تقابل بینندگان جدید سریال‌های قدیمی، با کنجکاوی و هیجانی همراه است که خیلی از ما با آن آشناییم

سفر با تلویزیون به گذشته‌ نزدیک

چند روز پیش در کتابفروشی دنبال کتابی می‌گشتم که چشمم به کتابی با جلدی مثل دفترهای مشق 40 برگ و 60 برگی آن زمان‌هایمان خورد. آن زمان‌ها منظورم زمان ما دهه شصتی‌هاست. کتاب را برداشتم.
کد خبر: ۶۲۰۷۶۳

رویش نوشته بود «یادتونه» و بعد که ورق زدم کلی تصویر آمد جلوی چشمم. خاطره روزهایی که تند‌تند مشق‌هایمان را می‌نوشتیم که برویم سراغ «پروفسور بالتازار»، «پسر شجاع» و «خانواده دکتر ارنست»، وقت‌هایی که معلم با چشم‌های جستجوگرش میان میزها می‌چرخید تا ببینیم قرعه به نام کدام بخت‌برگشته‌ای می‌افتد که برود پای تخته و درس جواب بدهد، شب‌های امتحان و ترس از نمره پایین آوردن و خجالت کشیدن پیش همکلاسی‌ها. کتاب را که گذاشتم سر جایش فروشنده آمد و گفت کتابی که برداشتید پرفروش‌ترین کتاب تقریبا همه کتابفروشی‌هاست. پیش خودم گفتم خب چندان هم جای تعجب نداشت، چون ما کلا مردمان خاطره بازی هستیم.

مثل این‌که امروز روز خاطره‌هاست. توی اتوبوس یکی داشت به دوستش می‌گفت راستی خبر داری دوباره فلان سریال قدیمی دارد پخش می‌شود؟

یاد یکشنبه‌های گذشته، ولو شدن جلوی تلویزیون و منتظر شروع سریال شدن و دعا کردن افتادم برای این‌که مبادا یک وقت برق وسط‌های سریال برود و داستان نصف کاره بماند.

زمان‌هایی بود که برعکس این روزها سرگرمی دیگری جز تلویزیون تماشا کردن نداشتیم. تمام فکر و ذکرمان پیش سریال‌های تلویزیون و برنامه‌های کودک بود و بی‌تابی برای هفته بعد و دیدن یک قسمت دیگر از سریال مورد علاقه. درست است که این روزها سرگرمی‌های بیشتری برای گذران وقت داریم و دیگر داستان‌های بسیاری از سریال‌های آن موقع برایمان تکراری شده است، اما هنوز هم برای خیلی‌ها تماشای دوباره سریال‌های دهه 70 و 80 مساوی است با زنده شدن مجموعه‌ای از غم‌ها، شادی‌ها، اشک‌ها و حسرت‌ها. جدا از این سریال‌ها، کارتون‌های زیادی هم هستند که دوران کودکی و نوجوانی خیلی از ما ـ و البته نسل قبل از ما! ـ با آنها گذشته و لذت تماشای آنها از یادمان نمی‌رود. مثلا دکتر ارنست و خانواده‌اش و «بچه‌های کوه آلپ» و «فوتبالیست‌ها» که از بزرگ و کوچک پایش می‌نشستند. یادم می‌آید وقتی فوتبالیست‌ها شروع می‌شد، ما دهه شصتی‌ها که بیشتر وقت‌مان به بازی با بچه‌های کوچه می‌گذشت، خودمان را به خانه می‌رساندیم و از لذت تماشای کاکرو یوگا که از شدت ضربه با توپ داخل دروازه می‌شد (خدا می‌داند چطور) و شوت‌های سوباسا اوزارا که حدود یک ربع برای هر ضربه لفتش می‌داد، در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم. این روزها علاوه بر شبکه‌های مختلف سیما که هر از گاهی پخش دوباره یکی از کارتون‌های قدیمی را در برنامه خود قرار می‌دهند شبکه پویا در ساعت‌های مختلف روز کارتون‌های قدیمی را پخش می‌کند. گربه بی‌باک و موش کوچیکه، خانواده دکتر ارنست، بچه‌های کوه آلپ، فوتبالیست‌ها، آن‌شرلی، سفید برفی، حنا دختری در مزرعه ازجمله کارتون‌هایی هستند که از این شبکه پخش می‌شوند.

جدا از برنامه «یادگاری» که هر پنجشنبه شب از شبکه سه پخش می‌شود و نگاهی به سریال‌ها، کلیپ‌ها، آهنگ‌ها و گزارش‌های چند دهه پیش دارد، این روزها دیگر شبکه‌های تلویزیون هم دست به دست هم داده‌اند تا سفر دوباره‌ای داشته باشیم به روزهای گذشته. هرچند بیشتر این برنامه‌ها را برای یک‌بار یا بیشتر دیده‌ایم، اما برای خیلی از ما دوباره دیدنشان همان حال و هوای سابق را زنده می‌کند و برای آنها که برای اولین بار این سریال‌ها را می‌بینند مساوی است با کنجکاوی و هیجانی که خیلی از ما با آن آشناییم.

سارا بابایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها