدن صدای این بازیگران دوستداشتنی شگفتزده میشویم و لذتش را میبریم، اما انصافا عجب بازگشت به کودکیِ سودآوری!
علی رستگار/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: