یادداشت

معرفی به شیوه قطره‌چکانی

تعریف موقعیت‌ها و معرفی شخصیت‌ها اساسا به‌عنوان یکی از نقاط عطف داستان مورد توجه هر فیلمنامه‌نویسی است، بویژه آن که قرار باشد شخصیت اعمال قهرمانانه داستان را انجام دهد. بهترین نوع معرفی شخصیت نیز آن است که آرام آرام و در مسیر پیشروی داستان صورت گیرد. بنابراین نیازی به داشتن یک روایت مستقل از متن دیالوگ‌ها نیست؛ بلکه می‌توان ویژگی‌های اخلاقی، خط فکری و پیشینه شخصیت‌ها را در قالب دیالوگ‌های سایر کاراکترها یا تعامل‌شان در ارتباط با نقش‌های دیگر تعریف کرد. همچنین بهتر است معرفی با ضرباهنگ خاصی انجام شود.
کد خبر: ۶۲۰۸۰۳

معرفی همانند دیگر عناصر داستان باید از یک الگوی پیش‌رونده برخوردار باشد، بنابراین کم‌اهمیت‌ترین نکات پیش از بقیه آورده می‌شود. سپس نوبت به اطلاعات مهم‌تر می‌رسد و بالاخره در انتها، اطلاعات ضروری ارائه می‌شود. اطلاعات ضروری نیز همان رازها و حقایق دردناکی است که شخصیت‌ها نمی‌خواهند آن را بدانند یا از دانستنش به نوعی طفره می‌روند. همچنین نویسنده عاقل باید به این اصل توجه داشته باشد که بهترین رویدادها را برای آخر داستان نگه دارد. چون اگر همه چیز خیلی زود برملا شود، بیننده مدت‌ها پیش از این‌که نقاط اوج فرا برسد، آنها را دیده است.

به بیان دیگر نویسنده بر داستان تسلط و نظارت دارد، بنابراین ارائه اطلاعات به شیوه قطره چکانی بهترین راهکار برای حفظ مخاطب تا پایان است و کنجکاوی وی را برای ادامه دادن به تعقیب و گریزهای قصه برمی‌انگیزاند. درواقع ایجاد پرسش برای او یک اصل مهم در تامین جذابیت کار است. این‌که چرا شخصیت چنین رفتار می‌کند، چرا فلان اتفاق رخ نمی‌دهد و ده‌ها چرای دیگر در ذهن بیننده ناشی از تمایل و انگیزه بالای او برای تداوم توجهش به دنباله داستان است.

حال این پرسش در راستای معرفی زندگی‌نامه قهرمان می‌تواند طرح شود. برای مثال یک راه این است که قصه از دوران کودکی او شروع و آنگاه تمام مراحل زندگیش تا رسیدن به وضع فعلی مرور شود. البته این شیوه اگرچه ممکن است مناسب باشد، اما برخی قصه‌ها امکان چنین گستره‌ای را فراهم نمی‌کند و شاید فرصتی برای پرداختن به همه رخدادهای تولد تا مرگ قهرمان در اختیار نویسنده نباشد.

ضمن این‌که داستان‌های اینچنینی نیازمند ستون فقراتی قدرتمند و دارای تداوم خواهد بود. در حالی که این‌گونه آثار غالبا به جای گنجاندن چند دهه از زندگی قهرمان بر پایه قصه‌های مربوط به بازهای زمانی کوتاه‌تر ازجمله چند هفته، چند ماه یا چند ساعت پی‌ریزی شده‌اند.

باوجود این، اگر بتوان یک ستون فقرات انعطاف‌پذیر و قابل تحمل آفرید، در این صورت می‌توان چند دهه را نیز در یک داستان گنجاند، بی‌آن‌که کار چند قسمتی شود یا تکه تکه و بدون پیوند به نظر برسد. منظور از تکه‌تکه شدن هم دربرگرفتن دوره‌های زمانی طولانی نیست؛ بلکه منظور وجود وقفه‌های نامنظم و متفرقه است که البته این موضوع نیز به میزان زمان مورد پوشش در یک اثر ربط مستقیمی ندارد؛ چراکه حوادث یک‌روزه برای قهرمان داستان هم اگر در یک نقطه به هم اتصال نیابد می‌تواند به همان میزان پاره پاره به نظر برسد.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها