جناح دوم خرداد در میدان 27 خرداد

جریان موسوم به اصلاح طلبان یا به تعبیر دیگر گروههای دوم خردادی ، در انتخابات ریاست جمهوری 84 فاقد انسجام و یکپارچگی هستند که البته دور از انتظار نیست. این طیف در گذشته هم دارای انسجام درونی نبود
کد خبر: ۶۲۳۸۷
و فقط برای کسب پیروزی در مقابل رقیب ، یکپارچه عمل می کرد و صرفا در شرایط مشابه ، تا حدودی همچون گذشته می تواند به وحدت مقطعی و موقتی برسد.
در انتخابات سال 76و با انگیزه حمایت از خاتمی ، بسیاری از گروههای دوم خردادی موجود و گروه هایی که بعدا اعلام موجودیت کرده اند، در کنار هم قرار گرفتند در حالی که دیدگاه ها و مشرب فکری و مواضع سیاسی و اقتصادی آنان ، تفاوتهای زیادی با یکدیگر داشت.
در طی این 8سال نیز غالب آن اختلافات پا برجاست و حتی بر حجم آنها، افزوده شده است. در وضعیت موجود، دست کم چند گرایش را می توان در جریان اصلاح طلبان مشاهده کرد:

1-گروههای سیاسی در حاشیه حکومت که با جریان اصلی حاکم بر کشور از سالهای اولیه انقلاب تاکنون ، مخالفند و از نظر اعتقادی و سیاسی ، نوع حکومت کنونی با محوریت اصل ولایت فقیه را نپذیرفته اند؛ اما در عین حال خود را ملتزم عملی به قانون اساسی کشور می دانند و با تفسیر دمکراتیک از دین و نه تفسیر دینی دمکراسی بر گسترش ساز و کار دمکراسی مورد نظر خود در نظام و اصلاح قانون اساسی و تغییر برخی از اصول آن اصرار دارند.
بدنه اصلی این نیروهای سیاسی را جریانی از روشنفکران لائیک ، جمعی از روشنفکران دینی با اعتقاداتی متفاوت از جریان روشنفکری دینی دهه های گذشته ، نیروهای موسوم به ملی و ملی مذهبی و طیفی از عناصر سابقا انقلابی و اینک تجدید نظرطلب تشکیل می دهند که هر چند در رخدادهایی چون انتخابات ریاست جمهوری ، انگیزه مشارکت فعالانه را ندارند؛ امابه منظور حفظ نفوذ خود در حاکمیت و تاثیرگذاری بر روند حوادث سیاسی کشور و ایجاد فرصتی برای بقا و فعالیت فکری و سیاسی و سرانجام به منظور زمینه سازی برای تحولات مورد نظر، به صورت اعلام شده و ناشده ، در عرصه انتخابات حاضر می شوند و به نزدیک ترین گزینه به مواضع خود رای می دهند.
البته گروه هایی چون نهضت آزادی که خود را مخالف قانونی حاکمیت می دانند، در تمامی انتخابات ریاست جمهوری و مجلس گذشته ، ثبت نام هم کرده اند؛ ولی با رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان مواجه شدند و به عنوان اعتراض ، از رای دادن به دیگر نامزدهای تایید صلاحیت شده هم سرباز زدند.
نمونه بارز آن ، تحریم انتخابات ریاست جمهوری سال 76 است که با صدور اعلامیه «رای سفید اعتراض» محقق شد، هر چند پس از دوم خرداد، خود را به عنوان مفسر آرای مردم ، پیروز ضمنی انتخابات هم معرفی کردند.
گروه هایی از این طیف ، اساسا دستاورد دوم خرداد را ناکامی و شکست می دانند و به همین دلیل ، موافق تکرار تجربه ای مشابه نیستند. غالب اینان در تفسیری متفاوت از دیگر نیروهای مدعی اصلاح طلبی ، اساسا اصلاحات از درون را ناشدنی تلقی می کنند و «نفی» را جایگزین «نقد» کرده اند و به همین دلیل ، شرکت در انتخابات را چندان امر دلبخواه و مطلوبی نمی دانند.
این نیروها اگر در نهایت در این امر مشارکت کنند، برای گریز از حاکمیت یکپارچه طیفی است که در مقابل اصلاحات از بیرون یا نفی حاکمیت ، مقاومت بیشتری نشان می دهد و حاضر به ایجاد بستر برای تحولات مورد نظر آنان نیست.
در حالی که برخی از گروه های درون حکومت با پذیرش حق قانونی برای مخالفت مخالفان ، دست کم فرصت فعالیت آزادانه را برایشان میسر می سازند.
از گروه های عضو جبهه دوم خرداد، شاخه ای از «دفتر تحکیم وحدت» که در واقع خود را «دفتر تحکیم دمکراسی» می داند، از تمامی سوابق اعتقادی و سیاسی مندرج در مرامنامه و اساسنامه این تشکیلات دانشجویی فاصله گرفته است و از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به صورت رسمی ، طفره می رود و شاید این تنها گروهی است که در میان 18گروه دوم خردادی ، رسما مایل به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 84نیست.

2-در درون حکومت ، نیروها و جریان سیاسی فعالی حضور دارند که بیشترین تعامل سیاسی و فکری را با نیروهای دسته اول تجربه کرده اند و اینک در دفاع از نامزدی دکتر مصطفی معین ، بسیج شده اند. محوریت این جریان را دو حزب سیاسی مشارکت و مجاهدین انقلاب به عهده دارند.
این دو حزب درون حکومت ، در منتهای فاصله از مرکز نظام قرار گرفته اند و در گرانیگاه فکری و هسته مرکزی اعتقادی این دو جریان ، دیگر استقرار یک حکومت دینی بر مبنای اصل ولایت فقیه ، یک اندیشه مقبول نیست بلکه مقوله آزادی و دمکراسی برای آنان نیز اهمیت درجه اول را پیدا کرده است و به همین دلیل ، همکاری با گروه های دسته اول را برای کسب قدرت سیاسی ، کاملا پذیرفته اند.
در کانون فکری این گروه ، می توان کسانی را یافت که به جریان روشنفکری دینی با چهره های شاخصی چون دکتر عبدالکریم سروش تعلق دارند و حضور دین در عرصه اجتماع را در هیبت حکومتی اش ، نمی پذیرند و به همین دلیل ، به حکومت دینی هم اعتقاد ندارند و با انکار هرگونه ولایت ، اصل ولایت فقیه را نیز منکرند.
البته باید پذیرفت که گونه ای کثرت اعتقادی و سیاسی در درون این طیف هم وجود دارد و نمی توان غالب افراد متعلق به این جریان را بی اعتقاد به مبانی یک حکومت دینی تصور کرد؛ اما کم نیستند کسانی که در درون این جریان سیاسی ، فعالند و در عین حال به خاطر اعتقاد به مبانی تفکر و اندیشه شبه لیبرالیستی ، چندان میانه ای با حکومت دینی و مبانی تفکری حضرت امام ندارند یا همچون هواداران سیاسی آقای منتظری ، نسبت به مصداق مشخص ولایت فقیه ، ان قلت می کنند.
دو حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب به مثابه گرانیگاه سیاسی این جریان ، قصد حضور فعالانه در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 را دارند و به طرح یک چهره سیاسی دانشگاهی به عنوان نامزد خود مبادرت کرده اند.
معرفی دکتر معین ، می تواند برپا کردن علم استقلال از سوی این جریان تلقی شود و مرز این طیف سیاسی و متحدان آن را با چند جریان زیر مشخص کند:
اول ، گروهی از دوستان و همراهان سیاسی آنان همچون شاخه ای از دفتر تحکیم وحدت که اصلا اعتقادی به حضور در صحنه انتخابات ندارد و به رو در رو قرار دادن مردم با حکومت و بهره گیری از فشارهای جهانی برای ایجاد دمکراسی مورد نظر رسیده است.
مدافعان دکتر معین در واقع به راه حل اصلاحات از درون و تحقق تمام ظرفیت های قانون اساسی و تغییر تدریجی و آرام برخی ساز و کارهای مورد نقد، وفادار مانده اند.
دوم ، احزاب و گروه های دوم خردادی با محوریت مجمع روحانیون مبارز که از نامزدی کروبی دفاع می کنند. مدافعان دکتر معین در واقع با خط مشی سیاسی مجمع روحانیون و دیگر حامیان این گروه همچون حزب همبستگی ، تفاوت مشرب مشهودی دارند و جز در شرایط اضطرار، حاضر به حمایت از نامزد آنها نیستند.
سوم ، جریان ها و احزاب سیاسی مدافع دولت هاشمی رفسنجانی که از دوم خرداد به بعد در ردیف گروه های دوم خردادی قرار گرفتند اما در این مقطع بار دیگر به حمایت از وی برخاسته اند همچون کارگزاران سازندگی و حزب اسلامی کار.
البته مدافعان دکتر معین در شرایطی ویژه حاضرند از نامزدی هاشمی رفسنجانی هم حمایت کنند اما اکنون معتقد به چنین عقب نشینی بزرگی نیستند زیرا رای آوردن نامزد اختصاصی خود را محتمل می دانند، ضمن آن که با فرض عقب نشینی از نامزدی دکتر معین ، گزینه دوم آنان می تواند کروبی باشد نه هاشمی رفسنجانی.
در مجموع ، ائتلاف حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر همراهان فکری و سیاسی آنان ، همچنان به مدل اصلاحات از درون معتقدند و شرکت در انتخابات را علیرغم همه دشواری هایی که برایشان وجود دارد، پذیرفته اند. البته نگرانی از رد صلاحیت نامزد مورد حمایتشان وجود دارد که در آن صورت در داخل این جریان هم اختلاف بروز خواهد کرد.
بدین معنا که گروهی از آنان ، به سمت حمایت از نامزدهای دیگر در جبهه اصلاح طلبان روی می آورند و قلیلی از آنها نیز به سمت گروه اول تمایل پیدا کرده و احتمالا در انتخابات شرکت نخواهند کرد.
3-جریان سوم اصلاح طلبان را «مجمع روحانیون مبارز» نمایندگی می کند. این طیف را باید اصلی ترین و قوی ترین گروه در جبهه اصلاح طلبان تلقی کرد.
انتخاب دبیر کل مجمع به عنوان نامزد ریاست جمهوری را با توجه به سوابق سیاسی و دو دوره مدیریت مجلس از سوی کروبی ، باید طبیعی ترین تصمیم تلقی کرد. در عین حال باید توجه کرد که کروبی نمی تواند همچون خاتمی ، محور مشترک همه گروه های طیف اصلاح طلب باشد در حالی که دیگر نامزدهای اولیه روحانیون یعنی میرحسین موسوی و احتمالا موسوی خوئینی ها، می توانستند چنین نقشی را بازی کنند. کروبی طی 8 سال گذشته نشان داد که به مبانی تفکری حضرت امام و اندیشه حکومت دینی و اصل ولایت فقیه و مصداق موجود ولایت فقیه ، همچنان پایبند است و اصلاحات را نه به معنای توبه از گذشته بلکه به مفهوم کارآمد کردن حکومت می بیند.
وی در هنگام مطرح شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم ، بسان دوران امام از حکم حکومتی رهبری دفاع و این طرح را از دستور کار مجلس خارج کرد. در مقطعی دیگر به مخالفت با استراتژی استعفای تدریجی یا دستجمعی نمایندگان عضو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی برخاست. به هنگام اعلام تحصن گروهی از نمایندگان مجلس ششم هم با آنان همراهی نکرد.
در انتخابات مجلس هفتم هم باوجود اعتراض و انتقاد آن دو گروه ، شرکت کرد و باوجود پیش بینی نتیجه ، عقب ننشست ، در نهایت هم رهبری انقلاب ، همین مواضع وی را ستود و از وی به خاطر فعالیت های مجاهده آمیزش در مجلس ششم و انتخابات مجلس هفتم ، تقدیر کرد و او را به سمت مشاور رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گمارد.
شاید این مواضع از منظری به سود جایگاه اجتماعی کروبی منجر شده باشد ولی باید پذیرفت برای گروههایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی از همفکران آنها، نقطه مثبت به حساب نمی آید و میل به حمایت از کروبی را در آنان کاهش می دهد.
مجمع روحانیون مبارز، حزب همبستگی و دیگر تشکلهای حامی کروبی ، از جنبه تایید صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان ، نگران نیستند اما یقینا در این که وی مورد حمایت مردم قرار گیرد و رئیس جمهور شود، تردید دارند بویژه آن که بخشهای بزرگی از جریان اصلاح طلبان ، نامزد دیگری را مطرح و از وی حمایت می کنند.
مجمع روحانیون مبارز، به گونه ای در انتخابات شرکت می کند که راه ائتلاف با دیگر نامزدهای اصلاح طلب را به روی خود بسته است چرا که رسما کروبی را به عنوان نامزد نهایی خود معرفی کرده که حاضر به کنار رفتن به سود هیچ نامزد دیگری نیست.
این امر یعنی آن که جبهه اصلاح طلبان یا با تعدد کاندیداها در انتخابات شرکت می کند و یا اگر قرار بر ایجاد وحدت و جبهه مشترک باشد، محور مشترک آنها کروبی خواهد بود. با این استراتژی ، مجمع روحانیون مبارز می خواهد همچون گذشته خود را محور جبهه موسوم به چپ و بعدها محور اصلاح طلبان قلمداد کند و شایسته نمی داند که منفعلانه به حمایت از کاندیداهای دیگر گروههای اصلاح طلب بپردازد.
4-یکی از گرایشهای نسبتا قابل توجه در طیف اصلاح طلبان را حامیان هاشمی رفسنجانی تشکیل می دهند. البته شخص هاشمی رفسنجانی را نمی توان در طیف اصلاح طلب ، دسته بندی کرد اما گروههایی چون کارگزاران سازندگی و حزب اسلامی کار که از گروههای اصلی اصلاح طلب به حساب می آمدند، هاشمی رفسنجانی را بر دیگران ترجیح می دهند و در تلاشند تا بار دیگر وی را به صحنه مبارزه انتخاباتی بکشانند.
اینان البته از منظر اعتقادی و سیاسی ، تفاوت مشرب دارند ولی اگر هاشمی رفسنجانی در صحنه انتخابات حاضر شود، متفقا از او حمایت می کنند. جالب این است که آقای هاشمی هیچ تمایلی به کنار آمدن با اصلاح طلبان ندارد و عملا به جلب حمایت نیروهای موسوم به راست و ائتلاف با آنان می اندیشد اما این گروهها امیدوارند که با آمدن هاشمی ، نظرات آنان تامین شود و سهم آنان در قدرت سیاسی محفوظ بماند.
این گروهها صرفا بر سر نامزدی هاشمی رفسنجانی ممکن است در کنار طیف موسوم به راست قرار گیرند و الا اگر رئیس مجمع تشخیص مصلحت به هر دلیلی به صحنه نیاید، اینان مجددا به سراغ طیف اصلاح طلب می روند و از نامزدهای آنان حمایت خواهند کرد مگر آن که کاندیدای دیگری کاملا همسو با مواضع آنان - از جمله حسن روحانی - پای در عرصه رقابت گذارد و خلاء هاشمی را برایشان پر کند که ظاهرا امری بعید است.
5-به موارد فوق باید نامزدهای احزاب کوچکتر و مستقل های با گرایش جانبدارانه از حرکت اصلاح طلبان را افزود: اصغرزاده ، کواکبیان ، مهرعلیزاده ، رهامی و شاید افرادی دیگر هم به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرحند که چندان پایگاه اجتماعی و سیاسی قابل توجهی ندارند و اگر ائتلافی هم در این جبهه ایجاد شود بر سر آنها نخواهد بود.
قطعا این افراد در نهایت از عرصه رقابت انتخاباتی ، کنار می کشند مگر با این استدلال که چون آرای زیادی را به خود اختصاص نمی دهند و باعث شکست نامزد اصلی اصلاح طلبان نمی شوند، از فرصت موجود استفاده کنند و به طرح نظرات و دیدگاه های خود در سطح ملی و با استفاده از رسانه فراگیر صداوسیما بپردازند.

علی شکوهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها