در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به واسطه شرایط حاکم بر جامعه تازه متحول شده دهه 60 و البته جنگ تحمیلی، بخش عمده برنامهها و مجموعههای تلویزیونی آن زمان ترکیبی از تبلیغات و شعارهای مستقیم با ظرافتهای هنری کمرنگ بود. درواقع این اغراق در پیامرسانی و شعار دادن مستقیم برای مخاطب آن زمان که در حال خانهتکانی ذهنی برای دریافتی جدید از مفاهیم و رسیدن به باورهای جدید بود، لازم به نظر میآمد.
به همین دلیل است وقتی امروز آثار آن دوره را مرور میکنیم بیش از ضعف کیفی و هنری، الزامات آن دوره و البته چارچوبهای بسته و محدودیتهای ناشی از شرایط در ذهنمان شکل میگیرند که یادآور آن دوران گذار خاص بودند. در این مقطع، آثاری هم ساخته شدند که نهتنها در خاطره مخاطبان آن دوره، بلکه تا امروز نیز ماندگار شدند.
طبعا با گذر سالها و دههها و نهادینه شدن بسیاری از مفاهیم و باورها انتظار این که کیفیت و وجوه هنری اهمیت بیشتری در تولیدات رسانه ملی پیدا کند و پیامرسانی نمود ظریفتری یابد، توقعی دور از ذهن نیست، اما باید پذیرفت آنچه در واقعیت اتفاق افتاده بیش از هر چیز توجه به کمیت و میزان تولیدات سالانه در راستای اهداف تثبیت شده با تکیه بر آمار و ارقام برای رضایتمندی مخاطب بوده است.
درواقع فرمولهایی که بهعنوان نسخههای سحرآمیز جلب مخاطب به دست آمده و سالهاست سرمشق تولیدات تلویزیونی قرار میگیرد، در رسانه استفاده شده، که با رعایت موازین علمی از آنها میتوان از آنها عبور کرد، اما آنچه امروز باید مهم شمرده شود، تاثیرگذاری بر ذائقه مخاطب و ارتقای سلیقه آن است. در طول این سه دهه، مخاطب تلویزیونی به گونهای عادت داده شد که در قسمت اول بیشتر مجموعهها تکلیفش با شخصیتها، قصه و ماجرا روشن شود و پایان ماجرا را از همان آغاز حدس بزند و البته گاهی هم برای اطمینان از حدسهای درست خود، به صفحه تلویزیون نگاهی بیندازد!
در این میان معدود مجموعههایی هم بودند که با میزان متفاوتی ساختارشکنی، سازندگان آنها هنوز این رسالت را برای خود قائل بودند که باید قدمی هرچند کوچک ـ متناسب با بضاعت خود ـ در جهت ارتقای سلیقه مخاطب و تغییر آن بردارند، اما متاسفانه همین آثار هنگام پخش یا از قبل از آن با واکنشهای پسزننده به عقبنشینی، دیده نشدن یا عقیم ماندن محکوم شدند.
از ساعت شنی تا حیرانی، داوران، خرده ستمگران و... که برخی با جرح و تعدیلهایی هم روبهرو شدند، گروهی با پخش در ساعتهای نامناسب و نامنظم سوختند و البته برخی هم با وقفههایی چند ساله پخش شدند.
البته برخی بر این باورند هر نوع تخطی از سوی سازندگان سریالها برای تغییر ذائقه مخاطب به مثابه یک عمل انتحاری قلمداد میشود، غافل از اینکه این عمل، رقابت را از بین میبرد و وقتی رقابت در کار نباشد افزایش کیفیت مفهوم پیدا نمیکند؛ چون رسالت مهمی به نام ارتقای سلیقه مخاطب به فراموشی سپرده شده است.
سحر عصرآزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: