در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازیهای کم گل بسیاری از تیمها نشان میدهد تیمهای لیگ برتر انسجام لازم را به دست نیاوردهاند و از طرفی با پا به سن گذاشتن یا بازنشسته شدن تعدادی از بازیکنان، افراد تازه وارد نتوانستهاند جای خالی آنها را پر کنند. بازیکنان شاغل در لیگهای خارجی نیز از دور نظارهگر بازیهای ایران هستند تا به این ترتیب تغییرات و افت و خیزهای فراوان لیگ جاری را ارزیابی یا آن را با لیگهایی که در آن حضور دارند مقایسه کنند. با توجه به رقابت ایران با چین در عرصه بسکتبال ملی، ارزیابی سطح بازیهای باشگاهی دو کشور اهمیت ویژهای دارد. بسکتبال ایران در رده ملی تیمی قدرتمند دارد که چینیها قادر به رقابت با تیم ملی نیستند. پایه این تیم ملی را بازیکنانی در ابتدای سالهای 1380یا 1381 به عنوان بازیکنان جوان در تیمهای باشگاهی گذاشتند و بسکتبال ایران بیش از یک دهه با همان بازیکنان در آسیا نتیجه گرفت. جوانان امروزی لیگ برتر بسکتبال محصول تفکرات بعد از بازیکنانی همچون نیکخواه بهرامی یا مهدی کامرانی و دیگر نسل طلایی بسکتبال هستند که تا چند سال دیگر باید همپا و همسطربا نسل قبلی، موفقیتهای بسکتبال در عرصه ملی را ادامه بدهند.
این نسل در لیگ کنونی به طرز غیرمنتظرهای وارد بازیها شد. خالیشدن تیمها از بازیکنان با تجربه، عزیمت برخی از بازیکنان به لیگهای خارجی و افزایش تیمها با محدودشدن جمعیت انسانی در لیگ برتر به ورود اجباری جوانان به بدنه 12 تیم لیگ برتر بسکتبال منجر شد. بسیاری از تیمهایی که ادعای جوانگرایی دارند بالاجبار به سوی استفاده از این بازیکنان رفتند در حالی که جوانگرایی به معنای واقعی تعریف خاصی دارد و پروسه خود را باید در طولانیمدت طی کند.
این روزها با ضعف تیمها تنها بهانهای که میتواند روی بسیاری از اشکالات سرپوش بگذارد بحث جوانگرایی است، اما کسی نمیپرسد آیا تیمها نباید برنامه تدریجی برای این اصل داشته باشند؟ لیگ بر اساس استانداردهای رایج، محلی برای آزمون و خطای جوانان است یا این افراد باید در لیگهای پایه و سپس بتدریج در لیگ برتر جایگزین شوند؟ در سالهایی که اعتقاد باشگاه به مربیان کم است، حامیان مالی وارد لیگ نمیشوند و نوسانات تیمها حتی با شروع رقابتهای لیگ برتر از بین نمیرود، بحث جوانگرایی مسکن خوبی برای درد بلاتکلیفی است.
بازیهای کم گل
همزمان با لیگ برتر بسکتبال ایران لیگ بسکتبال چین در جریان است. بازیهای پرگل در این لیگ که اخبارش میرسد تماشاگران بسکتبال ایران را به حیرت وامیدارد که تفاوت بسکتبال ایران با باشگاههای چین چه اندازه است؟ تیم ملی ایران، تیم ملی چین را در آسیا شکست میدهد و چند دورهای است که براحتی هم این کار را انجام میدهد، اما در بسکتبال باشگاهی دو کشور چه اتفاقی افتاده است؟ بازیهای لیگ چین پر گل است و گاهی امتیازات رد و بدل شده بین دو تیم به اندازه دو بازی لیگ برتر ایران است. بازیهایی در لیگ ایران طی چهار هفته از برگزاری آن با امتیاز 34 یا 50 و 52 به پایان رسیده است اما لیگ چین با 115 و 120 امتیاز. بازیهای لیگ چین 48 دقیقهای است، اما ایران از قوانین آماتور 40 دقیقه بازی استفاده میکند. هشت دقیقه بیشتر از بازیهای ایران نیز نباید این اختلاف را در سطح نتایج بازیهای چین با ایران ایجاد کند. بازیکنان ایران میدوند، تلاش توام با سر و صدا در بازی دارند، اما تابلوی نتایج، نمایشی منطبق با داد و قالهای داخل میدان ندارد. لیگ چین بازاریابی بسیار گسترده همراه با سرمایهگذاری حامیان مالی دارد و همزمان با افزایش تعداد تیمها قوانینی در جهت تقویت تیمهای تازه وارد یا ضعیف وضع میشود. این تیمها معافیتهایی دارند که اتحادیه برای تقویت آنها در نظر میگیرد. آنها سعی میکنند لیگ خود را به استانداردهای رایج در سطح دنیا برسانند. بنابراین بحث تیم ملی در بازیهای باشگاهی به آن معنا که در ایران مطرح است در چین مورد توجه قرار نمیگیرد. روی این اصل لیگ چین حتی در دیرکرد برگزاری رقابتهای NBA بازیکنان این لیگ را به سوی خود فرامی خواند. دو فصل پیش زمانی که بازیکنان NBA به نحوه دستمزدها و پرداخت مالیات در این لیگ معترض بودند بازیهای NBA با تاخیر برگزار شد، اما اتحادیه بسکتبال آمریکا به بازیکنانش این اجازه را داد تا در دیگر لیگها شاغل شوند بر این اساس تعدادی از آنها لیگ چین را انتخاب کردند.
امید به استعدادها
لیگ چین به اعتقاد بسیاری حتی اکنون که بازیکنان ایرانی در این لیگ شاغل هستند از لیگ ایران با کیفیتتر است. لیگ برتر ایران در سالهای گذشته شرایط بسیار خوبی داشت، اما نحوه برخوردها و مشکلات اقتصادی لیگ ایران را از ریل خارج کرد.هر سال با یک قانون تازه و البته با تصمیمهای دست و پاگیر لیگ برتر به اینجا رسید که هویت خود را به نسبت لیگ چین از دست داد. امسال با تغییر مدیران سازمان لیگ شعار تغییر و ثبات بخشی در لیگ برتر شنیده میشود، اما در بین همه این شعارها نشانی از برنامهریزی بلندمدت نیست، اگر هم باشد به رسانهها اعلام نشده تا در جریان چند و چون کارها قرار بگیرند. بازیکنان خارجی در لیگ برتر ایران برای پر کردن جای خالی در فهرست تیمها میآیند و با آمد و شد این بازیکنان میتوان تشخیص داد اهداف واسطهگری در میان است یا مطالعهای در زمینه ورود بازیکن خارجی صورت نمیگیرد.در لیگ چین، مسئولان تیمها این موارد را برطرف کردهاند و بسان چند فصل پیش که بازیکنان خوب خارجی موجب پیشرفت بازیکنان ایران در لیگ برتر بودند، اینک خارجیهای لیگ چین با دقت برگزیده میشوند تا علاوه بر نتیجهگیری برای درآمدزایی باشگاه، در بهبود ابعاد فنی بازیکنان چینی مفید واقع شوند. لیگ چین مشکلات سختافزاری خود را نیز برطرف کرده است، در شرایطی که در لیگ ایران بهترین و پر افتخارترین تیم که مهرام باشد هنوز در تالار استیجاری تمرین میکند. قهرمان پنج دوره باشگاههای آسیا تالار اختصاصی برای برگزاری بازیها و جذب هوادار ندارد. تبلیغات دور زمین نادیده گرفته میشود و بابت پوشش تلویزیونی نیز چیزی دست این تیم را نمیگیرد.
لیگ برتر بسکتبال هنوز کار دارد تا لیگ برتر شود و استانداردهای رایج در دیگر لیگها از جمله لیگ چین را رعایت کند با این حال این لیگ، از نظر داشتن استعدادهای خدادادی استثناست. بازیکنان مستعدی که با تجربیات بدست آمده در همین لیگ با اوضاع آشفته آن میتوانند از سرشناسترین بازیکنان بسکتبال باشند و در عرصههای ملی همچنان خوش بدرخشند. از همین لیگ با امکانات محدودش و گاه با اعمال سلیقههای تند اطرافیانش باز هم میتوان حامد حدادیها به NBA فرستاد یا دل به درخشش ارسلان کاظمیها بست که تحصیل و بسکتبال را در کالجهای آمریکا دنبال میکنند.
محمد رضاپور / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: