نرخ جدید مبادلات ارزی و اقتصاد جهانی

از آنجا که دلار نقش قابل توجهی در معاملات جهانی به عهده دارد و بسیاری از کشورهای جهان در مبادلات خود از این پول استفاده می کنند، کاهش نرخ آن ، تحولات جدید اقتصادی را در بازارهای جهانی به وجود آورده که صاحب نظران اقتصادی بخصوص صاحب نظران غربی را نگران کرده است.
کد خبر: ۶۲۰۰۲

کاهش ارزش دلار به شکلی بوده است که بسیاری از کشورهای جهان ذخایر ارزی خود را از دلار به یورو تبدیل کرده اند.
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که اگرچه کاهش ارزش دلار تاثیر بسزایی در اقتصاد امریکا داشته است ، اما بر دیگر کشورها و در نتیجه بر رشد اقتصادی جهان نیز بی تاثیر نبوده و اثرات نامطلوبی را به جای خواهد گذاشت.
مطلب حاضر با این نگاه ، به تحلیل کاهش ارزش دلار پرداخته و این پرسش را مطرح می کند که آیا کسری بودجه امریکا و کاهش ارزش دلار می تواند به عنوان یک مسکن برای رشد اقتصاد جهان عمل کند؛
وجود تحولات اخیر اقتصادی در ایالات متحده خبرهای خوشایندی را برای مردم این کشور به ارمغان آورده است. این خبرها شامل افزایش روند اشتغال (2/4 میلیون شغل جدید در سال گذشته)، تورمی که رشد نکرده و پایین است (نرخ کمتر از 2درصد)، رشد بازار سهام (بالای 11درصد که در مقایسه با ماه نوامبر افزایش یافته است) و رشد سرمایه گذاری اقتصادی (افزایش نرخ بالای 14درصد اواخر 2004) بوده است.
این خبرهای خوبی برای اقتصاد امریکا به شمار می رفت. در این میان افزایش قیمت استثنایی نفت تا مرز 50 دلار قابل توجه بود. باید گفت اقتصاد امریکا با همان سرعت افزایش اشتغال رشد کرد و این رشد به آرامی افزایش نرخ تورم بود.
آن سوی همه این شادمانی ها شاخص هایی وجود دارند که با یک عملکرد پنهان ، پتانسیلی برای ایجاد مشکلات اقتصادی ترسناک فراهم می کند که این موضوع نگرانی صاحب نظران و تحلیلگران اقتصادی را برانگیخته است.
این موضوع ، کسری بودجه و احتمال مشکلات اقتصادی داخلی و یا حتی قیمت 2 دلاری بنزین برای هر گالن نیست ، بلکه این مساله بهای دلار است.
اگر شما به سابقه ارزش دلار رجوع کنید، جایگاه دلار مقابل خیلی از ارزهای خارجی عوض شده است. دلار از جایگاه قدرتمند خود اواسط سال 2001 نزول کرد و به 38درصد در مقابل یورو، 23 درصد در برابر ین و 25 درصد در برابر دلار کانادا رسید. بیشتر کارشناسان اقتصادی انتظار ادامه این کاهش نرخ را داشتند.
بنا بر اظهارات نریمان بهروش ، اقتصاددان درخصوص آینده اقتصاد جهانی در ادامه این روند یورو ممکن است از 34/1 دلار به 45/1 دلار و ین از 97 به 104 برسد. (هر 97 ین معادل یک دلار است.)
برای بیشتر امریکایی ها نرخ برابری دلار با ارزهای دیگر مساله ای ناملموس است. کاهش بهای دلار بیشتر برای خارجیان که در مقابل مجبور به از دست دادن شغل خود در این کشور هستند، گران تمام می شود. از سوی دیگر این فشار بر بهای واردات خودرو خواهد بود و سطح رقابت جهانی را در مقابل تولیدات امریکا بهبود می بخشد.
درحقیقت مفهوم سقوط دلار آن است که اقتصاد جهانی برای پیشرفت و توسعه ، راه پرزحمتی را فرا سوی خود دارد. برای 15 سال اقتصاد امریکا موتوری برای حرکت اقتصاد جهانی داشت که از طریق افزایش تجارت و کسری بودجه جاری صورت می گرفت. (کسری بودجه جاری شامل مواردی از قبیل حمل ونقل و گردشگری است.)
کسری بودجه جاری امریکا در سال 2004، 650 بیلیون دلار بود که یک رکورد 6/5 درصدی برای اقتصاد امریکاست.(GDP)کشورها از فرستادن کالا به خریداران مشتاق امریکایی سود می برند، در حالی که ایالات متحده در چرخه این صادرات میزان قابل توجهی از دلار را خارج می کند تا این کالاها را وارد کند و مشکل اصلی برای امریکا اینجاست که چنین کشورهایی در حال حاضر دلار بیشتری نسبت به نیازشان در اختیار دارند.
اگر این روند تقاضا برای هر چیز از سیب و عروسک گرفته تا قطعات رایانه از سوی مصرف کنندگان امریکایی ادامه داشته باشد، قیمتها کاهش خواهند یافت و دلارهای بیشتری در مقابل یورو، ین و پوند به فروش خواهد رسید و این موضوع باعث کاهش مجدد ارزش دلار خواهد شد و طبیعتا اقتصاد جهانی نمی تواند بدون توجه به این کسری تجاری بزرگ ایالات متحده جلو برود.
با درآمد حاصل از صادرات به امریکا، کشورها بودجه کلانی را به دست می آورند که می توانند به وسیله آن اوراق قرضه و دیگر سرمایه گذاری های امریکا را بخرند و در اختیار گیرند، سپس با فروش این سهام و اوراق قرضه باعث پایین آمدن ارزش دلار و کنترل بازار را در اختیار گیرند و زیان بسیاری را برای شهروندان امریکایی فراهم آورند.
این موضوع باعث ایجاد یک بحران اقتصادی در ایالات متحده خواهد شد و رابطه میان مصرف کنندگان و تجار را از بین می برد.
آنچه در این مرحله باعث دلسردی است آن است که هیچ کس نمی داند چطور این معما را حل کند. بری ایکنگرین از دانشگاه کالیفرنیا واقع در برکلی می گوید: امریکا هرگز با وجود چنین قرض سنگین بین المللی نمی تواند رهبریت اقتصادی جهان را در اختیار داشته باشد.
هر چقدر این کسری تجاری زیاد ادامه یابد فشار مالی بیشتری بر کشورها وارد خواهد شد. در این صورت آنها مجبورند یا به بالا بردن ذخیره ارزی خود بپردازند یا به فروش دلار مبادرت کنند.
در این میان برای کشورهایی که وابستگی زیادی به این کسری تجاری امریکا دارند، رشد اقتصادی آنها با رکود اقتصادی چشمگیری مواجه خواهد شد، زیرا این مازاد تجاری در واقع تصویری در آیینه از کسری بودجه امریکاست.
در سال 2004، این مازاد 7/3 درصد رشد ناخالص ملی (GDP)در ژاپن و 3/2 درصد در چین ، 9/2 درصد در آلمان ، 6 درصد در تایوان و 8/7 در بلژیک تاثیر گذاشته است.
امریکا مجبور به کم کردن این عدم تعادل است که البته اجرای آن تنها روی کاغذ آسان است ، زیرا در این صورت مردم امریکا باید کمتر مصرف کنند، بیشتر صادر کنند، مالیات بیشتری بپردازند، هزینه دولت به حداقل برسد و نرخ بهره افزایش یابد که همه این اقدامات بر مصرف کنندگان فشار می آورد.
در عین حال ، کشورهای آسیایی نیز اجازه افزایش نرخ برابری پول خود برابر دلار را می دهند، در حالی که این کار را برای یورو نمی کنند.
در نتیجه صادرات کشورهای آسیایی به امریکا گران قیمت و واردات آنها از امریکا ارزان تر است و در نهایت این موضوع باعث می شود اروپاییان بازار خود را معتدل کنند و نرخ بهره را کاهش دهند.
این روند باعث افزایش رشد اقتصادی اروپا خواهد شد و به آن معناست که آسیا و اروپا تولید بیشتر و توانایی اقتصادی بهتر از امریکا را تجربه خواهند کرد.در مهندسی اقتصاد ثابت شده است که تحقق چنین موضوعی غیرممکن است ، زیرا تمام کسری های تجاری یا مازادهای آنها فقط اعداد و ارقام آماری نیستند، بلکه مولفه هایی هستند که بر قوانین اجتماعی موثرند و نقطه تلاقی سیاست اقتصادی جهان با سیاست های داخلی امریکا به شمار می روند.
نتیجه این سیاست های جهانی آن است که الگوی دایمی رشد اقتصادی جهانی متوقف شود و یک روز ضربه سنگینی بر پیکره امریکا وارد آورد.به نوشته کاترین مان از انستیتوی اقتصاد بین الملل امریکا، این افزایش باعث افزایش علاقه امریکایی ها برای خرید اجناس خارجی به دلیل قیمت ارزان آنها نسبت به تولیدات داخلی است.
حال پرسش نگران کننده ای که امریکا با آن مواجه است ، آن است که آیا این ترتیب کار اتفاق می افتد و 2قطب جدای اقتصادی به وجود می آید؛
در یک سوی کشورها سعی در زنده ماندن خواهند داشت زیرا نرخ بهره آنها بسیار بالاست. کشورهای آسیایی برای مثال چین ، مجبور به ایجاد میلیون ها فرصت شغلی برای ثبات سیاسی و اجتماعی خود خواهند بود.
همچنین چین سعی در جلب سرمایه های خارجی در کارخانجات خود دارد و این باعث پیشرفت فناوری این کشور و تقویت مهارت های مدیریتی آن می شود.
در تئوری ، بهترین روش این است که به عنوان یک صادرکننده بزرگ باقی ماند و ارز ارزان داشت.به منظور جلوگیری از افزایش نرخ برابری دلار برای کشورهای آسیایی مازاد تجاری را تا هر اندازه که لازم است با دلار خریداری کرد.
در خلال سالهای 1997 تا 2004 چین از 143 بیلیون دلار 578بیلیون دلار ژاپن از 220 به 834 بیلیون دلار و ژاپن از 220 به 834 دلار و کره از 20 به 199 بیلیون دلار خرید ارز داشته اند.
امریکایی ها نیز معاملات خوبی را انجام داده اند. مدیر شرکت Treasury bonds می گوید: ما برای خارجی ها کاغذ پاره فرستادیم و در عوض خودرو، لباس و چیب های رایانه ای گرفتیم.
مایکل دولی ،پیتر گاربر و دیویدفولکرتس اقتصاددانان بانک Landau of Deutsche استدلال می کنند برای این که افراد متنفع شوند، سیستم می تواند دست نخورده با آینده ای قابل پیش بینی باقی بماند.
براساس نظریات دیگر اقتصاددانان چنین چیزی اتفاق نمی افتد. این وضعیت ذاتا ناپایدار است. دسموندلاکمن از انستیتوی سرمایه گذاری امریکا در این باره می گوید: مشکل بسیاری از کشورها آن است که امریکا را سرپا نگه دارند، حتی اگر آسیایی ها دلار امریکا را بخرند، بانکهای مرکزی دیگر دولتها به آنها دلار می فروشند.
این کسری به آن معناست که کشورهای خارجی باید روزانه 2بیلیون دلار را حفظ کنند. در مطالعات اخیر انتشارات بانک مرکزی که میان 65بانک مرکزی انجام شد (که ظاهرا شامل بانک مرکزی ژاپن و بانک مردمی چین نیست) مشخص شد دو سوم کشورها از سوی دلار به سمت یورو حرکت کرده اند.
همچنین سرمایه گذاران خصوصی نیز دلار را ترک کرده اند. چنین آسیبی به اقتصاد امریکا تقریبا اتفاقی نامطبوع است. فکر کنید درباره آنچه بتازگی در ماه فوریه اتفاق افتاد، وقتی بانک مرکزی کره اعلام کرد ممکن است ذخایر مبادلات ارزی خود را از دلار به پول دیگر تغییر دهد نه تنها دلار سقوط کرد بلکه Dow در مقام 179قرار گرفت.
این دقیقا همان واکنشی است که اقتصاددانان می ترسند تا مبادا چین آن را انجام دهد. شاید استدلال های آلن گرین اسپن درست باشد.
براساس شواهد و سخنرانی های کنگره ، او پیشنهاد کرده است که تجارت کلان حاضر و کسری بودجه به شکل نامحدود نمی تواند ادامه یابد، اما کاهش این میزان می تواند این وضعیت را تنظیم کند.
به عبارتی بیشتر مردم عادی در امریکا به این موضوع توجه ندارند و این به دلیل سردرگمی در تغییرات نرخ ارز، برنامه های سرمایه گذاری و سیاست های دولت است و در این میان اقتصاد جهانی رفته رفته بدون ایجاد بحرانی عظیم به سمت موازنه الگوهای تجاری می رود.این موضوع حتما اتفاق می افتد. بعضی نشانه های مساعد نیز در این زمینه وجود دارد.
اقتصاد رو به زوال ژاپن نشانی از اصلاحات است. دلار در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و یورو هنوز بشدت زیادی بازارهای سهام و سرمایه امریکا را تحت فشار قرا ر نداده است.
در نهایت کشورهای آسیایی نیز می توانند محصولات خوبی را برای شهروندان خود تولید کنند و همچنین متوسط کلاس مصرف خود را افزایش دهند. دونالد استراسژایم اقتصاددان در گزارشی عنوان کرد که بیشتر کارخانجات تولید کفش چین برنامه دارند تا سال 2008، بیش از 1000 انبار فروش داشته باشند که این رقم در حا ل حاضر به بیش از 350رسیده است.
اگر چینی ها و بیشتر آسیایی ها، در کشور خود سرمایه گذاری کنند آنها کمتر به هدایت رشد صادرات وابسته خواهند بود و بیشتر به سمت بهاگذاری مجدد پول خود اقدام خواهند کرد. حقیقت آن است که هیچ کس نمی داند چه اتفاقی خواهد افتاد.
از جنگ جهانی دوم دلار پول اصلی تجارت جهانی است و از دلار در تجارت های جهانی که حتی هیچ یک از دو طرف معامله امریکایی نیستند، استفاده می شود. برای مثال 80درصد تجارت تایلند وکره جنوبی با دلار انجام می شود. این موضوع حتی بین فرانسه و آلمان سهمی حدود یک چهارم را به خود اختصاص داده است.
این موضوع به این معناست که تا وقتی دلار این نقش جهانی را دارد امریکا احتیاجی به کم کردن کسری تجاری خود ندارد. به دلیل آن که دلار برای جهان بسیار مهم است به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی امریکا به شمار می رود که مدتها چنین است و امریکا دلار را از تجارت و کسری بودجه خود خارج نمی کند. جهان خواستار و نیازمند دلار است.
این کاهش درآمد نسبتا کم از یک تا 2درصد رشد ناخالص ملی ، کمک می کند به اقتصاد دیگران. گفتن این موضوع سخت است. یک احتمال نا امید کننده وجود دارد و آن این که کاهش اخیر بهای دلار نتوانسته است مانع کسری رشد تجارت شود.
با این تئوری به نظر می رسد کاهش ارزش دلار، صادرات امریکا را ارزان تر و واردات امریکا را گران تر می کند.آلن گرین اسپن در این ارتباط یک توضیح را بیان می کند.
وی می گوید: صادرکنندگان امریکایی به همان اندازه که ما به التفاوت سود خود را کاهش می دهند، قیمتها را افزایش و امریکا بازار فروش خود را از دست می دهد. همچنین کاهش ارزش دلار ممکن است به حد اندکی به صادرات امریکا کمک کند.
رابرت پیازا، رئیس شرکت پمپ در کلیف بر این باور است که دلار به صادرات اروپا کمک می کند، اما صادرکنندگان اروپایی می گویند این میزان تنها به مقدار 5درصد در صادرات آنها موثر است.
از آنجا که ارزش دلار در جهان با اهمیت است ، دلار نقش مهمی در سیاست خارجی امریکا بازی می کند و این یک حقیقت قدیمی است. پس از جنگ جهانی دوم اروپا مقدار کمی از موجودی دلار داشت (نقشه مارشال).
میزان قابل توجهی از سرمایه را اختصاص داد تا اروپاییان بتوانند غذا، سوخت و ماشین آلات را برای بازسازی خریداری کنند. اگر امروز دلار به سمت کاهش گراییده است ، حتما واکنش شدیدی در اقتصاد دیگر کشورها در آینده مشاهد خواهد شد. تقریبا اروپاییان احساس سوئاستفاده را در این میان دارند.
ذخیره پولی بیشتر کشورها آسیایی به شکل دلار است و احساسات ضد دلار به سمت یورو متمایل می شود. مردم می خواهند دلار بفروشند و یورو بخرند. بالا رفتن قیمت یورو صادرات اروپا را کاهش می دهد و رشد آرام اقتصادی را تهدید می کند.
اگرچه در این میان ناراحتی و خشم غیرقابل فهم است ، اما آنها دراین میان فریب خورده اند. حقیقتی که در رشد اقتصاد جهان منتشر شده ، نامتزلزل است و به آسانی می تواند به حقیقت بپیوندد.
کسری کلان بودجه تجاری امریکا همچون یک مخدر در اختیار اقتصاد جهان است و همچنین مانند هر ماده مخدری حقیقی آرامش واقعی به ارمغان نمی آورد. اگرچه آسیایی ها می توانند توسعه صادرات خود را کنترل کنند و اروپاییان اقتصاد خود را رونق بخشند، امریکایی ها نیز می توانند این بهم ریختگی اقتصادی و مصرف بیش از حد خود را اصلاح کنند.
صعود و سقوط دلار ظاهرا وضعیت خطرناکی را به وجود آورده است ، اما جان کانلی وزیر اسبق خزانه داری امریکا بر این باور است که دلار همچنان می تواند به عنوان پول رایج مردم امریکا مطرح باشد و این مشکل جهانیان است.

کتایون مافی
نیوزویک / 12 مارس 2005
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها